مقاومت و امید دارندگان بلند مدت

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

داستان آزادی با کمک هزینه ای از بنیاد واچوویا امکان پذیر است.

جیمز اچ. استاد شیرین ، گروه تاریخ دانشگاه ویسکانسین - مرکز ملی علوم انسانی مادیسون © مرکز ملی علوم انسانی

مقاومت برده ها تقریباً به محض ورود اولین بردگان در اوایل قرن هفدهم در آمریکای شمالی انگلیس آغاز شد. همانطور که یکی از محققان بیان کرده است ، "بردگان" طبیعتاً در برابر بردگی خود مقاومت کردند زیرا برده داری اساساً غیر طبیعی بود. "1 اشکال متفاوت بود ، اما مخرج مشترک در کلیه اعمال مقاومت ، تلاشی برای ادعای برخی از آزادی در برابر نهادی بود که افراد را اساساً به عنوان دارایی تعریف می کرد. شاید شایع ترین اشکال مقاومت آنهایی بود که در محیط کار اتفاق افتاد. از این گذشته ، برده داری در نهایت در مورد کار اجباری بود ، و هر روز بردگان تلاش می کردند تا شرایط کار خود را تعریف کنند. با گذشت سالها ، حقوق عرفی در بیشتر زمینه های تولید پدیدار شد. این آداب و رسوم روال های کاری ، توزیع جیره ها ، قوانین کلی شرکت و غیره را دیکته می کند. اگر اربابان برده ها باعث افزایش بار کار ، جیره های ناچیز ، یا مجازات بیش از حد مجازات شده ، برده ها با کند کردن کار ، پیشگیری از بیماری ، ابزارهای شکستن یا تولید خرابکاری ، نارضایتی خود را ثبت کردند. این اشکال روزمره مقاومت ، اربابان برده را تحریک می کردند ، اما کار کمی وجود داشت که بتوانند آنها را متوقف کنند بدون اینکه خطرات گسترده تری در تولید ایجاد کنند. به این ترتیب ، بردگان اغلب با شرایط اساسی روال روزانه خود مذاکره می کردند. البته ، استادان نیز از این مذاکرات بهره مند شدند ، زیرا برده های راضی سخت تر کار می کردند و باعث افزایش تولید و کارآیی می شدند.

یکی دیگر از شکل های رایج مقاومت برده ، سرقت بود. برده ها میوه ها ، سبزیجات ، دام ، دخانیات ، مشروبات الکلی و پول را از اربابان خود جمع می کردند. سرقت مواد غذایی به ویژه رایج بود و به دلایل مختلفی توجیه شد. اول ، جیره های برده اغلب در تأمین تغذیه و کالری لازم برای حمایت از اقدامات روزانه کار مزارع ، ناکافی بودند. برده های گرسنه استدلال می کردند که فراوانی استاد باید با کسانی که آن را تولید کرده اند به اشتراک گذاشته شود. دوم ، بردگان تضاد ذاتی اتهامات "سرقت" استاد را تشخیص دادند. چگونه برده ها ، که خودشان دارایی استاد بودند ، می توانند هر چیزی را که استاد متعلق به آن بود ، "سرقت کنند"؟از این گذشته ، ادعای مالکیت استاد بر روی برده به معنای این بود که او متعلق به هر آنچه که برده "متعلق به آنها" است. هنگامی که یک برده ادعای مرغ استاد یک استاد ، او فقط آن را به شکم خود منتقل کرد ، یا همانطور که فردریک داگلاس گفت ، برده به سادگی "گوشت [استاد] را از یک وان بیرون می آورد و آن را در دیگری قرار می داد."2

علاوه بر اشکال روزمره مقاومت ، برده ها گاهی اوقات ادعاهای مستقیم و آشکار در مورد آزادی را مطرح می کردند. شایع ترین شکل مقاومت آشکار پرواز بود. در اوایل سال 1640 ، بردگان در مریلند و ویرجینیا از بردگی خود غافل شدند ، روندی که به هزاران نفر تبدیل می شود و سرانجام ده ها هزار نفر تا زمان جنگ داخلی. در سالهای اولیه برده داری ، فراری ها تمایل داشتند که بیشتر از مردان متولد آفریقایی باشند. از آنجا که مردان متولد آفریقایی در بیشتر قرن هجدهم در اکثریت عددی بودند ، این نباید ما را غافلگیر کند. در بیشتر موارد ، این مردان انگلیسی صحبت نمی کردند و با زمین جغرافیایی آمریکای شمالی ناآشنا بودند. تلاش آنها برای فرار از برده داری ، با وجود این معلولیت ها ، گواهی بر رد وضعیت سرویس آنها است. در صورت گرفتار شدن ، Runaways با مجازات خاصی روبرو شد - با صدای بلند ، برندسازی و حتی قطع تاندون آشیل. کسانی که به اندازه کافی خوش شانس برای فرار از شناسایی در انواع پناهگاه های امن بودند - جوامع بومی آمریکایی ، دشتهای باتلاقی مانند باتلاق بزرگ در امتداد مرز ساحلی ویرجینیا/کارولینای شمالی ، و سرانجام ، کانادا و ایالت های آزاد شمال آمریکا. تا قرن نوزدهم ، شمال مقصد بسیار جذاب برای برده های متولد و آمریکایی بود. شبکه های سیاهپوستان آزاد و سفیدهای دلسوز غالباً به برده های کشتی از طریق به اصطلاح راه آهن زیرزمینی ، زنجیره ای از خانه های امن که از جنوب آمریکا به کشورهای آزاد در شمال امتداد داشتند ، کمک می کردند. مردان همچنان در بین فراری ها غالب بودند ، گرچه زنان و حتی کل خانواده ها به طور فزاینده ای احتمالاً شانس خود را در پرواز برای آزادی آزمایش می کردند. با آشکار شدن جنگ داخلی ، بسیاری از بردگان مزارع اربابان خود را رها کردند و گاهی اوقات به ارتش اتحادیه در آنچه بسیاری تصور می کردند جنگ برای پایان دادن به برده داری برای همیشه است ، پیوستند.

دیدنی ترین و شاید مشهورترین اشکال مقاومت ، شورش های مسلح سازماندهی شد. بین سالهای 1691 و 1865 ، حداقل نه شورش برده در آنچه در نهایت به ایالات متحده تبدیل می شود ، فوران کرد. برجسته ترین این موارد در شهر نیویورک (1712) ، استونو ، کارولینای جنوبی (1739) ، نیواورلئان (1811) و ساوتهمپتون ، ویرجینیا (شورش 1831 نات ترنر) رخ داده است. توطئه های بی شماری دیگر قبل از تحقق کامل آنها خنثی شد ، از جمله گابریل پروسر (ریچموند ، VA ، 1800) و دانمارک ویسی (چارلستون ، SC ، 1822). برده ها سلاح های سلاح ، خواص سوخته و غارت شده را فرماندهی می کردند و حتی اربابان و سایر سفیدپوستان را نیز به قتل رساندند ، اما سفید پوستان سریعاً انتقام وحشیانه را به دست آوردند. در خونین ترین شورش آمریکایی ، نات ترنر و چند صد رفقای شصت سفیدپوست را کشته اند. بیش از 100 بردگی کشته شدند ، چه در جنگ و چه به عنوان مجازات قیام. سیزده برده دیگر به همراه سه سیاه پوست آزاد به دار آویخته شدند. اگر اندازه گیری موفقیت یک شورش سرنگونی برده داری بود ، هیچ یک از این شورش ها موفق نشدند. سرانجام ، تنها شورشی که موفق به سرنگونی برده داری در قاره آمریکا شد ، انقلاب هائیتی بود. شورش های برده در آمریکای استعماری و ایالات متحده هرگز به چنین موفقیت گسترده ای نرسیدند. با این حال ، اهمیت شورش را نمی توان بیش از حد بیش از حد کرد. خاصیت مداوم خشونت جسمی به سفیدپوستان یادآوری می کند که برده داری هرگز بدون چالش پیش نمی رود. احتمال "هائیتی دیگر" به ویژه در قرن نوزدهم آمریکایی جنوب آمریکایی بزرگ شد.

راهنمای بحث دانشجویی

یک نقطه شروع عالی برای هر بحث در مورد مقاومت بردگان یک تعریف ساده است. برای دانشجویان (و بسیاری از دانشمندان)، اصطلاح "مقاومت برده" اغلب تصورات مردم برده شده را در سنگرها تداعی می کند، که در اعمال خشونت آمیز شورشی علیه اربابان خود سلاح به دست می گیرند. در تخیل معاصر، خیال انگیز است که فکر کنیم برده شده ها مکرراً در برابر وحشت های غیرقابل توصیفی که متحمل شدند، انتقام می گرفتند. رمان های تاریخی برنده جایزه شورش نات ترنر و انقلاب هائیتی را برجسته می کنند. 3 به طور مشابه، هالیوود پیروزی های آمیستاد آفریقایی و توسن لوورتور در هائیتی را جشن می گیرد. 4 دانش آموزان احتمالاً شروع به تعریف مقاومت با این نشانگرهای تاریخی خواهند کرد، اما آنها باید فراتر از شورش های بردگان رانده شوند. مطمئناً خشونت فیزیکی سازمان یافته یکی از جنبه های مقاومت بود و این قسمت ها شایسته جایگاه مهمی در برنامه درسی هستند. با این حال، به آنها یادآوری کنید که خشونت سازمان یافته و مسلحانه یک اتفاق نسبتاً نادر در طول تاریخ 350 ساله برده داری در ایالات متحده بود. چرا شورش های مسلحانه اینقدر نادر بود؟

اربابان برده قدرت مسلح را در انحصار خود درآوردند و دسترسی بردگان به سلاح را به شدت محدود کردند. اربابان برده همچنین فعالیت های بردگان خود را از نزدیک زیر نظر داشتند و حرکت و آزادی اجتماعات آنها را محدود می کردند. در این شرایط سازماندهی و برنامه ریزی تقریباً غیرممکن بود. در موارد نادری که برده ها از اختیار اربابان خود فرار می کردند، با مکانیسم های دیگری از کنترل سفیدپوستان روبرو می شدند - شبه نظامیان، گشت های محلی، و مراقبان. با شورشیانی که از شبکه نظارت دوری می کردند و توطئه های خود را اجرا می کردند، همیشه با شیوه ای وحشیانه برخورد می شد. به دار آویختن در ملاء عام و سر بریدن از مجازات های رایج بود. شورشیان دیگر را زنده زنده می ساختند، زنده زنده می سوزانند یا روی چرخ می شکنند. در تمام این موارد، مجازات برای نشان دادن تأثیرات کلی برتری سفیدپوست، ترساندن کسانی بود که به بردگی می ماندند. شایان ذکر است، برخی از بردگان هنوز به آنچه که می دانستند مأموریت های انتحاری بود، می رفتند. آیا مردان و زنانی که با اربابان خود با خشونت مواجه شدند آنقدر مستأصل بودند که مرگ را بر زندگی در بردگی ترجیح دادند؟یا واقعاً معتقد بودند که می توانند استثنا باشند و برتری سفیدپوستان را سرنگون کنند؟اینها سوالات مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند.

این سؤالات همچنین دانش آموزان را به سمت روانشناسی بردگی ، جنبه مهم و غالباً مورد غفلت مؤسسه و پاسخ به آن نشان می دهد. از نظر روانشناختی ، اکثر برده ها چگونه این موسسه را تفسیر کردند؟(و برای این موضوع ، سفیدپوستان چگونه بود؟) اگر آتش سوزی سخت مانند نات ترنر یک پاسخ را نشان می داد ، پس "سامبو" شکسته و مطیع احتمالاً نماینده دیگری بود. برده داری بر همه برده ها تأثیر منفی گذاشت ، اما به طور مساوی بر همه آنها تأثیر نمی گذارد. بردگان دارای دامنه نقاط ضعف و ضعف های رایج برای همه افراد بودند. انكار اینكه برخی از زخمهای روانی عمیقی دچار انكار بشریت خود می شوند و اعتقاد استاد را تقویت می كنند كه برده ها تحت تأثیر خشونت روزانه این موسسه قرار گرفته اند. در حقیقت ، اکثریت قریب به اتفاق بردگان احتمالاً بین دو افراط روانی "Nat" و "Sambo" قرار گرفتند ، و با وحشت و عصبانیت برده داری به بهترین شکل ممکن مقابله کردند و زندگی را در محدوده های خورنده موسسه ایجاد کردند. برای این اکثریت برده ها ، مقاومت اشکال مختلفی به خود گرفت.

اگر خشونت جسمی سازمان یافته راه حلی برای اکثر برده ها نبود ، پس چگونه اکثریت راه هایی برای رسیدگی به وضعیت آنها پیدا کردند؟اگر آنها قبلاً این کار را نکرده اند ، دانش آموزان معمولاً تشخیص می دهند که فرار رایج ترین روش برای رد آشکار برده داری است. تا قرن نوزدهم ، فرار به سمت شمال ، فضیلت یک آزادی تنش را ارائه داد. با این حال ، فراری های شکست خورده نیز با انتقام های جدی روبرو شدند. بیشتر آنها سعی نکردند فرار کنند. برای کسانی که به بردگی مانده اند ، مقاومت در روزهای روزمره آشناتر به خود گرفت. هنگام بحث در مورد اشکال روزمره مقاومت ، دانش آموزان را به چالش بکشید تا در مورد اینکه آیا استراتژی هایی مانند کندی کار ، ابزارهای شکستن یا حتی سرقت کوچک در واقع "مقاومت" بوده اند ، فکر کنند. در اینجا ، مهم است که بین کارهایی که هدف آن پایان دادن به بردگی شخص بود - دور زدن ، شورش و غیره - در مقابل مواردی که قصد بهبود وضعیت روزانه فرد در داخل موسسه را داشتند ، تفاوت قائل شود. از دانش آموزان بپرسید: هنگامی که بردگان کار خود را کند کردند یا ابزارهای خود را شکستند ، آیا آنها در برابر نهاد کلی برده داری یا فقط کار برده داری مقاومت می کردند؟آیا می توان این موارد را متمایز کرد؟به دانش آموزان یادآوری کنید که اربابان برده گاهی اوقات به طرز حیرت انگیزی تحمل این اشکال روزمره مقاومت را تحمل می کردند و حتی به خواسته های محل کار برده نیز پاسخ مثبت می دادند. چرا؟این مصالحه مذاکره شده باعث ایجاد انگیزه برای کار برده ها شد و در نهایت این موسسه را تقویت کرد. برای اربابان برده ، اذعان به این پین های کوچک مقاومت ، قیمت کمی برای پرداخت هزینه برای تأمین بقای مؤسسه کلی بود.

برخی از دانشجویان احتمالاً این استدلال را خریداری نمی کنند که اشکال روزمره مقاومت باعث تقویت موسسه می شود. آنها را ترغیب کنید که دقیقاً به همین دلیل فکر کنند. بهترین دانش آموزان تشخیص می دهند که حتی کوچکترین اقدامات مقاومت ، مرزهای آزادی را تحت فشار قرار داده و به آرامی این موسسه را از بین می برد. به آنها لبخند بزنید و سپس به یک مثال واضح تر بروید. در مورد سرقت چطور؟البته سرقت از استاد باید مقاومت داشته باشد. اما اگر غذای دزدیده شده یک برده گرسنه باعث ایجاد تغذیه ای شود که به او اجازه می داد یک روز دیگر کار کند؟آیا این واقعاً موسسه را تقویت نکرده است؟حتی به نظر می رسید که برخی از بردگان نیز تصدیق می کنند که این مورد است. همانطور که فردریک داگلاس خاطرنشان کرد ، سرقت به سادگی "گوشت را از یک وان بیرون می آورد و آن را در دیگری قرار می داد."هنگامی که بردگان سرقت را در این شرایط منطقی کردند ، آیا آنها تعریف استاد از آنها را به عنوان خاصیت اتخاذ نمی کردند؟یا آیا آنها هوشمندانه تضادهای ذاتی موسسه را دستکاری می کردند؟< SPAN> برخی از دانشجویان احتمالاً این استدلال را خریداری نمی کنند که اشکال روزمره مقاومت باعث تقویت موسسه می شود. آنها را ترغیب کنید که دقیقاً به همین دلیل فکر کنند. بهترین دانش آموزان تشخیص می دهند که حتی کوچکترین اقدامات مقاومت ، مرزهای آزادی را تحت فشار قرار داده و به آرامی این موسسه را از بین می برد. به آنها لبخند بزنید و سپس به یک مثال واضح تر بروید. در مورد سرقت چطور؟البته سرقت از استاد باید مقاومت داشته باشد. اما اگر غذای دزدیده شده یک برده گرسنه باعث ایجاد تغذیه ای شود که به او اجازه می داد یک روز دیگر کار کند؟آیا این واقعاً موسسه را تقویت نکرده است؟حتی به نظر می رسید که برخی از بردگان نیز تصدیق می کنند که این مورد است. همانطور که فردریک داگلاس خاطرنشان کرد ، سرقت به سادگی "گوشت را از یک وان بیرون می آورد و آن را در دیگری قرار می داد."هنگامی که بردگان سرقت را در این شرایط منطقی کردند ، آیا آنها تعریف استاد از آنها را به عنوان خاصیت اتخاذ نمی کردند؟یا آیا آنها هوشمندانه تضادهای ذاتی موسسه را دستکاری می کردند؟ برخی از دانشجویان احتمالاً این استدلال را نمی خرند که اشکال روزمره مقاومت باعث تقویت موسسه می شود. آنها را ترغیب کنید که دقیقاً به همین دلیل فکر کنند. بهترین دانش آموزان تشخیص می دهند که حتی کوچکترین اقدامات مقاومت ، مرزهای آزادی را تحت فشار قرار داده و به آرامی این موسسه را از بین می برد. به آنها لبخند بزنید و سپس به یک مثال واضح تر بروید. در مورد سرقت چطور؟البته سرقت از استاد باید مقاومت داشته باشد. اما اگر غذای دزدیده شده یک برده گرسنه باعث ایجاد تغذیه ای شود که به او اجازه می داد یک روز دیگر کار کند؟آیا این واقعاً موسسه را تقویت نکرده است؟حتی به نظر می رسید که برخی از بردگان نیز تصدیق می کنند که این مورد است. همانطور که فردریک داگلاس خاطرنشان کرد ، سرقت به سادگی "گوشت را از یک وان بیرون می آورد و آن را در دیگری قرار می داد."هنگامی که بردگان سرقت را در این شرایط منطقی کردند ، آیا آنها تعریف استاد از آنها را به عنوان خاصیت اتخاذ نمی کردند؟یا آیا آنها هوشمندانه تضادهای ذاتی موسسه را دستکاری می کردند؟

سرانجام ، به عنوان آخرین توجه به اشکال روزمره مقاومت ، ممکن است از دانش آموزان خود بپرسید که آیا اشکال فرهنگی مانند صحبت از زبان های آفریقایی ، شکل گیری خانواده ها یا عمل دین مقاومت در برابر برده داری است. تعبیه شده در هر یک از اینها پتانسیل اشکال آشکار مقاومت بود. به عنوان مثال ، کسانی که به زبان های آفریقایی صحبت می کنند ممکن است توطئه ها یا شورش ها را در آن زبانها برنامه ریزی کنند ، از این طریق اهداف خود را از سفید پوستان پنهان می کنند. شکل گیری خانواده ها از مفاهیم اموال مخالف بودند ، و گاهی اوقات فروش استادان ، همسران و فرزندان را که با جدیت از جدایی از عزیزان خود اعتراض می کردند ، دشوار می کند. و دین می تواند برای توجیه رهایی از "جادو" یا "گناه" بردگی استفاده شود. برخی از اربابان برده خطرات احتمالی را در این عبارات فرهنگی تشخیص دادند و سعی در مهار شیوه های خود داشتند. برخی دیگر شیوه های فرهنگی آفریقایی و آفریقایی-آمریکایی را به عنوان روشهای حیاتی برای جذابیت برده ها می دانند تا آنها کارگران کارآمد تری باشند. آیا استاد مجبور شد یک شکل فرهنگی خاص را منع کند تا عمل خود را مقاوم در نظر بگیرد؟یا آیا همه عبارات فرهنگی نوعی مقاومت بودند؟مطمئناً استدلال وجود دارد كه هرگونه ادعای بشریت در نهادی كه یكی از آن را غیر انسانی تعریف می كرد ، بیان مقاومت است. در عین حال ، برده ها در نهایت انسانها بودند و خود را به طور طبیعی بیان می کردند ، حتی در محدوده برده داری. به این دلیل که برده ها همیشه در سد ها قرار داشتند ، آگاهانه در هر نوبت مقاومت می کردند ، خطر تقویت ادعاهای استاد را که برده ها کمتر از انسان بودند ، تقویت می کند.

دانش آموزان احتمالاً در مورد تعریف دقیق مقاومت برده مخالف خواهند بود. ملاحظات مربوط به اینکه آیا رفتارهای خاص مقاوم بوده اند یا به طور مداوم به بن بست های مفهومی منتقل می شوند. در نهایت ، دانش آموزان به مربی مراجعه می کنند تا برخی از این مباحث را تعطیل کنند. در نتیجه گیری این بحث دو نکته اصلی وجود دارد که باید تأکید شود: 1) تمایز بین اشکال مقاومت که نهاد برده داری (شورش ، فرار) و اشکال مقاومت را که در این موسسه اتفاق می افتد (اشکال روزمره) رد کرد. و 2) شناخت این که تعریف بسیار برده داری ("خاصیت") به این معنی است که تقریباً هرگونه اقدام یا رفتاری بر روی قسمتهای برده ها به طور بالقوه می تواند به عنوان مقاومت تعبیر شود.

به عنوان یک گروه ، برده ها دائماً اربابان و ناظران خود را تحت فشار قرار می دادند تا آزادی های بیشتری به آنها اعطا کنند. این فقط طبیعی بود. هنگامی که کارشناسی ارشد امتناع کرد ، بردگان اشکال روزمره مقاومت را با عبارات آشکار تر مانند فرار یا شورش نشان دادند. تهدید پرواز یا خشونت همیشه علی رغم نداشتن چنین اعمال ، بر مؤسسه آویزان است. سرانجام ، ورشکستگی اخلاقی برده داری به این معنی بود که حتی کوچکترین و دنیوی ترین اقدامات می توانند مقاوم تلقی شوند ، اما بردگان در حالت دائمی ارتجاعی زندگی نمی کردند و قبل از تعیین حرکت مقاوم بعدی خود در انتظار ارباب سفید خود بودند. اکثریت قریب به اتفاق ، تحمل ، تحمل و زندگی خود را زندگی می کردند و به بهترین شکل ممکن از شکاف و فلش قدرت سفید جلوگیری می کردند.

مطالعه مقاومت در برابر برده ها انگیزه معاصر خود را از آثار منتشر شده در دهه های 1940 و 1950 به دست آورد. مسیر هربرت آپهکر شکستن شورش های برده نگرو آمریکایی (1943) استدلال کرد که وحشیگری برده داری بیش از 200 شورش و توطئه در آمریکای شمالی و ایالات متحده را برانگیخته است. آپهکر ، که هرگز در ایالات متحده جایگاه دائمی دانشگاهی نداشته است ، توسط بسیاری به عنوان یک کمونیست رادیکال رد شد. اگرچه او ممکن است تعداد قیام ها را اغراق کرده باشد ، کار آپهکر به طور جدی احساسات غالب در تأسیس دانشگاهی آمریکا را به چالش کشید که برده ها به روش غیرفعال خود به درمان غیرانسانی پاسخ دادند. در زمان انتشار آن به طور گسترده مورد انتقاد قرار می گیرد ، این اثر اکنون به عنوان سکویی شناخته شده است که تمام مطالعات دیگر در مورد مقاومت برده ها ساخته شده است.

ایده برده ها به عنوان مطیع و محتوا به عنوان اولریش B. فیلیپس ، برده داری نگار آمریکایی (1918) اما به خوبی در دهه 50 ادامه داشت و با برده داری استنلی الکینز: مشکل در زندگی نهادی و فکری آمریکایی (1959) به اوج رسید. واددر این کار ، الکینز به این نتیجه رسید که اکثر برده های آمریکایی شخصیت "سامبو" را پذیرفتند-دموکول ، مطیع ، کودک مانند ، وفادار و کاملاً وابسته به اربابان خود. الکینز استدلال نکرد که برده ها به طور طبیعی از این طریق بودند. در عوض ، وی استدلال كرد كه نهاد برده داری شخصیت های آنها را به همان روشی كه در بین زندانیان در اردوگاه های كد لازم نازی رخ داده است ، تغییر می دهد.

در اواخر دهه 1960 و 1970 ، تعدادی از محققان شروع به حمله به یکپارچه سامبو کردند. John Blassingame's The Slave Community (1972) طیف وسیعی از انواع شخصیت را در بین بردگان مشخص کرد و خاطرنشان کرد که سامبو و نات [ترنر] کلیشه هایی هستند که برخلاف یکدیگر هستند "که مشروعیت هر یک به عنوان بازنمایی رفتار برده معمولی محدود است."5 نویسنده دیگر مستقیماً روی شورش ، از جمله جان لوفتون ، شورش در کارولینای جنوبی متمرکز شدند: دنیای آشفته دانمارک وسی (1964) ، یوجین ژنوز ، از شورش تا انقلاب: شورش برده های آفریقایی-آمریکایی در ساخت جهان جدید (1968) ، و حساب داستانی ویلیام استرورون ، اعترافات نات ترنر (1967) ، که باعث ایجاد انتقاد شدید از سوی دانشمندانی شد که استرون را به ضد عفونی برده داری متهم کردند و ترنر را به عنوان محروم جنسی به تصویر می کشید. این انتقادات را می توان در جان هنریک کلارک ، ویرایش ، نات ترنر ویلیام استیرن یافت: ده دانشمند سیاه پاسخ می دهند (1968).

برای تاریخچه دقیق برده های فراری ، به جان هاپ فرانکلین و لورن شونینگر ، برده های فراری: شورشیان در مزارع (2000) مراجعه کنید. همچنین داستان قابل توجه Shadrach Minkins ، که از برده داری در ویرجینیا فرار کرده است ، فقط در سال 1851 در بوستون تحت قانون برده های فراری اسیر شد. قبل از شنیدن پرونده وی ، گروهی از شهروندان سیاه پوست به اتاق دادگاه حمله کردند و مینینز را به آزادی در کانادا دزدیدند ، جایی که وی به ایجاد جامعه ای برای بردگان فراری در مونترال کمک کرد. به گری کولیسون ، Shadrach Minkins: از برده فراری گرفته تا Citizen (1998) مراجعه کنید.

برخی از بهترین کارها در مورد مقاومت برده ها در سالهای اخیر بر پیشینه های آفریقایی بردگی ها متمرکز است. از طریق زبان ، خویشاوندی ، دین و غیره ، آفریقایی ها جنبه های گذشته خود را در آمریکای شمالی بازآفرینی کردند. برخی از این اشکال به عنوان مقاومت بیان شده اند - از طریق "جادوگری" ، اسلام ، فرار و حتی خودکشی. برای بهترین آثار در مورد اشکال مقاومت آفریقایی در آمریکای شمالی ، به استوکی استرلینگ ، فرهنگ برده: نظریه ملی گرایانه و مبانی آمریکای سیاه (1987) ، مایکل A. گومز ، مبادله مارک های کشور ما: تحول هویت های آفریقایی در استعمار مراجعه کنید. و Antebellum South (1998) ، و والتر C. راکر ، رودخانه در جریان است: مقاومت سیاه ، فرهنگ و شکل گیری هویت در اوایل آمریکا (2005).

اکثر محققان اکنون می پذیرند که "به طور طبیعی" بردگی در برابر برده داری مقاومت می کند. در این صورت ، در توصیف رویکردها و مشارکتهای بیشمار در مطالعات مقاومت در برابر برده غیرممکن است. این نمای کلی فقط به سختی سطح را خراش می دهد. دانشجویان تشویق می شوند از طریق کتابشناسی آثار ذکر شده در اینجا ، و همچنین از طریق کتابشناسی عمومی برده داری ، آثار خاص تری را مشورت کنند.

1 فرانکلین دبلیو نایت ، "برده داری" ، در کالین A. پالمر ، ویرایش ، دائر ycl المعارف فرهنگ و تاریخ آفریقایی-آمریکایی (نیویورک: تامپسون/گیل ، 2006) ، 2066.

2 فردریک داگلاس ، اسارت من و آزادی من (نیویورک: میلر ، اورتون و مولیگان ، 1855) ، 189-191.

3 ویلیام استیررون ، اعترافات نات ترنر (نیویورک: خانه تصادفی ، 1967) ، در سال 1968 جایزه پولیتزر را برای داستان ها کسب کرد. مدیسون Smartt Bell ، All Souls 'Rising (نیویورک: پانتئون ، 1995) ، در سال 1995 یک فینالیست جایزه کتاب ملی بود.

4 Amistad (1997) ، کارگردان: استیون اسپیلبرگ ؛Toussaint (آینده ، 2011) ، کارگردان: دنی گلوور.

5 جان دبلیو بلسینگام ، جامعه برده: زندگی مزارع در آنتبلوم جنوبی (نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 1972) ، 141.

جیمز اچ. شیرین استادیار گروه تاریخ در دانشگاه ویسکانسی ن-مادیسون است. وی در سالهای 2006-07 از مرکز ملی علوم انسانی بود. کتاب او ، بازآفرینی آفریقا: فرهنگ ، خویشاوندی و دین در جهان آفریقایی-پرتغالی ، 1441-1770 ، دریافت کننده جایزه وسلی لوگان در سال 2004 بود که توسط انجمن تاریخی آمریکا اهدا شد. Sweet در حال تکمیل یک نسخه خطی به طور آزمایشی با عنوان ، "امروز او درمان می کند. فردا او می کشد ": دومینگوس آلوارس و سیاست شفابخشی عمومی در جهان اقیانوس اطلس ، 1700-1750.

برای استناد به این مقاله: شیرین ، جیمز اچ. "مقاومت برده". داستان آزادی ، معلمان ©. مرکز ملی علوم انسانی. تاریخ دسترسی به مقاله.

Teacherserve® صفحه اصلی مرکز ملی علوم انسانی 7 الکساندر درایو ، P. O. جعبه 12256 تحقیقات مثلث تحقیقاتی ، کارولینای شمالی 27709 تلفن: (919) 549-0661 نمابر: (919) 990-8535 کپی رایت © مرکز ملی علوم انسانی. کلیه حقوق محفوظ است. اصلاح شده: آوریل 2010 NationalHumanitiesCenter. org

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 6 اسفند 1401 ساعت: 12:17