بازار هدف چیست و چگونه می توان شما را تعریف کرد

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

یکی از اولین اقدامات برای شروع یک تجارت ، تعیین بازار هدف شماست. این مرحله به تنهایی می تواند پایه و اساس کالاهایی باشد که شما ایجاد می کنید ، چگونه تجارت خود را برند می کنید و در نهایت به چه کسی بازاریابی می کنید.

با توجه به این نکته ، شما باید دارایی هایی را توسعه دهید که با بازار هدف خود طنین انداز باشد. با ایجاد یک وب سایت تجاری که نشان دهنده تجارت شما است ، شروع کنید و از زبان و تصویری قابل اعتماد برای مخاطبان خود استفاده کنید. در نظر بگیرید که چه طاقچه ای را می توانید در آن قرار دهید و چه چیزی تجارت شما را از رقابت جدا می کند. از آنجا می توانید پیام رسانی ، مارک تجاری و تبلیغاتی را برای بازار هدف خود ایجاد کرده و منجر به افزایش بیشتر به مشتریان شوید.

خواندن را ادامه دهید تا در مورد تعریف بازار هدف خود اطلاعات بیشتری کسب کنید و نکات تخصصی در مورد نحوه اجرای این هدف را در طول استراتژی تجاری خود کسب کنید.

بازار هدف چیست؟

بازار هدف شما مصرف کننده اصلی محصول شماست. هنگامی که می دانید این کیست ، می توانید تلاش های مارک تجاری و بازاریابی خود را به سمت آنها تنظیم کنید.

یک بازار هدف می تواند از یک گروه گسترده مانند مردان متاهل بالای 40 سال در ایالات متحده تشکیل شود ، یا می تواند بسیار باریک باشد ، مانند زنان گیاهخواری شهری ، آگاه و سالم در تگزاس. بازار شما به نیازهای مصرف کننده خاص به آدرس محصول شما بستگی دارد.

سه جنبه اصلی یک بازار هدف عبارتند از:

جمعیت شناسی: سن ، جنس ، درآمد ، تحصیلات یا وضعیت اشتغال.

جغرافیایی: مکان اصلی بازار شما.

ویژگی های شخصیتی: آنچه را که دوست دارند و دوست ندارند ، و همچنین در آنجا که خرید می کنند و مارک های مورد علاقه خود را دوست دارند.

برای مشخص کردن بازار هدف خود ، باید داده های مربوط به طاقچه محصول ، مشتریان و رقبای خود را تجزیه و تحلیل کنید.

بازار هدف در مقابل مخاطب هدف

اغلب به صورت متناوب استفاده می شود ، بازار هدف و مخاطبان هدف یکسان نیستند. بازار هدف شما مصرف کننده نهایی است در حالی که مخاطب هدف شما به چه کسی تبلیغ می کند. در حالی که ممکن است بازار هدف شما در مخاطبان هدف شما قرار بگیرد ، که شما تبلیغ می کنید تا در پایان ، کسی باشد که محصول را مصرف می کند.

برای روشن شدن ، بیایید به یک مثال نگاه کنیم: به عنوان مثال اسباب بازی های بچه ها یک بازار هدف بسیار واضح دارند: کودکان. علاوه بر این ، اسباب بازی ها اغلب به سمت کودکانی که با یک دسته جنسیت خاص شناسایی می شوند ، به بازار عرضه می شوند. با این وجود ، بچه ها اسباب بازی های خود را خریداری نمی کنند. بنابراین شرکت های اسباب بازی باید استراتژی های تبلیغاتی خود را بر والدین (مخاطب هدف) متمرکز کنند تا اسباب بازی ها را برای فرزندان خود (بازار هدف) بفروشند.

به عنوان مثال ، Generation Alpha ، بچه هایی که بین سالهای 2010 تا 2025 با والدین هزاره متولد شده اند ، با اسباب بازی های بسیار متفاوتی نسبت به والدین خود بازی می کنند زیرا هزاره ها ترجیحات مصرف کننده متفاوتی نسبت به والدین بومر کودک دارند. والدین هزاره به جای خرید در فروشگاه های بزرگ جعبه برای بسته های اسباب بازی با رنگ روشن ، احتمالاً بیشتر از خرید اسباب بازی های تمیز ، مینیمالیستی و جنسیتی از تبلیغات اینستاگرام یا آمازون خریداری می کنند. بنابراین ، شرکت های اسباب بازی از ترجیحات هزاره (مخاطب هدف) برای فروش اسباب بازی ها به نسل خود Alpha Kids (بازار هدف) استفاده می کنند.

چگونه می توان بازار هدف خود را تعیین کرد

01. داده های مصرف کننده را جمع آوری کنید

اولین قدم برای تعریف بازار هدف شما کسب اطلاعات بیشتر در مورد مشتریان است. حتی اگر به تازگی یک فروشگاه آنلاین راه اندازی کرده اید و هنوز مشتری زیادی ندارید ، این شیوه ها بیشتر از این خط استفاده می کنند.

با جمع آوری اطلاعات در مورد خریداران فعلی و گذشته شروع کنید و سعی کنید ویژگی هایی را که مشترک دارند ، شناسایی کنید. این داده ها به شما کمک می کند تا محصول خود را به افرادی که دارای علایق مشابه هستند ، به بازار عرضه کنید. اگر هنوز در مراحل اولیه تجارت خود هستید و فروش محصول خود را شروع نکرده اید ، به بازارهای رقیب نگاه کنید و از آن اطلاعات برای تعیین بازار هدف خود استفاده کنید.

با استفاده از ابزارهای تجزیه و تحلیل وب سایت ، رسانه های اجتماعی و سیستم عامل های تجزیه و تحلیل بازاریابی ایمیل ، در اینجا برخی از نکات داده ای که می خواهید در نظر بگیرید آورده شده است:

سن: آیا مشتریان شما یک دهه یا نسل مشترک را به اشتراک می گذارند؟آیا آنها هزاره ، بزرگسالان مسن هستند یا چیزی در این میان هستند؟

مکان: بیشتر مشتریان شما در کجا در جهان زندگی می کنند؟شهرها ، کشورها و مناطق مختلف را در نظر بگیرید.

زبان: مشتریان شما در کدام زبان صحبت می کنند؟به یاد داشته باشید که زبان مشتریان شما لزوماً زبان غالب کشورشان نیست.

هزینه هزینه: عوامل اقتصادی و اقتصادی را در نظر بگیرید که ممکن است بر مشتریان شما تأثیر بگذارد. چقدر پول مایل هستند یا قادر به خرج کردن هستند؟

سرگرمی ها و شغلی: مشتریان شما از چه کاری لذت می برند؟حرفه های آنها چیست و در اوقات فراغت چه می کنند؟

مرحله زندگی: مشتریان شما در زندگی کجا هستند؟آیا آنها دانشجویان دانشگاه هستند؟والدین جدید؟بازنشستگان؟

اگر شرکت شما به جای B2C B2B است ، می خواهید به جای مصرف کنندگان فردی ، به دنبال ویژگی های شرکت ها باشید. این صفات عبارتند از:

اندازه تجارت: آیا مشاغلی که از شما کوچک ، متوسط یا بزرگ خریداری می کنند؟

مکان: این مشاغل از نظر جسمی کجا واقع شده اند؟

عمودی: بیشتر این مشاغل در کدام صنایع هستند؟

بودجه: این مشاغل چگونه پول جمع کرده اند؟در نظر بگیرید که آنها چقدر مایل هستند یا قادر به صرف کالاهایی مانند شما هستند.

حتماً این اطلاعات را به صورت منظم ردیابی کنید تا بتوانید یافته های خود را سازمان یافته و به راحتی روندها را مشخص کنید. تجزیه و تحلیل این روندها به شما امکان می دهد ویژگی های مشترک را در پایگاه مشتری خود شناسایی کنید. این ویژگی ها تلاش های بازاریابی ورودی شما را آگاه می کند و استراتژی شما را به سمت مخاطبان هدف خود سوق می دهد.

02. مزایای محصول خود را بدانید

قدم بعدی درک انگیزه مصرف کنندگان در خرید محصول شما است نه یک رقیب. شما می توانید این اطلاعات را با صحبت مستقیم با مشتریان خود ، درخواست توصیفات و با انجام تحقیقات عمیق رقیب برای درک تفاوت بین محصول خود و آنها بیاموزید.

با مزایا و نه فقط ویژگی های محصول یا خدمات خود آشنا شوید. ویژگی ها ویژگی های محصول شما هستند. به عنوان مثال ، اگر مشاغل شما چمدان هایی را به فروش می رساند ، ممکن است محصول خود را کوچک ، جمع و جور و داشتن محفظه های متعدد توصیف کنید. از طرف دیگر ، مزایای محصول شما مزایایی است که برای مشتریان شما به ارمغان می آورد. به این فکر کنید که چگونه محصول شما زندگی شخصی را بهتر یا آسان تر می کند. چمدان جمع و جور و چند محفظه مزایای حمل و بسته بندی آسان را به عنوان حمل و نقل ارائه می دهد.

درک این مسئله که چگونه محصول شما نیازهای خاص بازار هدف خود را برآورده می کند ، بسیار مهم است. به عنوان مثال ، برای شرکت چمدان که در بالا مورد بحث قرار گرفت ، بازار هدف افرادی خواهد بود که از یک چمدان سبک و دارای وزن استفاده می کنند-مانند مسافران تجاری که سفرهای کوتاه و مکرر را انجام می دهند.

03. رقبای خود را بررسی کنید

با نگاهی به این که رقبای خود را هدف قرار می دهند ، بازار هدف خود را حتی بیشتر در بازار هدف قرار دهید. البته شما به داده های تجزیه و تحلیل مشتری آنها دسترسی نخواهید داشت ، اما می توانید مشتریان آنها را با تجزیه و تحلیل SWOT درک کنید.

یک شیرجه عمیق را به وب سایت های رقیب ، وبلاگ ها و کانال های اجتماعی وارد کنید. در نظر بگیرید که بازار هدف آنها چه کسی مبتنی بر محتوای وب سایت آنها ، استراتژی بازاریابی محتوا و برندسازی رسانه های اجتماعی است. شما به احتمال زیاد می توانید بر اساس زبان و لحن برندشان ، جزئیات مربوط به مخاطبان خود را استنباط کنید. همچنین می توانید نظرات خود را در صفحات رسانه های اجتماعی آنها بررسی کنید تا ببینید کدام نوع افراد با پست های خود درگیر هستند.

نگاهی دقیق به موفق ترین رسانه های اجتماعی و پست های وبلاگ آنها بیندازید. آیا این بخش از مطالب از نظر ارائه یا مارک تجاری آنها مشترک است؟به کدام علایق یا نیازها رسیدگی می کنند؟از این اطلاعات استفاده کنید تا در نظر بگیرید که چه نوع خصوصیات یا مزایایی بیشتر برای مصرف کنندگان در صنعت شما جذاب است.

04. مخاطبان خود را بخش کنید

در این مرحله ، شما اطلاعاتی در مورد ویژگی ها و علایق مخاطبان هدف خود جمع آوری کرده اید. اکنون زمان آن رسیده است که از این اطلاعات استفاده کنید تا انواع مشتری خود را به وضوح تعریف کنید. این پایه و اساس بازار هدف شما را تشکیل می دهد.

بهترین راه برای انجام این کار از طریق تقسیم بازار است. این شامل تقسیم مشتریان شما به گروه های مختلف یا بخش ها بر اساس خصوصیات مشترک آنها است.

شما می توانید مشتریان خود را بر اساس: تقسیم کنید:

جغرافیا: موقعیت فیزیکی ، خواه شهر خود شما باشد یا بخش دیگری از جهان. توجه داشته باشید که اگر مشتریان شما در سراسر جهان قرار دارند ، ممکن است نیاز به ایجاد یک وب سایت چند زبانه و همچنین تبلیغات بومی شده و مواد بازاریابی داشته باشید.

جمعیت شناسی: خصوصیاتی مانند سن ، جنس ، نژاد یا قومیت ، سطح درآمد یا وضعیت تأهل.

روانشناسی: خصوصیات درونی مانند شخصیت ، سبک زندگی یا ارزشهای شخصی. اینها اغلب محصول عوامل جغرافیایی و جمعیتی مانند مکان ، تولید یا مرحله زندگی است.

رفتار: خصوصیات درک شده بر اساس رفتار آنلاین ، مانند آمادگی خریدار یا فراوانی استفاده.

اگر یک شرکت B2B هستید ، از ویژگی های مشابه استفاده کنید اما آنها را در تجارت اعمال کنید. جمعیت شناسی شرکت را در نظر بگیرید که به عنوان شرکت های مشهور شناخته شده است - از جمله صنعت ، مکان ، اندازه مشتری ، ساختار تجارت و عملکرد.

برای به دست آوردن درک عمیق تر از بخش های خود ، می توانید شخصیت های خریدار را نیز ایجاد کنید. شخصیت های خریدار که همچنین به آن شخص کاربر گفته می شود ، شخصیت های خیالی با صفات و رفتارهای مشابه با مشتریان معمولی هستند. در نهایت ، این شخصیت های داستانی نمایانگر بازار هدف شما هستند و به شما کمک می کنند تا در مورد نیازها ، خواسته ها و شیوه های زندگی مشتریان واقعی خود بینش کسب کنید.

05. بیانیه بازار هدف را بنویسید

اکنون که ویژگی های تعیین کننده مخاطبان خود را تعیین کرده اید ، وقت آن است که یافته های خود را روی کاغذ بگذارید. یک بیانیه بازار هدف را بنویسید که بر مهمترین ویژگی های مخاطبی که در تحقیقات خود مشخص کرده اید متمرکز است. بیانیه شما باید شامل موارد زیر باشد:

اطلاعات دموگرافیک در مورد بازار هدف شما ، مانند جنسیت و سن.

موقعیت جغرافیایی بازار هدف شما.

علایق کلیدی بازار هدف شما.

سپس ، آن را در یک جمله جمع کنید. مثلا:

"بازار هدف ما زنان در دهه 30 و 40 است که در ایالات متحده زندگی می کنند و از مد و راحت و راحت لذت می برند."

انجام این کار باعث می شود هویت برند و تلاشهای بازاریابی شما مداوم باشد. این امر همچنین مفید خواهد بود زیرا شما بیانیه ماموریت شرکت خود را تطبیق می دهید تا در حد امکان برای مخاطبان خود مرتبط باشد.

06. تحقیقات خود را اصلاح کنید

تعریف بازار هدف شما مبتنی بر تحقیقات کامل است ، اما این بدان معنا نیست که اولین بار در اطراف کامل خواهد بود. حتی پس از شناسایی بازار خود ، هنوز هم باید به طور مداوم آزمایش و آزمایش کنید تا تصویری دقیق از مشتریان خود بدست آورید. ماندن در بالای تحقیقات بازار شما همچنین می تواند به شما در ادامه زمان کمک کند ، زیرا علاقه های مصرف کننده طی سالها با پیشرفت های فناوری ، نگرش نسلی و روندهای عبور تغییر می کند.

برای محدود کردن مخاطبان خود ، باید موفقیت کسب و کار خود را ارزیابی کرده و تلاش های هدفمند خود را آزمایش کنید. نگاهی بیندازید که چه کسی در واقع از شما خریداری می کند و کدام محصولات یا خدمات خاص را خریداری می کنند. سعی کنید درک کنید که چگونه می توانید توسعه محصول آینده را تطبیق دهید یا تلاش های مارک تجاری یا بازاریابی خود را اصلاح کنید تا بهتر از پایگاه مشتری خود متناسب باشد.

از آزمایش A/B با تلاش های بازاریابی خود برای آزمایش همان تبلیغ در مخاطبان مختلف استفاده کنید و ببینید کدام نسخه عملکرد بهتری دارد. از طرف دیگر ، شما می توانید دو خلاق مختلف را توسعه دهید که هر کدام ظاهری و زبان خاص خود را دارند و پاسخ مخاطبان خود را مقایسه می کنند. بر اساس نتایج ، ممکن است لازم باشد استراتژی تجاری خود را تنظیم کنید یا بیانیه بازار هدف خود را تجدید نظر کنید. نکته اصلی ساختن یک برند است که به شدت با مخاطبان شما طنین انداز است. به یاد داشته باشید ، هرچه محتوای شما هدفمندتر باشد ، استراتژی های تولید سرب شما مؤثرتر است - و مشتریانی که بیشتر به برند خود می آورید.

نمونه های بازار هدف

این نمونه های وب سایت به وضوح به بازارهای هدف خود ارائه می دهند. به عبارات و تصویری که این وب سایت ها استفاده می کنند توجه داشته باشید.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 15:30