ویکی شروران

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

سلام. این Thiscret1070 است. من ادمین این سایت هستم. هر چقدر که می خواهید ویرایش کنید، اما یک چیز کوچک. اگر قصد دارید زیاد ویرایش کنید، پس خود را یک کاربر کنید و وارد شوید. به غیر از آن، از ویکی Villains لذت ببرید.

کن کانکی/خلاصه داستان

اگر 18 سال یا بزرگتر هستید یا با مطالب گرافیکی راحت هستید، می توانید این صفحه را مشاهده کنید. در غیر این صورت باید این صفحه را ببندید و صفحه دیگری را مشاهده کنید.

خلاصه داستان

داستان کن کانکی، قهرمان اصلی مجموعه مانگا/انیمه Tokyo Ghoul و همچنین جانشین آن، Tokyo Ghoul:re. این جدول زمانی را دنبال می کند که چگونه کانکی به عنوان یک انسان ساده شروع به کار کرد، قبل از اینکه تبدیل به یک غول یک چشم نمادین شود که امروز است.

توجه: این خلاصه داستان فقط از خط داستانی Canon از سری اصلی مانگا پیروی می کند. به این ترتیب، مواد غیر متعارف مانند √A از این بخش مستثنی هستند.

فهرست

زمینه

زمانی که کانکی جوان بود، از خوردن استیک برگر لذت می برد، زیرا مادرش همیشه آن ها را می پزید. او در چهار سالگی پدرش را از دست داد و به همین دلیل، خاطره مبهمی دارد که پدرش واقعاً چه شکلی شده است. با این حال، یک چیزی که او می دانست این بود که پدرش از خواندن کتاب لذت می برد و مجموعه ای از آنها را داشت. کانکی به زودی شروع به خواندن این کتاب ها کرد که به آرام شدن وضعیت روحی او کمک می کرد. در نهایت، او سرگرمی خواندن ادبیات را توسعه داد.

کانکی مورد آزار و اذیت مادرش.

در همین حال، مادرش برای تأمین حمایت خانواده به سختی تلاش کرد. به دلیل استرس زیادی که عمه کانکی به او وارد کرده بود، او به شدت غرق شده بود. به دلیل استرس، کانکی گاهی توسط مادرش مورد آزار و اذیت قرار می گرفت. مادرش سرانجام به دلیل کار زیاد از دنیا رفت و خانواده آساوکا کانکی را پذیرفتند و او را بزرگ کردند.

با این حال، زندگی کانکی با عمه اش بهتر از این نبود. عمه او در ابتدا با او با احتیاط رفتار کرد، اما به زودی، او متوجه تفاوت عمده او و پسرش، یوئیچی شد، که در مدرسه خوب عمل نمی کرد، که منجر به بیزاری او از کانکی شد. او همچنین متوجه شباهت های بین او و مادرش شد و گفت که چگونه آنها یکسان هستند. احساس حقارت/حقارت او نسبت به مادر کانکی به عنوان کینه توزی به او تبدیل شد. با گذشت زمان، خانواده مثل قبل به کانکی آرامش نمی دادند.

بعداً ، در دوران ابتدایی خود ، كانكی هیچ دوستی نداشت ، اما سرانجام ، او با پسری جوان به نام Hideyoshi Nagachika آشنا شد و با او دوست شد و بهترین دوستان شد. پنهان کردن شخصی خواهد بود که در طول زندگی مدرسه خود از Kaneki پشتیبانی می کند.

توکیو غول

قوس مقدمه

کانکی کاکوگان یک چشم خود را توسعه می دهد.

Kaneki و Hide برای اولین بار در Anteiku دیده می شوند و به اخبار مربوط به حملات Ghoul در بخش 20 گوش می دهند. در همان زمان ، مخفی در تلاش بود تا تاریخ Kaneki را به خود اختصاص دهد ، زیرا او به او گفت دختری که دوست دارد وجود دارد. پنهان اول فکر کرد که این پیشخدمت در نزدیکی ، توکا کیریشیما است ، به دلیل ظاهر زیبا او ، اما کانکی اظهار داشت که این Rize Kamishiro است. پنهان شده و به زودی ترک شد و کانکی را با Rize ترک کرد. Kaneki به زودی توانست یک تاریخ را با او ترتیب دهد و پیشنهاد کرد که یک شب با او قدم بزند. با این حال ، Rize معلوم شد که یک ارواح است که تمام وقت او را فریب می داد. او قصد داشت او را بخورد و نزدیک به جانشینی بود ، تا اینکه ناگهان توسط پرتوهای فولادی که روی او افتاد کشته شد. پس از این حادثه ، کانکی به زودی به بیمارستان منتقل شد ، جایی که وی توسط دکتر کانو تحت معالجه قرار گرفت ، که جان خود را با پیوند Kakuhou Rize در درون خود نجات داد. این عمل جراحی او را به یک ارواح مصنوعی یک چشم تبدیل می کند.

پس از آن ، کانکی به خانه بازگشت ، فقط برای یافتن حقیقت وحشتناک وضعیت فعلی خود. هنگامی که او برای خوردن غذای منظم تلاش کرد و قادر به کشتن خود با چاقو نیست ، خیلی زود متوجه شد که خود یک غول شد. ناامید از کمک ، کانکی در خیابان ها سرگردان شد ، تا اینکه یک بار دیگر با توکا روبرو شد ، که به تازگی کشتن یک انسان را در مقابل او به پایان رسانده بود. او در شوک فرار کرد ، اما سرانجام برای کمک به او بازگشت تا گرسنگی خود را کنترل کند. توکا امتناع کرد ، اما مدیر آنتیکو ، یوشیمورا ، خوشحال شد که به او کمک کرد و به او گوشت انسانی پیشنهاد داد.

قوس نیشیکی

با این حال ، کانکی از خوردن گوشت انسان خودداری کرد. او شروع به جستجوی چیزهای دیگری کرد که می توانست مصرف کند. او به زودی فهمید که هنوز هم حداقل می تواند قهوه بنوشد. Kaneki به زودی برای خرید بیشتر به بیرون رفت و در آن به مردی به نام نیشیکی نیشیو رسید و گفت که می تواند در مکانی به نام بلوندی بیشتر بخرد. هنگامی که Kaneki آنچه را که لازم داشت بدست آورد ، به زودی به خانه می رود و فقط به عطر و بوی غذای مجاور جذب می شود. او منبع را دنبال کرد ، فقط برای فهمیدن این یک جسد انسانی است. Kazuo Yoshida ، Ghoul که جسد را می خورد ، به زودی توسط نیشیکی کشته شد ، که معلوم شد خود یک غول است. نیشیکی به زودی آماده کشتن کانکی شد و اظهار داشت که وی در حال آزار و اذیت زمین های تغذیه خود است ، تا اینکه توکا به کمک کانکی آمد. Touka سرانجام توانست نیشیکی را شکست دهد و سپس او را مجبور کرد که Kaneki را به خوردن گوشت انسان بپردازد. کانکی با بیان اینکه با ارواح متفاوت است ، امتناع ورزید. توکا بسیار عصبانی شد و به زودی به او گفت که او واقعاً متفاوت است ، که در آن نه غول و انسان بود و او در اینجا تعلق ندارد.

Kaneki Nishiki را چاقو می زند.

کانکی و مخفی بعداً از دانشگاه کامی بازدید کردند که در آن بار دیگر با نیشیکی روبرو شدند. نیشیکی می خواست که این دو به او کمک کنند تا دیسک را که از خانه خارج شده بود ، بگیرد ، وقتی در واقعیت ، او قصد داشت این دو نفر را بکشد. هنگامی که این دو در خارج از خانه بودند ، نیشیکی خیلی زود پنهان شد و شروع به حمله به کانکی کرد. کانکی سرانجام با رها کردن کاگون و ضرب و شتم درست از طریق او توانست او را شکست دهد. کانکی به زودی شروع به از دست دادن خود کرد و آماده خوردن مخفی شد ، تا اینکه او توسط توکا متوقف شد.

قوس ظهور کبوترها

Kaneki به Anteiku منتقل شد ، جایی که او به عنوان یک پیشخدمت پاره وقت شروع به کار کرد. مخفی از Touka بخاطر رفتار با او پس از "تصادف رانندگی" تشکر کرده بود (در واقعیت ، این همه دروغ برای پنهان کردن حادثه واقعی بود). Touka مطمئن شد که Hide از این واقعیت که Kaneki اکنون یک ارواح است ، نمی فهمد. به زودی ، یوشیمورا به کانکی کمک کرد تا با آموزش نحوه خوردن ساندویچ ، چگونه می تواند انسان را بازی کند. اگرچه کانکی تلاش کرد ، یوشیمورا تصمیم گرفت تا مکعب های شکر را به او پیشنهاد دهد تا گرسنگی خود را سهولت کند. در این زمان ، ریوکو فوگوچی و دخترش ، هینامی در حال بازدید از آنتیکو بودند ، همانطور که توسط محققان غول CCG در شکار بودند.

Kaneki با UTA ملاقات می کند.

با انتشار این خبر ، Touka تصمیم گرفت Kaneki را به فروشگاه Mask Uta ببرد ، جایی که او ماسک Ghoul خود را دریافت می کند. بعداً ، Kaneki به رنجی یومو در تهیه مواد غذایی کمک می کند ، که معلوم شد اجساد انسانی است که از یک صخره پرش کرده اند.

یک روز ، کانکی وارد اتاق هینامی می شود تا ببیند او چگونه کار می کند ، فقط برای یافتن گوشت انسان در حال خوردن است. وی سرانجام دوباره وارد شد و از ورود بدون اجازه عذرخواهی کرد. در این مدت ، Kaneki جذابیت کتاب خود را با او به اشتراک می گذارد و با آموزش کلمات جدید خود که با آنها آشنا نیست ، واژگان خود را بهبود می بخشد. به زودی ، هینامی به همراه مادرش ترک کرده بود و از کانکی بخاطر کمکی که ارائه داد تشکر کرد. این دو سپس به دو بازپرس Ghoul سوار شدند. Kureo Mado و Koutarou Amon. در حالی که هینامی توانست فرار کند و با کانکی ملاقات کند ، مادرش برای کشته شدن توسط مادو باقی مانده است.

پس از این حادثه ، کانکی به زودی توکا را پیدا کرد که پس از تلاش برای کشتن مادو و آمون مجروح شد. گرچه یوشیمارو به او توصیه کرد که این کار را نکند ، کانکی تصمیم گرفت با زخمهای خود رفتار کند. در حالی که کانکی معتقد است که CCG در وجود ارواح نقش ایفا می کند ، او با Touka همدردی می کند و اظهار داشت که اگر او بمیرد ، احساس ناراحتی می کند. کانکی سپس با او آموزش دید تا یاد بگیرد که چگونه می تواند برای خود و دیگران دفاع کند و از آن دفاع کند.

Kaneki ماسک خود را از UTA دریافت می کند.

این دو سپس بعداً وارد CCG شدند و در آنجا اطلاعات دروغین در مورد محل زندگی هینامی را رد و بدل کردند. قبل از اینکه بتوانند ترک کنند ، آنها با کورو مادو روبرو می شوند ، که گمان می کند آنها به عنوان ارواح هستند. کانکی سپس برای تأیید این امر مجبور می شود از دروازه اسکن RC عبور کند ، اما در کمال تعجب آنها ، هیچ واکنشی در دست نبود.

در همین حال ، هینامی در آنتیکو بود ، جایی که در یکی از اتاقهای ارائه شده در طبقه بالا ماند. هینامی به زودی هنگامی که روزنامه ای از توکا در مورد مرگ Ippei Kubasa به او داده شد ، کافه را ترک کرد. Kaneki و Touka به زودی برای یافتن او می روند. Touka سرانجام او را پیدا کرد ، اما او و هینامی توسط مادو مورد حمله قرار می گیرند ، در حالی که کانکی مقابل آمون روبرو می شود.

در حالی که توکا با مادو می جنگد ، کانکی سعی می کند با آمون بجنگد ، که سرانجام بهترین نتیجه را از او می گیرد. آمون وقت می گیرد تا در مورد کسانی که در کنار او افتاده اند تأمل کند و ارواح را به دلیل ماهیت خشونت آمیز خود نفرین کند. در حالی که کانکی درد خود را درک می کرد ، احساس می کرد که انسانها متفاوت نیستند و هر دو طرف دچار سرنوشت یکسانی شده اند. از اینجا بود که کانکی فهمید که او قادر است جهان را از منظر یک انسان و یک ارواح ببیند.

کانکی توانست آمون را شکست دهد، اما گرسنگی او برای گوشت انسان شروع به تسخیر او کرد. کانکی سپس از آمون التماس کرد که قبل از کشته شدن او را ترک کند، که در آن آمون چنین می کند. سپس کانکی از کوره در می رود و به شخصی از پشت خنجر می زند که معلوم شد یومو است. یومو به او بسته ای گوشت می دهد تا گرسنگی اش را کم کند، سپس هر دو با عجله می روند تا با توکا و هینامی که تازه کشتن مادو را به پایان رسانده اند، ملاقات کنند.

کانکی بعداً روز بعد به بیمارستان رفت تا وضعیت خود را ببیند و از خود می پرسد که آیا کانو چیزی در مورد وضعیت فعلی خود به عنوان یک غول می دانست یا خیر. او سپس با هید در دانشگاه ملاقات کرد و در آن هید خبر کشته شدن دو غول توسط غول معروف به خرگوش را با او به اشتراک گذاشت. هید سپس به شوخی گفت که می خواهد به CCG بپیوندد، اما کانکی این ایده را رد کرد. کانکی اجازه داد به آپارتمان توکا برود تا ببیند وضعیت هینامی چگونه است، اما متوجه شد که توکا در حال خوردن غذاهای ساخته شده توسط دوستش است و او را کاملا شگفت زده کرد.

لذیذ آرک

کانکی با ایتوری ملاقات می کند.

یک روز، کانکی از شوو تسوکیاما ملاقات می کند، که پس از دریافت عطر کانکی در آنتیکو به او علاقه مند بود. آن دو در نزدیکی دانشگاه او نشستند و در مورد عشق خود به ادبیات بحث کردند. کانکی به زودی به آنتیکو باز می گردد، جایی که با یومو ملاقات می کند. سپس یومو او را به بار هلتر اسکلتر در بخش چهاردهم می برد که در آن کانکی توسط یکی از دوستان قدیمی یومو، ایتوری، همراه با یوتا مورد استقبال قرار می گیرد. در حالی که آنها با هم گفتگو می کردند، ایتوری متوجه کاکوگان یک چشم خود شد که او را از دیدن شخص غول یک چشم هیجان زده کرد. کانکی کنجکاو بود که بداند چه چیز خاصی در مورد یک غول یک چشم وجود دارد، بنابراین ایتوری اطلاعات او را در مورد آنها و نحوه عملکرد آنها تغییر داد. Kaneki سپس Steel Beam Incident را مطرح کرد، زیرا او معتقد است همه چیز تنظیم شده بود و می خواست بیشتر در مورد آن بداند. سپس ایتوری با او معامله کرد و گفت که اگر اطلاعاتی از رستوران غول دریافت کند، او با کمال میل اطلاعات مورد نیاز او را مبادله خواهد کرد.

کانکی موافقت می کند و به زودی ساختمان را ترک می کند. وقتی در شهر قدم می زند، با چند غول روبرو می شود که نیشیکی را کتک می زنند. کانکی آنها را شکست داد و به زودی به نیشیکی کمک کرد و او را به آپارتمانش بازگرداند. قبل از اینکه بتواند ترک کند، کیمی، دوست دختر نیشیکی، به کانکی اتهام می زند، اما نیشیکی به او می گوید که هیچ آسیبی به او وارد نشود، زیرا او مسئول ایالت خود نیست.

کانکی روز بعد با Tsukiyama در یک کافه ملاقات می کند. Tsukiyama پس از قطع انگشت کانکی ، خون را با دستمال خود از بین برد. او سپس به حمام رفت تا یک خرخر از آن را بگیرد ، که گرسنگی او را به طرز ناخوشایندی سوار کرد. Tsukiyama پس از بازیابی عقل خود ، حمام را ترک می کند و سپس Kaneki را به عنوان میهمان رستوران Ghoul دعوت می کند.

سرانجام Kaneki وارد می شود ، اما خیلی زود متوجه می شود که این همه مجموعه ای است ، زیرا Tsukiyama برنامه هایی برای بلعیدن Kaneki داشت ، به دلیل اینکه او یک ارواح یک چشم است. او سپس بیرون می فرستد

Touka Bites Kaneki.

پس از دریافت نامه ای از Tsukiyama و فهمیدن آنچه که او انجام داده است ، Kaneki و Nishio تصمیم می گیرند که او را حفظ کنند و او را نجات دهند. این دو با او در یک کلیسا مقابله می کنند ، اما آنها برای او مطابقت نداشتند ، زیرا Tsukiyama توانست آنها را با سهولت اعزام کند. توکا وارد نبرد می شود ، اما حتی او برای ضرب و شتم Tsukiyama کافی نبود. نیشیکی به شدت مجروح می شود ، سعی می کند Tsukiyama را متوقف کند ، در حالی که Touka تصمیم می گیرد برای بازیابی قدرت خود ، نیش را از Kaneki خارج کند. به زودی ، او از قبل قدرتمندتر شد و توانست Tsukiyama را شکست دهد و هم Kaneki و Kimi را نجات داد.

قوس نبرد Aogiri Tree/11th Ward

بانجو و گروهش در جستجوی Rize در زیر درخت Aogiri به Anteiku می رسند. هنگامی که او عطر و بوی Rize را به Kaneki جلب می کند ، ناراحت می شود و فکر می کند که با او رابطه دارد. او تلاش می کند تا کانکی را به ضرب و شتم برساند ، اما با بدبختی ناکام می ماند زیرا کانکی در پایان او را به بیرون زد. هنگامی که او بلند شد ، کانکی اوضاع را توضیح داد و این چیزی نبود که او فکر می کرد. این گروه به زودی با ورود آیتاتو کیریشیما ، یاموری و نیکو قطع می شوند. در حالی که آیتاتو با Touka سر و کار دارد ، یاموری به ضرب و شتم وحشیانه کانکی ادامه می دهد. وی سپس توسط گروه شرور برداشته شد.

کانکی توسط تاتارا آورده شد ، که تصمیم گرفت به دیگران اجازه دهد هر کاری را که می خواستند با او انجام دهند. قبل از اینکه او را از بین ببرد ، تاتارا به او فاش می کند که دکتر کانو واقعاً از وضعیت کانکی آگاه بود و او مسئول وضعیت فعلی است که در آن قرار دارد.

پس از آن ، بانجو به زودی این فرصت را پیدا کرد که با Kaneki به صورت خصوصی صحبت کند ، که در آن فاش می کند که قصد دارد Kaneki را از این آشفتگی آزاد کند زیرا در حال حاضر در حال تشکیل یک گروه شورشی علیه Aogiri است. کانکی سپس توسط یاموری ، که برنامه های شخصی خود را با خود داشت ، بردند.

کانکی سپس به اتاق شکنجه یاموری منتقل شد ، که در آن یاموری تمام ابزارهای خود و همچنین اجساد خون و مرده را در اطراف منطقه به او نشان می دهد. یاموری او را روی صندلی قرار می دهد و سپس با تزریق سرنگ در چشم خود ، شکنجه را آغاز می کند و او را مواد مخدر می کند. یاموری سپس به استفاده از روشهای مختلفی که هم وضعیت روحی و هم جسمی وی را می شکند ، مانند قطع کردن انگشتان دست خود ، بارها و بارها ، کشیدن یک سانتری در گوش او و کشتن یک مادر و فرزندش در مقابل او انجام داد. شکنجه مداوم ، کانکی را نزدیک کرد تا جایی که موهای او کاملاً سفید شده و پوستش کم رنگ می شود. سرانجام ، کانکی شروع به توهم او و رایز کرد ، که او را به دلیل ضعیف بودن وضعیت فعلی خود و اینکه اگر او مانند این باقی بماند ، طعنه می زند ، دوستانش همان سرنوشت مادر و کودکی را که درگذشت ، متحمل می شوند.

Kaneki برش Kakuja Yamori.

کانکی سرانجام فهمید و خیلی زود شروع به تغییر روانی در شخصیت خود کرد. یاموری سرانجام به کانکی باز می گردد ، که برنامه هایی برای بلعیدن او برای سوخت دادن کاکوجا داشت. با این حال ، کانکی توانست خود را آزاد کند و نیش را از یاموری بیرون آورد. از آنجا ، یاموری شروع به رها کردن کاکوجا کرد و کانکی را در نبرد درگیر کرد. Kaneki توانست او را شکست دهد و اقدام به بلعیدن کاکوجا کرد.

Kaneki استخوان های آیتاتو را می شکند.

Kaneki سپس با آیتاتو در پشت بام ، که به تازگی ضرب و شتم Touka را به پایان رسانده بود ، روبرو می شود. پس از نجات جان خود ، Kaneki Touka را پایین می آورد و به آیتاتو می گوید که تنها دلیلی که وی به آگیری پیوست این است که این تنها راه برای اطمینان از امنیت Touka بود و او قادر به محافظت از او خواهد بود. با این حال ، آیتاتو از پذیرش این حقیقت خودداری کرد و در عوض سعی در کشتن کانکی داشت. Kaneki توانست او را تسخیر کند و به شکستن 103 از استخوان های خود ادامه داد و فقط می خواست او را "نصف بکشد".

پس از آن ، کانکی سرانجام با توکا منطقه را ترک کرد. در حالی که توکا آرزو داشت که او به آنتیکو برگردد ، کانکی به او فاش می کند که هیچ قصد بازگشت ندارد ، اما در عوض گروه خود را تشکیل می دهد تا به درخت آگیری پایان دهد. توکا می خواست کمک کند ، اما کانکی از ترس از امنیت خود امتناع ورزید.

قوس Post-Aogiri Tree/Timeskip

مدتی پس از یورش آگیری ، کانک شروع به تشکیل گروه خود کرد تا آگیری را از بین ببرد. در این مدت ، او از این فرصت استفاده کرد تا به رستوران Ghoul برگردد و بیش از 50 نفر از اعضای آن را بکشد.

Kaneki با گروه تازه شکل خود از ارواح ، قصد داشت خانم A را اسیر کند و وی را برای اطلاعات در مورد Kanou بازجویی کند. کانکی بعداً در رستوران نفوذ کرد و خود را به عنوان یک وعده غذایی برای او قرار داد. وی توسط کورونا یاسوهیزا و خواهر دوقلوی وی ، نشیرو یاسوهیزا متوقف شد. در حالی که او به طور خلاصه علیه آنها جنگید ، خانم A توانست او را فرار کند. بعداً ، كانكی با مردی به نام ماتاساكا كامیشیرو روبرو شد كه به نظر می رسد پدر فرزندخوانده رایز است و توسط نام مستعار "Shachi" رفت.

Kaneki با Itori ملاقات می کند.

هنگامی که او به پایگاه خود بازگشت ، به هینامی مویی داد که به او قول داده است ، سپس بعداً در مورد اطلاعات در مورد موقعیت کانو به نوار هلتر برای ایتوری بازگشت. با این حال ، ایتوری هیچ پیشنهادی نداشت ، اما او اطلاعاتی را در مورد دانش خود در مورد خود کانو مبادله کرد. هرچه تاریخچه او بیشتر جمع شود ، Kaneki بیشتر شروع به زیر سوال بردن انگیزه های واقعی کانو می کند. نیکو سپس به نوار مراجعه می کند ، که در ابتدا کانکی نسبت به آن خصمانه عمل کرد ، اما نیکو به او اطمینان داد که قصد حمله به او را ندارد و او هیچ بیعت واقعی با آگیری ندارد. وی برای اثبات اعتماد به او ، اطلاعاتی در مورد آگیری و همچنین خود رهبر ارائه داد. پادشاه یک چشم. علاوه بر این ، ایتوری همچنین از حوادثی در مورد یک ارواح که ماسک خرگوش در آن دخیل است ، ذکر کرد.

کانکی بعداً به پایگاه خود بازگشت و در آنجا اطلاعاتی را که از نیکو و ایتوری دریافت کرده بود به اشتراک گذاشت. بانجو با اطلاعاتی که در اختیار دارند ، پیشنهاد کرد که آنها باید به بخش 20 مراجعه کنند ، احتمالاً سرنخی در مورد موقعیت کانو پیدا می کنند ، که در آن Kaneki با آن موافقت می کند ، علاوه بر تأیید هویت ارواح ماسک خرگوش. او به بیمارستان رفت و در آنجا با یک پرستار ملاقات کرد که به او گفت که کانو برای تحقیقات خود به آلمان می رود. Kaneki به زودی می فهمد که پس از بررسی لیست مسافران به آلمان ، اینگونه نبود.

Shachi Kaneki را ضرب و شتم می کند.

سپس این گروه تصمیم می گیرند که از او بازجویی کنند ، اما قبل از اینکه بتوانند ، آنها توسط اعضای آگیری متوقف می شوند که سعی در ربودن او دارند. او قبل از حمله به شاکی ، که به دلایل ناشناخته به آگیری پیوست ، به طور خلاصه با ناکی درگیری کرد. Shachi با او درگیر نبرد شد و در آنجا ثابت کرد که کانکی بیش از حد است که او را در یک حالت وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دهد. Shachi خیلی زود کانکی را در ایالت خود ترک کرد و پس از موفقیت در گرفتن پرستار ، با بقیه اعضای Aogiri بازگشت.

کانکی بعداً تصمیم گرفت یک بار دیگر خانم را اسیر کند. آنها توانستند او را اسیر کنند ، زیرا او فقط توسط کورونا محافظت می شد ، که در پایان او را رها کرد. کانکی سپس پس از تجربه خود با Shachi شروع به آموزش سخت تر کرد و از پذیرش شکست به راحتی امتناع کرد.

قوس حمله آزمایشگاهی

خانم A Kaneki و گروهش را به یک عمارت برد که گفته می شود Kanou در آن اقامت دارد. در حالی که آنها بیشتر در مورد این عمارت تحقیق کردند ، آنها به تمام بقایای آزمایش های ناکام کانو از آزمایش های غول وی رسیدند. کانکی سپس یک بار دیگر با کورونا و نشیرو روبرو می شود ، اما تصمیم به ادامه کار گرفت ، زیرا احساس کرد نیازی به اتلاف وقت با آنها نیست. کانکی سپس یک بار دیگر با شاکی روبرو شد ، این بار آماده شد تا او را به دست بگیرد. کانکی خاطرنشان کرد: هیچ فرصتی برای پیروزی در برابر او در جنگ نزدیک وجود ندارد ، بنابراین او از کاگون خود به عنوان یک مزیت استفاده کرد. او توانست او را شکست دهد ، اما در حالی که شاکی وانمود کرد ناتوان است ، از گارد گرفتار شد.

کانو رنگهای واقعی خود را فاش می کند.

کانو خیلی زود خود را به کانکی فاش کرد ، که در آن انگیزه های واقعی اهداف خود را فاش کرد. او معتقد است که بشر در قفس انواع مختلفی به دام افتاده است و احساس می کند که برای آزاد کردن آنها از آن قفس ، می خواهد با تبدیل آنها به ارواح ، ماهیت واقعی خود را رها کند. کانکی از این امر احساس انزجار می کند و کانو را دیوانه می کند که زندگی خود را به یک جهنم زنده تبدیل کرده است ، اما با این وجود ، کانو به او اطمینان داد که او به او نشان می دهد که زندگی در دنیای ارواح چیست. کانو سپس به او فاش می کند که یوشیمورا مخفیانه با درخت آگیری همکاری کرده است ، بسیار به وحشت کانکی. به زودی ، یومو توانست مداخله کند ، جایی که توانست دست به کار کند و Rize را از بین ببرد. Shachi به زودی با Kanou ، که آزمایش های شکست خورده خود را برای حمله به Kaneki ارسال کرد ، ترک کرد ، فقط برای اینکه آنها توسط او خورده شود.

Kaneki vs Shinohara.

Kaneki به زودی توانست یک کاکوگا را به شکل یک سانتیمپد تجلی کند. هنگامی که CCG Doves به آزمایشگاه نفوذ کرد ، Kaneki به جلو رفت و به Shinohara که هدایت تیم را بر عهده داشت ، حمله کرد. Shinohara با زره های آراتا خود نبرد کانکی را درگیر کرد. در طول نبرد ، جنون Kankei شروع به تصاحب خود می کند ، زیرا او به شرورانه حمله می کند ، در حالی که مانند یک جانور بی فکر دلهره می زند. کانکی به زودی توانست او را ناتوان نگه دارد و شروع به بلعیدن او کرد. با این حال ، آمون توانست جلوی او را بگیرد و او را از راه دور کند.

آمون با عصبانیت به او متهم شد اما کانکی توانست حملات خود را مسدود کند. یووزو به زودی در نبردی که او کانکی را قطع می کند ، می پیوندد. آمون به زودی توانست با حمله نهایی او را تمام کند. کانکی سپس از منطقه فرار کرد و از ادامه جنگ دیگر امتناع ورزید. او خیلی زود بار دیگر به گروه خود رسید که در آنجا بی فکر به بانجو حمله کرد ، قبل از این که به حواس خود برگردد. کانکی از کشتن دوستش بسیار ناراحت شد ، اما بانجو به او اطمینان داد که زنده است و می تواند خودش را شفا دهد.

کمبود قوس

پس از مدتی ، کانکی هینامی را برای دیدار با سن تاکاتسوکی ، که در حال برگزاری کنوانسیون کتاب بود ، به بیرون می آورد. کانکی و هینامی توانستند خود را به صورت حضوری با نویسنده ملاقات کنند ، که در آن سن باید در مورد جذابیت کانکی برای کتاب هایش و چگونگی ارتباط با آنها اطلاعات کسب کند.

Kaneki بعداً در استودیوی ماسک خود به UTA می رود و در آنجا می خواهد در مورد ارتباط خود با یومو و یوشیمورا اطلاعاتی کسب کند. او به كانكی می گوید كه او و یومو مدتهاست كه دوست بوده اند و یوشیمورا كسی بود كه زندگی یومو را در جریان مبارزه با كیشو آریما نجات داد. Kaneki سپس بعداً از یومو دیدن کرد و مایل به دیدن Rize بود. او به آنجا رسید که متوجه رفتارهای روانی و ناسالم او می شود. یومو به او می گوید که او خود را تغذیه می کند ، اما کافی نیست که بتواند به خودی خود مجدداً بازیابی کند. یومو سپس به او می گوید که باید با قدرتی که در اختیار دارد ، روی ساخت مسیر خود تمرکز کند.

یوشیمورا در مورد آنچه Kaneki باید انجام دهد مشاوره می دهد.

Kaneki سپس با توجه به داستان واقعی خود ، در آنجا با یوشیمورا ملاقات می کند. یوشیمورا همه چیز را به او فاش می کند که چگونه او یک بار به یک سازمان مخفی خدمت می کرد و فرزندش پادشاه یک چشم بود که درخت آگیری را هدایت می کرد. یوشیمورا سپس به كانكی می گوید كه او تنها كسی است كه می تواند مبارزه بین انسان و ارواح را بفهمد و امیدوار است كه بتواند همه را از جمله دخترش نجات دهد.

کانکی سپس آنتیکو را ترک می کند ، اما او توسط توکا متوقف می شود ، که می خواهد او را به آنتیکو بازگرداند. کانکی از آنچه در این مرحله باید انجام دهد مطمئن نبود و در عوض می خواهد بر محافظت از همه نزدیک به او تمرکز کند. با این حال توکا با عصبانیت از بین رفت و او را مورد ضرب و شتم قرار داد زیرا می دانست تنها دلیل انجام این کار این است که احساس می کند تنها است و نمی خواست پشت سر بگذارد. لحظه ای که کانکی را به شدت شوکه کرد ، تا جایی که او تصمیمات خود را تجدید نظر می کند.

سرانجام ، کانکی تصمیم می گیرد که گروه خود را منحل کند ، زیرا به دوستانش فاش می کند که قصد دارد به آنتیکو برگردد و همه از این استقبال می شوند که با او برگردند. در این مدت ، CCG برای انجام عملیات سرکوب جغد بر روی Anteiku آماده می شود.

قوس عملیات سرکوب جغد

Kaneki از طریق آمون کاهش می یابد.

کانکی پس از شنیدن برنامه های CCG که به منطقه حمله کرد ، به آنتیکو رفت. با این حال او با آمون روبرو شده و درگیر نبرد با او است. Kaneki توانست از طریق Quinque خود شکسته شود ، اما آمون به زودی کارت ترامپ خود را از Kouitsu Chigyou دریافت کرد و یک بار دیگر Kaneki را در زره های نمونه اولیه Arata درگیر کرد. Kaneki توانست با قطع بازوی خود زره خود را از بین ببرد ، هرچند به هزینه ای که بخش بزرگی از کمر خود را قطع می کند. با این وجود ، کانکی توانست فرار خود را در فاضلاب ها انجام دهد ، که در آن با پنهان شدن روبرو شد. مخفی می دانست که کانکی این همه زمان یک غول است ، اما هنوز هم آرزو می کرد که بتواند به او کمک کند. پنهان به کانکی اجازه می دهد تا او را نیش بزند تا قدرت خود را به دست آورد ، که در آن کانکی به این کار ادامه می دهد.

آریما کانکی را شکست داد.

کانکی خیلی زود خود را در بیرون پیدا کرد و در خیابان ها سرگردان شد. او به کیشو آریما رسید ، که قتل ارواح اطراف خود را به پایان رسانده بود. کانکی اقدام به مبارزه با او کرد ، اما آریما برای او خیلی زیاد بود. آریما در پشت خود را خفه کرد و چشم کاکوگان خود را به بیرون زد. کانکی شروع به از دست دادن ذهن خود کرد و در یک ضربه به پایان رسید آریما را به پایان رساند ، اما آریما توانست حمله خود را مسدود کند. آریما تحت تأثیر قرار گرفت که Kaneki در واقع قادر به آسیب رساندن به کوئینک خود بود ، اما با این وجود ، همانطور که Kaneki روی زمین گذاشته بود ، یک بار دیگر از طریق سرش شروع به ضرب و شتم می کند.

ارباب

Kaneki در حلزون حلزون زندانی شد.

پس از نابودی آنتیکو ، کانکی توسط آریما و تیمش اسیر شد و وی به عنوان زندانی شماره 240 در Cochlea قرار گرفت. از اینجا ، Kaneki خیلی زود شروع به از دست دادن عقل خود کرد. او دائماً خواستار آزادی می شد ، زیرا در را می پوشاند ، در طول شب و در میان بسیاری از موارد دیگر گریه می کرد. مهمتر از آن ، او از فراموشی رنج می برد ، که فقط او را در وضعیت بدتری قرار داد.

آریما به زودی به او کمک کرد تا عقل خود را دوباره به دست آورد و با اجازه دادن به او به خواندن کتاب ، شروع کرد. سلامت روانی کانکی به زودی شروع به پیشرفت کرد ، اما در همان زمان ، او خاطرات خود را از دست خود از دست داده بود. آریما سپس به او گفت که به نام جدیدی احتیاج دارد و قرار است اکنون به عنوان بخشی از CCG قرار بگیرد. Kaneki سپس بر اساس دو کلمه ای که دوست داشت ، با نام "Haise" روبرو شد. قهوه و جهان.

بعداً ، هنگامی که آکیرا در خارج از بازدید از قبر پدرش بود ، به او دانش آموز جدید خود نزدیک شد. Haise Sasaki.

توکیو غول: دوباره

قوس تحقیق Torso

به عنوان عضو جدید CCG ، Haise Sasaki مربی تیم ملی کوینکس تازه مونتاژ شد. با این حال ، او اغلب در هدایت تیم مشکل داشت ، زیرا اعضای تیمش (کوکی اوری و جینشی شیرازو) وظیفه خود را برای از بین بردن غول ، آکاشی کوبایاشی انجام می دادند. هایز توانست به صحنه برسد ، با این حال ، از مرگ آکاشی برای استخراج اطلاعات از وی جلوگیری کرد.

هایز بعداً با سایر تیم های CCG ملاقات کرد ، جایی که وی به دلیل عدم اراده خود در نابودی ارواح مشاجره کرد. هایز بعداً از یکی از همکارانش ، Kuramoto Itou در مورد ارواح معروف به مار ، اطلاعاتی را دریافت کرد. هایز این مأموریت را کنار گذاشت و در عوض تحقیقات Torso را با تورو موتسوکی انجام داد.

با هم ، این دو برای اطلاعات در مورد تنه با دوناتو پورپورا ملاقات کردند. وی از مصاحبه خود با دوناتو ، اطلاعاتی در مورد چگونگی ترکیب ارواح با جامعه بشری و چگونگی تمایل به پنهان کردن و حمل و نقل از طریق تاکسی دریافت کرد. در این مدت ، هایز دیدگاه هایی راجع به آنچه به نظر می رسد جوان در درد و ناامیدی است ، دریافت می کند که سعی می کند او را ترغیب کند که چگونه او هرگز قادر به غلبه بر نقاط ضعف خود نخواهد بود.

Haise از طریق نیشیکی چاقو می زند.

پس از آن ، Haise تحقیقات Torso را انجام می دهد که در آن تیم کوینکس توانستند او را در تاکسی با موتسوکی به دام بیندازند. با این حال ، پس از تعقیب طولانی بین او ، اوری و شیرازو ، این گروه توسط ارواح معروف به مار متوقف می شوند. هایز به زودی در نبرد می پیوندد و پس از زخمی شدن بقیه اعضای تیم کوینکس ، با مار می جنگد. در طول نبرد ، هایز یک بار دیگر از مرد ناامید در ذهن خود دید دیگری دریافت کرد. کن کانکی. کانکی تلاش کرد تا او را متقاعد کند که اگر او در مقابل آنها بایستد ، دوستانش می میرند ، اما هایز سخنان او را نادیده گرفت و در عوض به نبرد ادامه داد و کاگون خود را نشان داد.

هنگامی که او کاگون خود را فعال کرد ، هایز شروع به ابتلا به طبیعت جدی تر و در عین حال ترسناک تر کرد و به بی رحمانه به مار حمله کرد. پس از ضرب و شتم از طریق او ، به زودی فهمید که مار در واقع یکی از دوستان قدیمی کانکی ، نیشیکی است. هایز به زودی شروع به تجربه یک مرحله از سردرگمی می کند در حالی که نیشیکی فرار خود را انجام داد. هایز سپس توسط یک گلوله سرکوبگر RC توسط آکیرا مادو از بین می رود ، در حالی که هیراکو و تیمش به صحنه می آیند. از اینجا است که تیم کوینکس فهمید که Kaneki یک کوونیکس نیست ، بلکه یک هیبرید نیمه غول واقعی است.

قوس تحقیق Nutcracker

هنگامی که آنها به دفتر مرکزی خود بازگشتند ، هایز به دلیل قرار دادن جان همه در معرض خطر قرار گرفت. او با دیدن او برای رهبری تیم کوینکس ، نامناسب است ، وی در عوض شیرازو را به عنوان رهبر جدید منصوب می کند. هایز بعداً در دفتر خود از آریما بازدید می کند که این دو به طور خلاصه علیه یکدیگر اسپری می کنند. آریما سپس می پرسد که هایز نسبت به توهمات خود چه احساسی دارد ، که در آن هایز پاسخ می دهد که احساس می کند توسط شخصی که قبلاً بوده است ، مصرف می شود ، اما هیچ خاطره ای از زندگی قبلی خود ندارد. به همین دلیل ، هایز به آریما و آکیرا به عنوان والدین و تیم کوینکس به عنوان فرزندانش نگاه می کند و احساس می کند خانواده خود را داشته است. اگرچه او لبخند زد ، در واقعیت ، هایز هیچ سعادت واقعی را احساس نکرد.

YOMO HAISE را تماشا می کند.

پس از مراجعه به بیمارستان با آکیرا ، آکیرا ذکر می کند که در مورد ارواح معروف به خرگوش و تنه وابسته به درخت آگیری است. Haise ، با Mutsuki و Shirazu ، شروع به جستجوی هدف جدید خود معروف به Nutcracker می کند. قبل از بازگشت به خانه خود ، آنها تصمیم گرفتند در یک کافی شاپ به نام: دوباره متوقف شوند. پس از ورود ، بوی قهوه بلافاصله توجه هایز را به خود جلب می کند. او سپس با توکا روبرو شد که از دیدن او در اینجا شوکه شد. سپس به هایز صندلی داده شد که یومو در مقابل او نشسته و به او خیره شده است. Touka سپس قهوه خود را به او سرو می کند و وقتی Haise یک جرعه از آن می گیرد ، او شروع می کند تا یک اشک کوچک از گونه خود بیرون بیاید. در حالی که او Touka را تماشا می کرد ، خاطرنشان کرد که چقدر زیبا است و معتقد بود که هیچ کس دیگری در آنجا نیست که بتواند این زیبا باشد.

هایز سپس بعداً در جلسه ای شرکت می کند که توسط Juuzou Suzuya ، که به دنبال Haise برای رفتارهای پنهان در جیب هایش است ، قطع می شود. سرانجام ، این جلسه از سر گرفته می شود ، به طوری که هانبی برای همه توضیح داد که Nutcracker در یک شبکه قاچاق انسان شرکت می کند و این وظیفه آنها جمع آوری اطلاعات است. Aferwards ، Urie درخواست Haise را برای امضای نامه می دهد تا بتواند یکی از قاب های Kagune خود را آزاد کند. Haise تصمیم می گیرد به آن فرصت دهد تا به جای آن فکر کند.

به همراه بقیه تیمش ، هایز قصد دارد به یک کلوپ شبانه که به عنوان زنان جوان پنهان شده است ، نفوذ کند ، زیرا Nutcracker اخیراً در حال جذب زنان برای یک کار پاره وقت است. با استفاده از هویت "Sasako" ، Haise و دیگران در این باشگاه مستقر می شوند و Nutcracker را مشاهده می کنند و در عین حال سعی در مخلوط کردن دارند. شیرازو از او می پرسد که آیا او قصد دارد آنها را ترک کند اگر خاطراتش برگردد ، اگرچه هایز اطمینان نداد که این کار را نمی کندبا وجود نگرانی در مورد آن ، اینگونه باشید.

موتسوکی در یک کشور مست قطع می شود و این خبر را به وجود می آورد که وی قادر به کار پاره وقت از Nutcracker و همچنین سایر اطلاعات در مورد حراج بود و این مأموریت را به موفقیت تبدیل می کند. هایز سپس با تیم خود ترک می کند ، غافل از اینکه او توسط رومی هیتو و نیکو مورد تماشای او قرار می گیرد.

به همراه یووزو ، از وی خواسته شده است تا با ماتسوری واشو ، ملاقات کند ، که دستور می دهد موتسوکی به عنوان طعمه برای عملیات حراج آینده استفاده شود ، خیلی به وحشت هاییز. هایز سعی در اعتراض به این امر دارد ، اما ماتسوری می تواند کمتر به آنچه گفته است اهمیت دهد. با این حال ، یووزو تصمیم می گیرد در طول عمل از فرصت کمک به موتسوکی استفاده کند. با پیشنهاد یووزو ، موضوع توانست حل شود و هایز از وی برای کمک به او تشکر کرد. بعد از اینکه شیموگوچی از بیمارستان خارج شد ، هایز به خاطر انجام آن به او تبریک می گوید ، اما شیموگوچی شانه سرد را به او می دهد. آکیرا توصیه می کند که او باید آماده باشد تا افراد نزدیک خود را از دست بدهد ، زیرا مرگ آنها تنها گامی برای قوی تر شدن او خواهد بود. از اینجا به بعد ، هایز خود را برای این عملیات ، به همراه همه افراد دیگر آماده می کند.

حراج قوس عمل جراحی

Haise در حال جنگ با Aogiri.

با جمع شدن تیم کوینکس ، هایز و سایرین در عملیات حراج شرکت کردند و مأموریت را انجام دادند. در طول راه ، آنها با یک ارواح روبرو می شوند و با او درگیر می شوند. در حین درگیری ، ماتسوری به او دستور می دهد تا پیشرفت خود را ادامه دهد و رفقای خود را پشت سر بگذارد. هایز در ابتدا امتناع ورزید ، اما بازپرس Ghoul به او اطمینان داد که او و تیمش قادر به رسیدگی به اوضاع هستند. هایز سپس با تیم خود ادامه می دهد و ایمان خود را به آتو می گذارد.

کمین Seidou Takizawa.

هایز و گروهش سرانجام با Seidou Takizawa روبرو می شوند که بلافاصله پس از تشخیص اینکه او کیست ، به هایز حمله می کند. هایز سپس چاره ای جز جنگیدن با او با کاگون خود باقی مانده است. در طول نبرد ، او این واقعیت را کشف می کند که سیدو اتفاق می افتد که یک ارواح یک چشم درست مانند او است. سپس هایز مجبور می شود به تنهایی با او بجنگد ، تا زمان دیگری را بخرد ، اما در طی این ، سیدو قادر است با سهولت او را تحت الشعاع قرار دهد. از اینجا به بعد ، Seidou شروع به درد بیشتری به او می کند ، در حالی که گذشته خود را برای او آشکار می کند که چگونه او در فرومایگی زندگی می کرد و در ابتدا احساس می کرد که او در همان وضعیت بین او و هایز قرار دارد. با این حال ، Seidou به دلیل چگونگی ضعیف بودن Haise خود ، شروع به فکر کردن در غیر این صورت می کند.

هینامی هایز را نجات می دهد.

همانطور که سیدو همچنان او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد ، هایز به خودش خاطرنشان می کند که او ضعیف نیست ، بلکه حریف وی برای او بسیار قوی است. هنگامی که Seidou نام واقعی خود را به وجود آورد ، کن کانکی ، هایز شروع به تجزیه ذهنی می کند و از پذیرش زندگی قبلی خود امتناع می ورزد. پس از عذاب بیشتر او ، سیدو آماده است تا او را بلعید ، اما هینامی توانست به موقع او را نجات دهد.

هایز عقل خود را به دست می آورد و می بیند که هینامی در حال نبرد با سیدو است. هایز از او می خواهد که او را ترک کند ، زیرا او دیگر فردی نیست که او دوست داشت ، اما هینامی از این امر امتناع می ورزد و معتقد است که او همیشه شخصی است که همیشه به او اهمیت می داد. سپس هایز متوجه می شود که وقتی یک بار کن کانکی بود ، چه مقدار از یک فرد بزرگ باید داشته باشد.

هایز یک بار دیگر مقابل سیدو روبرو می شود.

از اینجا ، Haise از خود درونی خود تقویت می کند و یک بار دیگر درگیر نبرد با Seidou می شود. در حالی که او با سیدو نبرد می کند ، آگاهی او با کانکی صحبت می کند و اظهار داشت که به دلیل قدرتش از او می ترسید. کانکی به او می گوید که او همیشه آنقدر قوی نبود ، با این حال و امیدوار است که بتواند او را نگه دارد. هایز او را درک می کند ، و می فهمد که کانکی واقعاً از فراموش کردن برای همیشه می ترسد. او قسم می خورد که او را ایمن نگه می دارد و با اخلاق خود به هم ، توانست سیدو را شکست دهد.

پس از شکست سیدو ، آریما و تیمش به صحنه آمدند ، جایی که به هینامی رسیدند که به شدت مجروح شد. او قصد داشت او را بکشد ، اما هایز درخواست کرد که به جای او اجازه دهد به جای او حضانت کند ، که در آن آریما اجازه می دهد.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت: 15:06