حاشیه مشارکت: تعریف ، نمای کلی و نحوه محاسبه

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

مشارکت کنندگان Investopedia از طیف وسیعی از پیشینه ها تهیه می شوند و بیش از 20+ سال هزاران نویسنده و ویراستار متخصص وجود داشته اند که مشارکت داشته اند.

اریک یک کارگزار بیمه مستقل با مجوز است که دارای مجوز در بیمه زندگی ، بهداشت ، املاک و تلفات است. وی بیش از 13 سال در مشاغل حسابداری دولتی و خصوصی و بیش از چهار سال به عنوان تولید کننده بیمه کار کرده است. پیشینه وی در حسابداری مالیاتی به عنوان یک پایگاه محکم که از کتاب فعلی تجارت خود حمایت می کند ، خدمت کرده است.

Kimberly Overcast یک نویسنده برنده جایزه و حقایق است. وی برای چندین نویسنده از جمله چندین پرفروش در نیویورک تایمز ، کتابهای سیاسی ، بهداشتی و غیر داستانی مسیحی دارد. کیمبرلی همچنین دارای مجوز بازپرس خصوصی کلاس C است.

حاشیه سهم چیست؟

حاشیه سهم را می توان به صورت ناخالص یا هر واحد بیان کرد. این نشان دهنده پول افزایشی تولید شده برای هر محصول/واحد فروخته شده پس از کسر بخش متغیر هزینه های شرکت است.

حاشیه سهم به عنوان قیمت فروش در هر واحد ، منهای هزینه متغیر در واحد محاسبه می شود. همچنین به عنوان سهم دلار در هر واحد شناخته می شود ، این اقدام نشان می دهد که چگونه یک محصول خاص به سود کلی شرکت کمک می کند.

این یک راه برای نشان دادن پتانسیل سود یک محصول خاص که توسط یک شرکت ارائه می شود فراهم می کند و بخشی از فروش را نشان می دهد که به تأمین هزینه های ثابت شرکت کمک می کند. هر درآمد باقی مانده پس از تأمین هزینه های ثابت ، سود حاصل می شود.

غذای اصلی

  • حاشیه مشارکت بخشی از درآمد فروش یک محصول را نشان می دهد که با هزینه های متغیر استفاده نمی شود ، و بنابراین به تأمین هزینه های ثابت شرکت کمک می کند.
  • مفهوم حاشیه مشارکت یکی از کلیدهای اساسی در تجزیه و تحلیل یکنواخت است.
  • حاشیه های کم سهم در شرکت های فشرده کار با هزینه های ثابت اندک وجود دارد ، در حالی که شرکت های صنعتی با سرمایه گذاری و سرمایه گذاری های بالاتری دارای هزینه های ثابت بالاتری و در نتیجه حاشیه سهم بالاتر هستند.

حد مشارکت، محدوده مشارکت

فرمول و محاسبه حاشیه سهم

حاشیه سهم به عنوان تفاوت بین قیمت فروش یک محصول و هزینه های متغیر مرتبط با فرآیند تولید و فروش آن محاسبه می شود. این از طریق فرمول زیر بیان می شود:

در جایی که C حاشیه سهم است ، R کل درآمد است و V نشان دهنده هزینه های متغیر است.

همچنین ممکن است بیان حاشیه سهم به عنوان بخشی از کل درآمد مفید باشد. در این حالت ، نسبت حاشیه سهم (CR) به عنوان حاشیه سهم بیان می شود ، که توسط کل درآمدها در مدت مشابه تقسیم می شود:

چه حاشیه سهم می تواند به شما بگوید

حاشیه مشارکت پایه و اساس تجزیه و تحلیل یکنواختی است که در برنامه کلی هزینه و قیمت فروش برای محصولات استفاده می شود. حاشیه مشارکت به جدا کردن هزینه های ثابت و سود حاصل از فروش محصول کمک می کند و می تواند برای تعیین دامنه قیمت فروش یک محصول ، سطح سود که از فروش انتظار می رود و کمیسیون های فروش ساختار به تیم فروش استفاده می شود ، استفاده شود. اعضا ، توزیع کنندگان یا نمایندگان کمیسیون.

هزینه ثابت در مقابل هزینه متغیر

هزینه های یک بار برای مواردی مانند ماشین آلات نمونه بارز یک هزینه ثابت است که بدون توجه به تعداد واحدهای فروخته شده یکسان است ، اگرچه با افزایش تعداد واحدهای فروخته شده ، درصد کمتری از هزینه هر واحد می شود.

مثالهای دیگر شامل خدمات و آب و برق است که ممکن است با هزینه ثابت به وجود بیاید و تاثیری در تعداد واحدهای تولید شده یا فروخته شده نداشته باشد. به عنوان مثال ، اگر دولت برق نامحدودی را با هزینه ماهانه ثابت 100 دلار ارائه دهد ، تولید 10 واحد یا 10،000 واحد همان هزینه ثابت را برای برق خواهد داشت.

در این نوع سناریوها ، برق در فرمول حاشیه سهم در نظر گرفته نمی شود زیرا این یک هزینه ثابت را نشان می دهد. اما اگر هزینه برق متناسب با مصرف افزایش یابد ، هزینه متغیر در نظر گرفته می شود.

هزینه های ثابت اغلب هزینه های غرق شده در نظر گرفته می شود که پس از صرف هزینه نمی توان آنها را بازیابی کرد. این مؤلفه های هزینه نباید در هنگام تصمیم گیری در مورد تجزیه و تحلیل هزینه یا اقدامات سودآوری در نظر گرفته شود.

حاشیه مشارکت در مقابل حاشیه سود ناخالص

حاشیه سهم با حاشیه سود ناخالص ، تفاوت بین درآمد فروش و هزینه کالاهای فروخته شده متفاوت است. در حالی که حاشیه مشارکت فقط هزینه های متغیر را در نظر می گیرد ، حاشیه سود ناخالص شامل تمام هزینه هایی است که یک شرکت برای فروش آن متحمل می شود.

حاشیه سهم نشان می دهد که با ساخت هر محصول واحد اضافی پس از رسیدن شرکت به نقطه Breakeven ، چه میزان درآمد اضافی ایجاد می شود. به عبارت دیگر ، این میزان پول هر فروش اضافی را برای کل سود شرکت "کمک می کند" اندازه گیری می کند.

نمونه حاشیه مشارکت

بگویید دستگاهی برای ساخت قلم های جوهر با هزینه 10،000 دلار است. تولید یک قلم جوهر به مواد اولیه مانند پلاستیک ، جوهر و NIB به 0. 2 دلار نیاز دارد ، 0. 1 دلار دیگر به سمت شارژ برق برای اجرای دستگاه برای تولید یک قلم جوهر می رود و 0. 3 دلار هزینه کار برای تولید یک قلم جوهر است.

این سه مؤلفه هزینه متغیر در هر واحد را تشکیل می دهند. کل هزینه متغیر تولید یک قلم جوهر (0. 2 + 0. 1 $ + 0. 3 $) = 0. 6 دلار در هر واحد است. اگر در مجموع 100 قلم جوهر تولید شود ، کل هزینه متغیر به (0. 6 * 100 واحد) = 60 دلار می رسد ، در حالی که تولید 10،000 قلم جوهر منجر به کل هزینه متغیر (0. 6 * 10،000 واحد) = 6000 دلار می شود. چنین هزینه متغیر کل به نسبت مستقیم با تعداد واحدهای تولید محصول افزایش می یابد.

با این حال ، تولید قلم جوهر بدون دستگاه تولیدی که با هزینه ثابت 10،000 دلار ارائه می شود ، غیرممکن خواهد بود. این هزینه دستگاه یک هزینه ثابت (و نه هزینه متغیر) را نشان می دهد زیرا هزینه های آن بر اساس واحدهای تولید شده افزایش نمی یابد. چنین هزینه های ثابت در محاسبات حاشیه سهم در نظر گرفته نمی شود.

اگر در مجموع 10،000 قلم جوهر با استفاده از دستگاه با هزینه متغیر 6000 دلار و با هزینه ثابت 10،000 دلار تولید شود ، کل هزینه تولید به 16000 دلار می رسد. هزینه هر واحد سپس به عنوان 16،000 دلار/10،000 = 1. 6 دلار برای هر واحد محاسبه می شود. اگر هر قلم جوهر با قیمت 2 دلار در هر واحد فروخته شود ، سود هر واحد به دست می آید

با این حال ، حاشیه سهم برای اجزای هزینه ثابت به حساب نمی آید و فقط اجزای متغیر هزینه را در نظر می گیرد. سود افزایشی به دست آمده برای هر واحد فروخته شده که توسط حاشیه مشارکت نشان داده شده است ، خواهد بود:

یکی از ویژگی های اصلی حاشیه سهم این است که صرف نظر از تعداد واحدهای تولید شده یا فروخته شده ، بر اساس هر واحد ثابت می ماند. از طرف دیگر ، سود خالص در واحد ممکن است با تعداد واحدهای فروخته شده به طور غیر خطی افزایش یا کاهش یابد زیرا هزینه های ثابت را شامل می شود.

استفاده از حاشیه مشارکت

حاشیه مشارکت می تواند به مدیریت شرکت کمک کند تا از بین چندین محصول ممکن که برای استفاده از همان مجموعه منابع تولیدی رقابت می کنند ، انتخاب کند. بگویید که یک شرکت دارای یک دستگاه تولید قلم است که قادر به تولید هر دو قلم جوهر و قلم توپ است و مدیریت باید تنها یکی از آنها را انتخاب کند.

اگر حاشیه سهم برای یک قلم جوهر بالاتر از قلم توپ باشد ، به دلیل پتانسیل سودآوری بالاتر ، اولویت تولید را ترجیح می دهد. چنین تصمیم گیری برای شرکت هایی که نمونه کارها متنوع محصولات را تولید می کنند ، متداول است و مدیریت باید منابع موجود را با کارآمدترین روش به محصولات با بالاترین پتانسیل سود اختصاص دهد.

حاشیه مشارکت برای سرمایه گذاران

سرمایه گذاران و تحلیلگران همچنین ممکن است سعی در محاسبه رقم حاشیه سهم برای محصولات بلاکچین یک شرکت داشته باشند. به عنوان مثال ، یک شرکت نوشیدنی ممکن است 15 محصول مختلف داشته باشد اما بخش عمده ای از سود آن ممکن است از یک نوشیدنی خاص باشد.

همراه با مدیریت شرکت ، سرمایه گذاران هوشیار ممکن است به منظور ارزیابی وابستگی شرکت به مجری ستاره خود ، به حاشیه سهم یک محصول با عملکرد بالا نسبت به سایر محصولات توجه کنند.

این شرکت که تمرکز خود را از سرمایه گذاری یا گسترش تولید محصول ستاره یا ظهور یک محصول رقیب دور می کند ، ممکن است نشان دهد که سودآوری شرکت و در نهایت قیمت سهم آن ممکن است تأثیر بگذارد.

چگونه می توان حاشیه مشارکت را بهبود بخشید

براساس فرمول حاشیه سهم ، دو راه برای یک شرکت برای افزایش حاشیه سهم خود وجود دارد. آنها می توانند راه هایی برای افزایش درآمد پیدا کنند ، یا می توانند هزینه های متغیر خود را کاهش دهند.

هزینه های متغیر تمایل به نشان دادن هزینه هایی مانند مواد ، حمل و نقل و بازاریابی دارند ، شرکت ها می توانند با شناسایی گزینه های دیگر مانند استفاده از مواد ارزان تر یا ارائه دهندگان حمل و نقل جایگزین ، این هزینه ها را کاهش دهند.

از طرف دیگر ، این شرکت همچنین می تواند راه هایی را برای بهبود درآمدها پیدا کند. به عنوان مثال ، آنها می توانند تبلیغات را برای رسیدن به مشتریان بیشتر افزایش دهند ، یا می توانند هزینه های محصولات خود را به سادگی افزایش دهند. با این حال ، این استراتژی ها در نهایت می توانند آتش سوزی کنند و منجر به حاشیه سهم پایین تر شوند.

چه موقع از تجزیه و تحلیل حاشیه مشارکت استفاده کنید

سرمایه گذاران حاشیه سهم را بررسی می کنند تا مشخص کنند آیا یک شرکت از درآمد خود به طور مؤثر استفاده می کند یا خیر. حاشیه سهم بالا نشان می دهد که یک شرکت تمایل دارد پول بیشتری را نسبت به خرج کند.

مقادیر حاشیه سهم بسیار کم یا منفی ، محصولات غیر قابل استفاده اقتصادی را نشان می دهد که تولید و فروش آنها بخش بزرگی از درآمدها را می خورند.

مقادیر کم حاشیه مشارکت را می توان در بخش های صنعت با نیروی کار مانند تولید مشاهده کرد زیرا هزینه های متغیر بالاتر است ، در حالی که مقادیر بالای حاشیه مشارکت در بخش های پرانرژی شیوع دارد.

مفهوم حاشیه مشارکت در سطوح مختلف تولید ، بخش های تجاری و محصولات کاربرد دارد. این رقم را می توان برای کل شرکت ، برای یک شرکت تابعه خاص ، برای یک بخش تجاری یا واحد خاص ، برای یک مرکز یا تسهیلات خاص ، برای توزیع یا کانال فروش ، برای یک خط تولید یا برای محصولات جداگانه محاسبه کرد.

چگونه حاشیه سهم را محاسبه می کنید؟

حاشیه مشارکت به عنوان درآمد - هزینه های متغیر محاسبه می شود. نسبت حاشیه سهم به عنوان (درآمد - هزینه های متغیر) / درآمد محاسبه می شود.

حاشیه سهم خوب چیست؟

بهترین حاشیه سهم 100 ٪ است ، بنابراین هرچه حاشیه سهم به 100 ٪ نزدیکتر باشد ، بهتر است. هرچه این تعداد بیشتر باشد ، یک شرکت بهتر است هزینه های سربار خود را با پول در دست بپوشاند.

تفاوت بین حاشیه سهم و حاشیه سود چیست؟

حاشیه سود میزان درآمد است که پس از کم شدن هزینه های تولید مستقیم باقی می ماند. حاشیه مشارکت اندازه گیری سودآوری هر محصول جداگانه است که یک تجارت به آن می فروشد.

خط پایین

حاشیه مشارکت نشان دهنده درآمد است که یک شرکت با فروش هر واحد اضافی یک محصول یا کالای خوب به دست می آورد. این یکی از چندین معیار است که شرکت ها و سرمایه گذاران برای تصمیم گیری های مبتنی بر داده در مورد تجارت خود استفاده می کنند. مانند سایر ارقام ، مهم است که حاشیه مشارکت در رابطه با سایر معیارها را به جای انزوا در نظر بگیرید.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 14 اسفند 1401 ساعت: 16:43