رقبای ابدی؟Artesh و IRGC

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

بیش از سه دهه پس از انقلاب سال 1979 ، جمهوری اسلامی ایران [آرتش-جومور-ای اسلام-ای ایران] و سپاه گارد انقلابی اسلامی [سپه-پاسداران-ایقابلاب-اسلی] (IRGC) ،در حالت رقابت شدید درگیر باقی مانده است.

این رقابت تا حدودی به دلیل تاریخ اولیه درگیری بین ارتش و IRGC است ، اما همچنین مربوط به مسئولیت های همپوشانی دو سازمان نظامی است که در قانون اساسی ثبت شده است. تفاوت های آموزه ای ؛و تمایل آشکار رهبری غیرنظامی برای حفظ دو سازمان نظامی در وضعیت دائمی رقابت. تمایل رهبری سیاسی در دسترسی ناهموار دو نیرو به رهبری سیاسی منعکس می شود. دسترسی نابرابر به بودجه ، فرصت های استخدامی و مادی ؛و سطوح مختلف کنترل و اعتبار غیرنظامی ذهنی.

در حالی که IRGC دسترسی برتر به رهبری سیاسی دارد. بودجه بالاتر ، از جمله منابع اقتصادی گسترده فراتر از بودجه نظامی و پرستیژ. از دسترسی به بهترین استخدام کنندگان لذت می برد. و در معرض درجه کمتری از مکانیسم های کنترل ذهنی رهبری غیرنظامی قرار دارد. ارتش - به استثنای برنامه هسته ای - دسترسی به سخت افزار نظامی نسبتاً پیشرفته دارد.

تاریخ اولیه درگیری ها

علیرغم اعلامیه بی طرفی ارتش امپریال ، در جریان انقلاب ، رهبران انقلابی به ارتش به حفظ وفاداری خود به پادشاه تبعید شده ایران مشکوک بودند. بنابراین ، رهبری جدید در تهران به طرز وحشیانه ای ارتش را پس از پیروزی انقلاب در 12 فوریه 1979 پاک کرد. این شبه نظامیان مسلح بعداً در جسمی به نام IRGC متحد شدند ، که رهبری انقلابی برای ایجاد تعادل ارتش و دفاع از رژیم جدید در برابر کودتای نظامی استفاده می کرد. KHOMEINI با وجود فشار حزب کمونیست Tudeh ، Mojahedin-E Khalq ، و روحانیون پیشرو مانند آیت الله محمد حسینی بهشی ، و در پی حمله عراق در سال 1980 به ایران ، ارتش به ارتش اجازه از بین بردن ارتش را صادر نکرد. فرصتی برای اثبات وفاداری خود به رژیم جدید.

جدا از تاریخ اولیه درگیری بین ارتش و IRGC ، رقابت بین دو سازمان نظامی با مسئولیت های همپوشانی آنها در قانون اساسی جمهوری اسلامی نهادینه شد.

طبق ماده 143 قانون اساسی ، ارتش "مسئولیت محافظت از استقلال و تمامیت ارضی کشور و همچنین ترتیب جمهوری اسلامی را بر عهده دارد."از طرف دیگر ، ماده 150 قانون اساسی تأکید می کند که IRGC باید "حفظ شود تا بتواند نقش خود را در محافظت از انقلاب و دستاوردهای آن ادامه دهد ... [در] همکاری برادرانه [با سایر شاخه های نیروهای مسلح] ..."

در حالی که اشاره به "استقلال و یکپارچگی ارضی کشور" ممکن است نشان دهد که ارتش در درجه اول وظیفه دفاع از ایران را در مواجهه با پرخاشگری خارجی دارد ، مفهوم انتزاعی "محافظت از انقلاب و دستیابی به آن" ممکن است مرجع نقش IRGC باشددر حفظ ماهیت ایدئولوژیک رژیم. با این حال ، در پی حمله عراق ، IRGC و ارتش درگیر درگیری های تلخ بر سر دکترین ، رقابت برای منابع کمیاب و دسترسی نابرابر به رهبری سیاسی شدند - درگیری که تا به امروز ادامه داشته است.

تفاوت های آموزه

ارتش یک سازمان نظامی کلاسیک با آموزه های کلاسیک بود و هنوز هم بود. IRGC مبتنی بر جنگ نامتقارن و "انقلابی" بود. در اواسط دهه 1980 ، IRGC-به ناراحتی بزرگ ارتش-که به موازات نیروهای زمینی خود ، نیروی دریایی و نیروی هوایی تأسیس شد ، اما تفاوت آموزه بین این دو نیرو ادامه یافت. پایگاه های ارتش در کنار مرزهای بین المللی ایران از حمله زمین به ایران جلوگیری می کند ، در حالی که پایگاه های IRGC در مناطق محیطی ایران عملیات تروریستی را در خارج از کشور هدایت می کنند. نیروی دریایی معمولی برای گشت زنی در دریاهای مرتفع طراحی شده است ، در حالی که قایق های سریع نیروی دریایی IRGC ، نیروی دریایی ایالات متحده را آزار می دهد و وظیفه گشت زنی در خلیج فارس و دریای خزر را بر عهده دارد. نیروی هوایی منظم در آسمان ایران فعالیت می کند ، در حالی که نیروی هوایی IRGC مشغول تهیه و تولید موشک های با برد متوسط است.

با وجود این واقعیت که ارتش از نظر عددی بزرگتر از IRGC است ، ارتش به همان اندازه IRGC تأمین نمی شود: طبق بودجه ملی 2010-1011 ، 4. 8 میلیارد دلار به ارتش اختصاص داده شده است ، در حالی که 5. 8 میلیارد دلار به IRGC اختصاص داده شده است. بشرجدا از بودجه ملی ، IRGC و بسیاری از شرکتهای تابعه آن دسترسی مستقیم به ذخیره ارزی ایران دارند که از آن ارتش منع شده است. در طول سال 2009-2011 ، Khatam Al-Anbiya IRGC (مشابه سپاه مهندسان ارتش آمریكا) حدود 25 میلیارد دلار قرارداد در حال توسعه بخش نفت و گاز ایران اعطا شد ، در حالی كه ارتش از چنین بزرگی برخوردار نبود. IRGC همچنین به بسیاری از فعالیت های اقتصادی دیگر اعم از حقوقی و غیرقانونی مشغول است که آن را به یکی از مهمترین بازیگران بورس اوراق بهادار تهران تبدیل کرده است. در مقابل ، فعالیت های اقتصادی ارتش محدود به چندین فروشگاه زنجیره ای است.

دسترسی نابرابر به مواد و استخدام کنندگان

هر چند وقت یکبار ، ارتش به مادی ارتش پیشرفته مانند زیردریایی های Kilo ساخته شده روسیه در اوایل دهه 1990 ، ناوچه داخلی تولید شده یا چند سیستم موشکی با دامنه متوسط ، اعطا می شود. اما تا زمانی که IRGC عامل اصلی تهیه نظامی و موتور برنامه هسته ای جمهوری اسلامی باشد ، ارتش به سختی می تواند با IRGC در هنگام دفاع از Materiel رقابت کند. ایجاد نیروی دفاع هوایی به عنوان شاخه چهارم ارتش ، که حتی به نیروی دفاع هوایی IRGC گزارش می دهد ، ممکن است منبع تسلی برای ارتش باشد ، اما این به سختی عدم تعادل اساسی بین ارتش و IRGC را تصحیح می کند.

ارتش در مورد استخدام با چالش های مشابهی روبرو است. طبق مواد منبع باز ، IRGC اولین انتخاب از استخدام کنندگان بالقوه را دارد. ارتش همراه با دستمزد برتر و چشم انداز شغلی روشن تر در IRGC در مقایسه با ارتش ، ارتش تقریباً همیشه به دومین استخدام کننده دوم می رسد.

ارتش در سال 1979 نبرد سیاسی را به IRGC از دست داد و چشم انداز ارتش بهبود دسترسی خود به سطح سیاسی در شرایط فعلی بعید به نظر می رسد. رهبر عالی ‘علی خامنه ای خود را با تعدادی از افسران ارتش به عنوان مشاور نظامی محاصره کرده است ، اما به نظر می رسد بیشتر مشاوران نظامی وی فرماندهان سابق IRGC و سایر فرماندهان عالی IRGC هستند. در سطح کابینه ، تفاوت حتی آشکارتر است. از سال 1979 تا 1989 ، کلیه وزیران دفاعی جمهوری اسلامی ژنرال ارتش بودند ، اما از سال 1989 - هنگامی که وزارت IRGC منحل شد - یک وزیر کابینه واحد در جمهوری اسلامی وجود نداشته است که جانباز ارتش بوده است ، در حالی که تعداد فزاینده ایاز جانبازان IRGC به عنوان وزرای کابینه منصوب شده اند.

در زمان نگارش این مقاله ، 13 از 18 نفر از وزرای کابینه رئیس جمهور محمود احمدی نژاد افسران سابق IRGC هستند. در سطح پارلمان تفاوت حتی واضح تر است: مروری بر پیشینه اجتماعی نمایندگان ایران از سال 1979 نشان می دهد که یک جانباز ارتش واحد به مجمع مشورتی اسلامی ، پارلمان ایران انتخاب نشده است. همه نمایندگان پارلمان که در پشت سر کار نظامی دارند ، جانباز IRGC یا شبه نظامیان باریج هستند.

درجات مختلف کنترل غیرنظامی

به نظر می رسد ارتش در مقایسه با IRGC ، که ممکن است منبع دیگری از دشمنی بین این دو نیرو باشد ، در معرض درجه بسیار بیشتری از کنترل غیرنظامی قرار دارد. در حالی که IRGC حوزه های علمیه کلامی خود را تأسیس کرده است ، مانند دانشگاه شهید Mahallati که مأمورین تلقین ایدئولوژیک/سیاسی (یا کمیسر) را آموزش می دهد و به همین ترتیب از او خواسته می شود که خود را کنترل کند ، ارتش تحت تأثیر نفوذ سیاسی و ایدئولوژیکی سنگین قرار می گیرد که توسط آن انجام می شود. اعضای روحانیت ، که برخی از آنها ممکن است فارغ التحصیلان دانشگاه شهید Mahallati باشند.

مسئله پرستیژ ممکن است به اندازه دسترسی نابرابر به بودجه ، ماده ، دسترسی سیاسی یا درجات مختلف کنترل غیرنظامی ملموس نباشد ، اما ممکن است به اندازه سایر عوامل مهم باشد. رسانه های جمعی جمهوری اسلامی غالباً IRGC را به عنوان پیروز جنگ علیه عراق به تصویر می کشند ، و IRGC به طور کلی از پوشش مطبوعاتی بسیار بیشتری نسبت به ارتش و فرهنگ عامه ، به ویژه سینمای دفاعی مقدس - که قبلاً دفتر تبلیغات جنگ است - برخوردار است. IRGC در طول جنگ با عراق توجه کمی به فداکاری های ارتش می کند. این عدم توجه به وضوح باعث کاهش اعتبار ارتش می شود.

بیش از سه دهه پس از انقلاب ، ارتش و IRGC در رقابت هایی که ارتش - در صورت ادامه روند تا کنون - از دست می دهد ، درگیر می شوند. فاقد بودجه مناسب ، ماتریل و استخدام کنندگان واجد شرایط. جدا شده از سطح سیاسی ؛در معرض کنترل غیرنظامی سخت ؛و از دست دادن اعتبار خود ، ارتش ایران چیزی جز سایه ای از خود پیش از انقلاب نیست. تاکنون ارتش در برابر تلاش های ادغام آن در رده های IRGC مقاومت کرده است ، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند مقاومت خود را در مقابل IRGC در حال رشد حفظ کند.

موسسه خاورمیانه (MEI) یک سازمان مستقل ، غیر حزب ، غیر انتفاعی ، آموزشی است. این امر به سمت وکالت درگیر نمی شود و عقاید دانشمندان آن خودشان هستند. MEI از کمکهای مالی استقبال می کند ، اما تنها کنترل تحریریه را بر کار خود حفظ می کند و انتشارات آن فقط نظرات نویسندگان را منعکس می کند. برای لیستی از اهدا کنندگان MEI ، لطفاً روی او کلیک کنید.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 2 فروردين 1402 ساعت: 13:53