
اکنون یورو باید به عنوان آزمایشی شناخته شود که شکست خورده است. این شکست ، که پس از گذشت بیش از ده سال از زمان معرفی یورو ، در سال 1999 ، یک حادثه یا نتیجه سوء مدیریت بوروکراتیک نبود ، بلکه نتیجه اجتناب ناپذیر تحمیل یک ارز واحد به یک گروه بسیار ناهمگن از کشورها بود. پیامدهای نامطلوب اقتصادی یورو شامل بحران بدهی های حاکمیتی در چندین کشور اروپایی ، وضعیت شکننده بانکهای بزرگ اروپایی ، سطح بالای بیکاری در سراسر منطقه یورو و کسری بزرگ تجاری است که اکنون اکثر کشورهای منطقه یورو را طاعون می کند.
هدف سیاسی ایجاد یک اروپا هماهنگ نیز شکست خورده است. فرانسه و آلمان اقدامات ریاضتی دردناک در یونان و ایتالیا را به عنوان شرط کمک مالی خود دیکته کرده اند و پاریس و برلین بر سر نقش بانک مرکزی اروپا (ECB) و چگونگی به اشتراک گذاشتن بار کمک مالی درگیر شده اند.
انگیزه اولیه که منجر به اتحادیه پولی اروپا شد و یورو سیاسی بود نه اقتصادی. سیاستمداران اروپایی استدلال می كنند كه استفاده از ارز مشترک باعث می شود احساس بیشتری به تعلق داشتن به یك جامعه اروپایی و تغییر مسئولیت سیاست های پولی از پایتخت های ملی به یك بانک مرکزی واحد در فرانكفورت ، تغییر قدرت سیاسی را القا كند. واد
انگیزه اصلی سیاسی برای افزایش ادغام اروپا ، و ممکن است هنوز هم برای تقویت نقش اروپا در امور جهانی باشد. در سال 1956 ، درست پس از آنكه ایالات متحده فرانسه و انگلستان را مجبور كردند نیروهای خود را از کانال سوئز خارج كنند ، صدراعظم آلمان كونراد آدناوئر به یك سیاستمدار فرانسوی گفت كه كشورهای اروپایی هرگز قدرتهای جهانی را هدایت نمی كنند ، اما "فقط یكی از آنها باقی مانده است. روش بازی یک نقش تعیین کننده در جهان ؛ این است که متحد شود تا اروپا را بسازد ... اروپا انتقام شما خواهد بود. "یک سال بعد ، پیمان رم بازار مشترک را راه اندازی کرد.
بازار مشترک در سال 1967 گسترش یافت تا جوامع اروپایی را تشکیل دهد ، و پس از آن ، در سال 1992 ، پیمان ماستریخت به اتحادیه اروپا منجر شد ، که یک منطقه تجارت آزاد بزرگتر را ایجاد کرد ، برای تحرک کار فراهم شد و یک برنامه زمانی برای اتخاذ تعیین کردیک ارز واحد و یک بازار یکپارچه اروپا برای کالاها و خدمات. کمیسیون اروپا این ترتیب را به عنوان سنگ پله ای به سمت وحدت سیاسی بیشتر معرفی کرد و این استدلال جالب را مطرح کرد که منطقه تجارت آزاد تنها در صورتی که کشورهای عضو آن از یک ارز واحد استفاده کنند ، می تواند موفق شود.(البته ، هیچ چیز در منطق اقتصادی یا تجربه ای وجود ندارد که دلالت بر این باشد که تجارت آزاد به یک ارز واحد نیاز دارد. به عنوان مثال ، توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی باعث افزایش تجارت بدون کسی شده است که فکر می کند ایالات متحده ، کانادا و مکزیک بایدیک ارز واحد داشته باشید.)
آلمان در برابر تصمیم به ایجاد یک ارز واحد مقاومت کرد ، تمایلی به کنار گذاشتن دویچه مارک و ثبات قیمت و سعادت آن را برای اقتصاد پس از جنگ این کشور نداشت. اما آلمان سرانجام تسلیم شد ، و فرانسه و دیگران موفق به ایجاد برنامه ای شدند که منجر به راه اندازی یورو در سال 1999 شود. با این حال ، آلمان قادر به تأثیرگذاری بر برخی از ویژگی های بانک مرکزی اروپا بود: استقلال رسمی این بانک ، مجرد آنهدف سیاست ثبات قیمت ، ممنوعیت خرید اوراق بهادار از دولت های عضو ، یک قانون "بدون وثیقه" برای کشورهایی که ورشکسته شدند و موقعیت آن در فرانکفورت. آلمان همچنین مجبور به ایجاد توافق نامه ثبات شد که مجازات های مالی را برای هر کشوری که کسری بودجه بیش از سه درصد از تولید ناخالص داخلی آن را داشته باشد یا بدهی که بیش از 60 درصد از تولید ناخالص داخلی آن بود ، ایجاد کرد. هنگامی که فرانسه و آلمان به زودی این شرایط را نقض کردند ، شورای وزیران رای دادند که مجازات هایی را اعمال نکنند و شرایط این پیمان تضعیف شد تا بی معنی شوند.
پیش بینی مرگ
مدتها قبل از معرفی یورو به طور رسمی ، اقتصاددانان به عوارض جانبی که یک ارز واحد بر اقتصاد اروپا خواهد داشت ، اشاره کردند.(به عنوان مثال ، مقاله اقتصاددان من از سال 1992 ، "پرونده علیه یورو" یا مقاله من از این صفحات ، "EMU و درگیری بین المللی" ، نوامبر/دسامبر 1997 را ببینید.) ارزهای مجرد به همه کشورها در اتحادیه پولی نیاز دارندداشتن همان سیاست پولی و همان نرخ بهره اساسی ، با نرخ بهره در بین وام گیرندگان فقط به دلیل اختلافات درک شده در ریسک اعتباری متفاوت است. یک ارز واحد همچنین به معنای نرخ ارز ثابت در اتحادیه پولی و همان نرخ ارز نسبت به سایر ارزها است ، حتی اگر کشورهای فردی در اتحادیه پولی از تغییر در ارزش های نسبی بهره مند شوند. اقتصاددانان توضیح دادند که بنابراین یورو منجر به نوسانات بیشتر در تولید و اشتغال ، تعدیل کندتر در کاهش تقاضای کل و عدم تعادل مداوم تجارت بین اروپا و سایر نقاط جهان می شود. در واقع ، تمام این نتایج منفی در سالهای اخیر رخ داده است.
به همین دلیل است: هنگامی که یک شهرستان سیاست پولی خود را دارد ، می تواند با کاهش نرخ بهره برای تحریک فعالیت اقتصادی به کاهش تقاضا پاسخ دهد. اما بانک مرکزی اروپا باید بر اساس شرایط کلی همه کشورها در اتحادیه پولی ، سیاست های پولی را انجام دهد. این وضعیتی را ایجاد می کند که در آن کشورهایی با افزایش بیکاری و در کشورهایی که دستمزد با سرعت بالایی دارند ، نرخ بهره بسیار زیاد است. و به دلیل وسعت زیاد اقتصاد آلمان نسبت به دیگران در اروپا ، سیاست پولی بانک مرکزی اروپا باید در تصمیمات خود وزن بیشتری به شرایط در آلمان بدهد تا اینکه در سایر کشورها به شرایط خود می پردازد.
سیاست سخت ضد توجیهی بانک مرکزی اروپا باعث شد تا نرخ بهره در کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا سقوط کند ، جایی که انتظارات از تورم بالا قبلاً نرخ بهره را بالا نگه داشته بود. خانوارها و دولت ها در آن کشورها با افزایش وام خود به نرخ بهره پایین پاسخ دادند ، در حالی که خانوارها از افزایش بدهی برای تأمین اعتبار در خانه و قیمت مسکن و دولت ها که از آن برای تأمین بودجه برنامه های اجتماعی بزرگتر استفاده می کنند ، استفاده می کنند.
نتیجه به سرعت در حال افزایش نسبت بدهی های دولتی و خصوصی به تولید ناخالص داخلی در چندین کشور از جمله یونان ، ایرلند ، ایتالیا و اسپانیا بود. با وجود افزایش خطر برای وام دهندگان که این امر دلالت دارد ، بازارهای جهانی سرمایه با افزایش نرخ بهره در آن کشورها با افزایش سطح بدهی پاسخ ندادند. خریداران اوراق قرضه تصور می کردند که اوراق قرضه ای که توسط یک دولت در اتحادیه پولی اروپا صادر شده است ، به همان اندازه وثیقه صادر شده توسط هر دولت دیگر در اتحادیه ، به همان اندازه بی خطر است و نادیده گرفته شده از شرط "بدون وثیقه" پیمان ماستریخت. در نتیجه ، نرخ بهره اوراق بهادار یونانی و ایتالیایی با نرخ اوراق قرضه آلمان تنها با بخش کوچکی از درصد متفاوت است.
قبل از اینکه اتحادیه پولی به کار گرفته شود ، کسری بزرگ مالی به طور کلی منجر به نرخ بهره بالاتر یا کاهش نرخ ارز می شود. این سیگنال های بازار به عنوان یک هشدار خودکار برای کشورها برای کاهش وام خود عمل می کردند. اتحادیه پولی آن سیگنال های بازار را از بین برد و از هزینه بالاتر بودجه ای که در غیر این صورت وام های خانگی محدود خواهد داشت ، جلوگیری کرد. نتیجه این بود که کشورها بیش از حد قرض گرفتند و بانک ها بیش از حد به مسکن گران قیمت وام دادند.
هنگامی که در اوایل سال 2010، بازارها اشتباه در نظر گرفتن همه کشورهای منطقه یورو را به یک اندازه ایمن تشخیص دادند، نرخ بهره بدهی های دولتی یونان، ایتالیا و اسپانیا شروع به افزایش کرد. پویایی بازار یک فرآیند خود-تقویت کننده را به حرکت درآورد که در آن افزایش نرخ بهره کشورها را به آستانه ورشکستگی سوق داد. به ویژه، ترس از اینکه یونان ممکن است در پرداخت بدهی خود دچار مشکل شود، باعث افزایش نرخ بهره بدهی یونان شد. انتظار پرداخت های بهره بیشتر در آینده حاکی از بار بدهی آتی بیشتر است. آنچه که به عنوان نگرانی در مورد مشکل نقدینگی یونان آغاز شد - به عبارت دیگر، در مورد توانایی یونان برای داشتن پول نقد برای پرداخت سود بعدی خود - به یک مشکل پرداخت بدهی تبدیل شد، ترس از اینکه یونان هرگز نتواند موجودی خود را بازپرداخت کند. و انباشت بدهیاین امر نرخ بهره را حتی بالاتر برد و در نهایت منجر به یک نکول جزئی از طریق مذاکره شد که در آن برخی از دارندگان بدهی دولتی یونان موافقت کردند که ارزش اوراق قرضه خود را 50 درصد کاهش دهند. به نوبه خود، تجربه یونان ریسک درک شده بدهی دولت ایتالیا را افزایش داد و باعث شد که نرخ بهره اوراق قرضه دولتی ایتالیا از کمتر از چهار درصد در آوریل 2010 به بیش از هفت درصد در نوامبر 2011 افزایش یابد - نرخی که باعث بدهی دولت خواهد شد. سریعتر از درآمد ملی افزایش یابد و ایتالیا را تا مرز ورشکستگی سوق دهد.
پویایی بازار متفاوت بر روابط بین بانک های تجاری اروپایی و دولت های اروپایی تأثیر گذاشت. از آنجایی که بانک ها به شدت در اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری کردند، کاهش ارزش این اوراق به بانک ها آسیب زد. سپس بانک ها به دولت های خود روی آوردند تا از سپرده گذاران و سایر طلبکاران خود محافظت کنند و بدین ترتیب مشکل اصلی را بزرگ تر کردند. در ایرلند و اسپانیا، این چرخه با نکول وام مسکن آغاز شد، به بانک ها آسیب رساند و دولت ها را به تضمین دارایی های سپرده گذاران بانک ها و سایر طلبکاران سوق داد و در نتیجه بر بدهی دولت افزود. سرمایه گذاری سنگین بانک ها در اوراق قرضه دولتی پس از آن به این معنی بود که ضعف بدهی دولت ایرلند و اسپانیا به بانک ها آسیب بیشتری می رساند.
EURO ON LIFE SUPPORT
تا پاییز 2011، چندین کشور اروپایی نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی را داشتند که به اندازه کافی بالا بود که امکان نکول را به یک احتمال جدی تبدیل کرد. کاهش شدید ارزش بدهی های دولتی آنها راه حلی امکان پذیر نیست، زیرا به بانک های اروپایی و احتمالاً به بانک ها و سایر مؤسسات مالی در ایالات متحده آسیب می رساند.
رهبران سیاسی اروپا سه استراتژی مجزا برای مقابله با این وضعیت پیشنهاد داده اند. اول ، به رهبری صدراعظم آلمان آنگلا مرکل و رئیس جمهور فرانسه نیکلاس سارکوزی ، مقامات یورو در اکتبر گذشته موافقت کردند که بانکهای تجاری باید نسبت سرمایه خود را افزایش دهند و اندازه تسهیلات ثبات مالی اروپا (EFSF) ، که در ماه مه 2010 برای تأمین مالی ایجاد شده بودوام دولت توسط یونان و سایر کشورهای منطقه یورو باید از 400 میلیارد یورو به بیش از یک تریلیون یورو گسترش یابد. این اقدام اخیر به منظور ارائه ضمانت های بیمه ای بود که به ایتالیا و به طور بالقوه اسپانیا اجازه می دهد با نرخ بهره مناسب به بازارهای سرمایه دسترسی پیدا کنند.
اما برنامه افزایش سرمایه بانکها کار نکرده است ، زیرا بانک ها نمی خواهند با جستجوی سرمایه خصوصی یا دولتی ، سهام سهامداران فعلی خود را رقیق کنند ، بنابراین در عوض آنها با کاهش وام خود نسبت سرمایه خود را افزایش داده اند ، به ویژهبرای وام گیرندگان در کشورهای دیگر ، باعث کند شدن بیشتر فعالیت های اقتصادی اروپا می شود. EFSF نمی تواند بودجه اضافی را نیز وام بگیرد ، زیرا چنین اقدامی توسط آلمان مخالف است ، بزرگترین ضامن بالقوه آن بدهی. علاوه بر این ، حتی یک تریلیون یورو به EFSF بودجه کافی برای تأمین ضمانت های مؤثر برای خریداران بالقوه بدهی ایتالیایی و اسپانیا در صورتی که ممکن است این کشورها در غیر این صورت ورشکسته به نظر برسند ، می دهد.
استراتژی دوم ، که توسط فرانسه مورد حمایت قرار گرفته است ، خواستار خرید و توسعه بانک مرکزی اروپا برای خرید اوراق بهادار ایتالیا ، اسپانیا و سایر کشورها با بدهی بالا برای پایین نگه داشتن نرخ بهره خود است. بانک مرکزی اروپا قبلاً این کار را تا حدودی انجام داده است ، اما برای جلوگیری از رسیدن نرخ یونانی و ایتالیایی به سطح ناپایدار کافی نیست. درخواست از بانک مرکزی اروپا برای گسترش این سیاست ، مستقیماً با شرایط "بدون وثیقه" پیمان ماستریشت مغایرت دارد. آلمان به دلیل پتانسیل تورمی و خطر خسارت در آن اوراق ، با چنین اقدامی مخالفت می کند.(دو عضو آلمانی هیئت اجرایی ECB از این موضوع استعفا داده اند.)
راهبرد سوم مورد علاقه آن شخصیت هایی مانند مرکل است که می خواهند از بحران کنونی برای پیشبرد توسعه یک اتحادیه سیاسی استفاده کنند. آنها خواستار یک اتحادیه مالی هستند که در آن کشورهایی که مازاد بودجه دارند، هر سال بودجه را به کشورهایی که کسری بودجه و کسری تجاری دارند، انتقال دهند. در ازای این انتقال ها، کمیسیون اروپا این اختیار را خواهد داشت که بودجه های ملی را بررسی کند و کشورها را مجبور به اتخاذ سیاست هایی کند که کسری های مالی آنها را کاهش دهد، رشد آنها را افزایش دهد و رقابت بین المللی آنها را افزایش دهد.
این توافق نقل و انتقالات قبلاً با یونان و ایتالیا انجام شده است. مورد یونان دراماتیک ترین بوده است. تا اکتبر گذشته، یونان قادر به استقراض در بازار جهانی سرمایه نبود و بنابراین مجبور بود برای پرداخت به کارمندان دولت و حفظ برنامه های رفاه اجتماعی خود به اعتباری که توسط بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول اعطا می شد، متکی بود. مرکل و سارکوزی نخست وزیر یونان، جورج پاپاندرئو را به بروکسل احضار کردند و به او گفتند که باید از طرحی که اعلام کرده بود برای برگزاری همه پرسی ملی در مورد اقدامات ریاضتی که توسط سایر اعضای منطقه یورو اعمال شده بود دست بکشد. آنها به او گفتند که در عوض باید پارلمان یونان را متقاعد کند که استراتژی سختی را برای کاهش کسری بودجه ایجاد شده توسط مرکل و سارکوزی بپذیرد یا با اخراج از منطقه یورو مواجه شود. پاپاندرئو موافقت کرد و قوانین لازم را از طریق پارلمان تحمیل کرد. او سپس استعفا داد و لوکاس پاپادموس، معاون سابق بانک مرکزی اروپا، به عنوان نخست وزیر موقت با مسئولیت اجرای کاهش بودجه طراحی شده در بروکسل منصوب شد. اما جدایی های پارلمانی بعدی و شورش های عمومی نشان داد که مردم یونان تا چه اندازه از مجبور شدن آلمان به تغییر رفتار اقتصادی خود، پذیرش اخراج کارمندان دولتی که فکر می کردند شغل مادام العمر دارند، و کاهش تقاضا در زمان بیکاری دو رقمی و کاهش تقاضا ناراضی هستند. تولید ناخالص داخلی به سرعت در حال کاهش است. در همان زمان، بسیاری از رای دهندگان در آلمان از ارسال پول به یونانی ها و دیدن قوانین بانک مرکزی اروپا دستخوش تغییرات بنیادی می شوند.
وضعیت در ایتالیا متفاوت است زیرا ایتالیا هنوز به نقل و انتقالات صریح از بانک مرکزی اروپا یا صندوق بین المللی پول وابسته نیست. اما ایتالیا برای محدود کردن افزایش نرخ بهره برای اوراق قرضه دولتی خود به حمایت بانک مرکزی اروپا وابسته است. فرانسه و آلمان ایتالیا را برای اتخاذ سیاست های بودجه جدید تحت فشار قرار دادند که منجر به استعفای نخست وزیر سیلویو برلوسکونی در نوامبر و انتصاب یک دولت تکنوکرات متعهد به حل مشکلات مالی ایتالیا شد. بنابراین یورو باعث ایجاد تنش ها و درگیری هایی در داخل اروپا شده است که در غیر این صورت وجود نداشت. گام های بیشتر به سمت یک اتحادیه مالی دائمی تنها این تنش ها را تشدید می کند.
ریاضی غیرممکن یونان
کسری بودجه یونان از 9 درصد تولید ناخالص داخلی آنقدر بزرگ است که نمی تواند از نکول کامل بدهی ملی خود جلوگیری کند. با توجه به اینکه نسبت بدهی یونان به تولید ناخالص داخلی فعلی 150 درصد است و ارزش فعلی تولید ناخالص داخلی یونان بر حسب یورو اسمی با نرخ سالانه چهار درصد کاهش می یابد، نسبت بدهی در سال آینده به 170 درصد تولید ناخالص داخلی افزایش خواهد یافت. بازگرداندن بدهی در زمان سررسید و پرداخت نرخ بهره بالاتر، کل بدهی را با سرعت بیشتری افزایش می دهد.
حتی اگر با کاهش کلی بدهی یونان، پرداخت های بهره موجود یونان به نصف کاهش یابد، کسری هنوز شش درصد تولید ناخالص داخلی یونان خواهد بود و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به 165 درصد تولید ناخالص داخلی در پایان سال افزایش می یابد. 12 ماه. و این حتی تأثیر نامطلوبی که کاهش بدهی بر بانک های یونان خواهد داشت را در نظر نمی گیرد. دولت یونان مجبور خواهد شد به سپرده گذاران یونانی پرداخت کند و بدهی ملی را بیشتر کند.
برای دستیابی به یک مسیر پایدار، یونان باید نسبت بدهی ملی خود به تولید ناخالص داخلی را کاهش دهد. تا زمانی که تولید ناخالص داخلی واقعی یونان رو به کاهش باشد، این عملاً غیرممکن خواهد بود. محاسبات اولیه بودجه حاکی از آن است که حتی اگر تولید ناخالص داخلی واقعی یونان با دو درصد شروع به رشد کند (از نرخ کاهش واقعی هفت درصد فعلی) و تورم در هدف بانک مرکزی اروپا یعنی دو درصد باشد، باز هم کسری بودجه نباید از شش درصد تولید ناخالص داخلی تجاوز کند. افزایش نسبت بدهی متوقف می شود. از آنجایی که سود بدهی به تنهایی در حال حاضر حدود شش درصد تولید ناخالص داخلی است، بقیه بودجه یونان باید از کسری سه درصد فعلی آن متعادل شود.
کاهش لایحه بهره به نصف و همزمان متعادل کردن بقیه بودجه ، این نسبت را فقط خیلی آهسته کاهش می دهد ، از 150 درصد اکنون به 145 درصد پس از یک سال ، حتی اگر هیچ پرداختی به سپرده گذاران بانکی و سایر طلبکاران لازم نبود. هنوز مشخص نیست که بازارهای مالی منتظر خواهند ماند در حالی که یونان در امتداد این تنگه مالی به نسبت بدهی پایدار بسیار زیر 100 درصد می رود.
وضعیت ایتالیا بسیار بهتر است. ایتالیا در حال حاضر دارای نرخ رشد کمی مثبت و مازاد اولیه بودجه است که درآمد مالیاتی بیش از یک درصد از تولید ناخالص داخلی است. کسری بودجه کل کشور حدود چهار درصد از تولید ناخالص داخلی است. کاهش کسری معادل دو درصد تولید ناخالص داخلی برای کاهش نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی کافی خواهد بود. دستیابی به این امر دشوار نیست ، زیرا هزینه های دولت تقریباً 50 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد. چشم انداز کسری بودجه در حال کاهش در حال حاضر نرخ بهره وام دولت جدید را از 7. 5 درصد به 6. 5 درصد کاهش داده است. از بین بردن کسری بودجه و شروع به کاهش سرعت بدهی می تواند نرخ بهره را به سطح چهار درصدی که در ایتالیا حاکم است قبل از شروع بحران بازگردد.
حتی اگر کشورهای منطقه یورو کسری بودجه بزرگ خود را کاهش داده و از این طریق تهدید بانکهای تجاری که در اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری کرده اند ، کاهش می یابد ، مشکل دیگری که ناشی از اتحادیه پولی است باقی خواهد ماند: اختلافات بین اعضای منطقه یورو از نظر رقابت طولانی مدت ، کهمنجر به اختلافات پایدار در مانده های تجاری می شود که نمی توانند تأمین مالی شوند.
طی یک سال گذشته ، آلمان مازاد تجارت نزدیک به 200 میلیارد دلار داشت ، در حالی که سایر اعضای منطقه یورو کسری تجارت بالغ بر 200 میلیارد دلار داشتند. یک اقدام جامع تر که عوامل درآمد خالص سرمایه گذاری نشان می دهد که آلمان دارای مازاد حساب جاری پنج درصد از تولید ناخالص داخلی است ، در حالی که یونان دارای کسری حساب جاری تقریباً ده درصد از تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر ، آلمان می تواند مبلغی معادل پنج درصد از تولید ناخالص داخلی خود را در سایر نقاط جهان سرمایه گذاری کند ، در حالی که یونان باید مبلغی معادل تقریباً ده درصد از تولید ناخالص داخلی خود را وام دهد تا میزان واردات فعلی خود را بپردازد.
اگر یونان بخشی از منطقه یورو نبود ، نرخ ارز آن با گذشت زمان تنظیم می شود تا از این کسری بزرگ و رو به رشد تجارت جلوگیری کند. به طور خاص ، نیاز به تأمین مالی این کسری تجاری باعث کاهش ارزش ارز یونان می شود ، صادرات یونان را برای خریداران خارجی جذاب تر می کند و مصرف کنندگان یونانی را برای جایگزینی کالاها و خدمات یونان برای واردات تشویق می کند. افزایش هزینه واردات همچنین باعث کاهش درآمد شخصی واقعی در یونان می شود و منجر به کاهش هزینه های مصرف کننده و آزاد کردن کالاها و خدمات یونانی برای صادر شدن به خریداران خارجی می شود.
اما از آنجا که یونان بخشی از منطقه یورو است ، این مکانیسم تنظیم خودکار از دست رفته است. یونان با مشکل مداوم کسری در حال افزایش حساب جاری روبرو است ، که اکنون به ده درصد از تولید ناخالص داخلی رسیده است ، زیرا بهره وری یونان (خروجی برای هر کارمند) آهسته تر از آلمان افزایش می یابد و باعث می شود قیمت کالاهای یونانی نسبت به قیمت آلمانی و افزایش یابد. کالاهای اروپایی دیگر. به طور خاص ، اگر تولید برای هر کارمند در آلمان سه درصد در سال افزایش یابد ، دستمزد واقعی نیز می تواند سه درصد رشد کند. اگر بانک مرکزی اروپا تورم را در منطقه یورو حدود دو درصد نگه دارد ، دستمزد آلمان می تواند پنج درصد در سال افزایش یابد. اگر دستمزد یونان نیز در سال پنج درصد افزایش یابد در حالی که بهره وری در یونان تنها یک درصد در سال رشد می کند ، قیمت کالاها و خدمات یونانی دو درصد سریعتر از قیمت محصولات آلمانی افزایش می یابد. این افزایش در قیمت نسبی کالا و خدمات باعث می شود واردات یونان افزایش یابد و صادرات راکد شود و کسری تجاری به طور فزاینده ای ایجاد کند. اگر افزایش سالانه دستمزدهای یونان به دو درصد کمتر از افزایش دستمزدهای آلمان محدود شود ، می توان از این مشکل جلوگیری کرد. البته این ممکن است از نظر سیاسی در اقتصاد یونان بسیار اتحادیه دشوار باشد.
اما محدود کردن رشد دستمزدهای یونان تنها وخیم تر شدن رقابت یونان در آینده خواهد بود. متوقف کردن کاهش بیشتر رقابت یونان ، کسری حساب فعلی سالانه موجود نزدیک به ده درصد از تولید ناخالص داخلی را که یونان باید به تأمین مالی خود ادامه دهد ، تصحیح نمی کند. از بین بردن کسری حساب فعلی موجود ، با کاهش هزینه تولید کالاها و خدمات یونانی حدود 40 درصد نسبت به هزینه تولید کالا و خدمات در بقیه منطقه یورو ، نیاز به ساخت قیمت یونان بسیار رقابتی تر از امروز دارد. از آنجا که به احتمال زیاد با افزایش بهره وری حاصل نمی شود ، باید با کاهش دستمزدهای واقعی نسبت به دستمزد واقعی آلمان و سایر کشورها در منطقه یورو حاصل شود. این یک روند بسیار دردناک خواهد بود که با هزینه سالها بیکاری زیاد و کاهش درآمد حاصل می شود. یونان اکنون نرخ بیکاری رسمی 16 درصد دارد و تولید ناخالص داخلی واقعی آن در سال هفت درصد کاهش می یابد. ادامه چنین عملکرد ضعیف به مدت یک دهه یا بیشتر در یک دموکراسی غیرقابل تصور است. علاوه بر این ، از آنجا که چنین فرایندی فقط در مدت زمان طولانی کسری حساب جاری را کاهش می دهد ، یونان برای تأمین مالی عدم تعادل حساب جاری خود باید وام را ادامه دهد. حتی اگر آلمان مایل به رسمی سازی چنین کمک های مالی طولانی مدت با ایجاد اتحادیه انتقال برای تأمین بودجه بود ، کنترل هایی که برلین خواستار حفظ دستمزد و درآمدهای آن است ، باعث ایجاد تنش های سیاسی شدید بین آلمان و یونان می شود.
وسوسه کاهش ارزش
گزینه دیگر این است که یونان از منطقه یورو خارج شود و به ارز خود برگردد. اگرچه در پیمان ماستریخت برای چنین اقدامی مقرر نشده است ، اما رهبران سیاسی در یونان و سایر کشورها بدون شک با توجه به این امکان وجود ندارد. اگرچه یونان با دریافت نقل و انتقالات از سایر کشورهای منطقه یورو از عضویت خود در منطقه یورو بهره می برد ، اما از نظر بیکاری و ناآرامی های اجتماعی قیمت بسیار بالایی را پرداخت می کند. رها کردن یورو در حال حاضر و ایجاد یک دراچما جدید باعث کاهش ارزش و پیش فرض می شود که ممکن است درد اقتصادی بسیار کمتری نسبت به دوره فعلی داشته باشد. این استراتژی کاهش ارزش و پیش فرض ، پاسخ استاندارد کشورها در آسیا و آمریکای لاتین با کسری ناپایدار بزرگ مالی و تجاری بوده است. آنها توانستند از بین بروند زیرا بخشی از اتحادیه پولی نبودند.
آلمان اکنون آماده است تا تلاش کند تا یونان را از ترک یورو باز دارد زیرا می ترسد که یک نقص یونانی بتواند منجر به تجزیه کل اتحادیه پولی شود و نرخ ارز ثابت را که اکنون به نفع صادرکنندگان آلمان و اقتصاد آلمان است ، از بین می برد. اگر یونان از بین برود و از بین برود ، بازارهای جهانی سرمایه ممکن است فرض کنند که ایتالیا یک استراتژی مشابه را در نظر خواهد گرفت. افزایش نتیجه در نرخ بهره بدهی آن ممکن است ایتالیا را به این کار سوق دهد. و اگر ایتالیا به یک LIRA جدید برگردد و آن را نسبت به سایر ارزها بی ارزش کند ، فشار رقابتی ممکن است فرانسه را وادار کند تا منطقه یورو را ترک کند و یک فرانک جدید را کاهش دهد. در آن مرحله ، EMU فرو می رود.
حتی اگر آلمان آماده یارانه یونان و سایر کشورها برای حفظ یورو باشد ، یونان و دیگران با این وجود ممکن است تصمیم بگیرند که اگر شرایط تحمیل شده توسط آلمان بسیار دردناک تلقی شود ، اتحادیه پولی را ترک کنند. در اینجا چگونه ممکن است کار کند: اگرچه یونان نمی تواند یورو را ایجاد کند ، برای پرداخت کارمندان دولت و پرداخت انتقال ، دولت یونان می تواند شروع به ایجاد دراک های جدید کند و اعلام کند که کلیه قراردادهای طبق قانون یونان ، از جمله حقوق و قیمت فروشگاه ، قابل پرداخت استآن ارز ؛به همین ترتیب ، تمام سپرده های بانکی و وام های بانکی به جای یورو در این درچ های جدید پرداخت می شوند.
ارزش Drachma جدید نسبت به یورو کاهش می یابد ، به طور خودکار دستمزدهای واقعی را کاهش می دهد و رقابت یونانی را افزایش می دهد بدون اینکه یونان را برای گذراندن یک دوره طولانی و دردناک بیکاری بالا بگذارد. درعوض ، ارزش پایین تر ارز یونان باعث تحریک صادرات و تغییر از واردات به کالاها و خدمات داخلی می شود. این باعث رشد و اشتغال تولید ناخالص داخلی یونان می شود.
برداشت از منطقه یورو مطمئناً دشوار و بالقوه دردناک خواهد بود. این اعلامیه مبنی بر ترک یونان از منطقه یورو باید تعجب آور باشد-در غیر این صورت ، یک اداره بانکی به احتمال زیاد خواهد بود ، زیرا سپرده گذاران یونانی وقت دارند تا وجوه خود را به یورو منتقل کنند و یا آنها را پس بگیرند و آنها را پس بگیرند و آنها را عقب نشینی کنند. یورو به صورت نقدی. از آنجا که برخی از پروازهای سپرده از بانکهای یونان در حال حاضر اتفاق می افتد ، آتن قبل از این که این سیل از برداشت ها شود ، باید عمل کنند.
یک مشکل جدی دیگر برای یونان در انتقال به دراچما جدید ، خطر سیاسی مجبور شدن از اتحادیه اروپا خواهد بود. از آنجا که پیمان ماستریخت راهی برای ترک یک عضو یورو فراهم نمی کند ، این خطر وجود دارد که سایر اعضای منطقه یورو با نیاز به ترک اتحادیه اروپا ، یونان را مجازات کنند و باعث می شود یونان مزایایی را که اتحادیه اروپا رایگان ارائه می دهد از دست بدهدتجارت و تحرک کار. آنها ممکن است این کار را انجام دهند تا ایتالیا و دیگران را از دنبال کردن یک استراتژی خروج مشابه خودداری کنند. اما همه اعضای اتحادیه اروپا لزوماً به دنبال چنین مجازاتی نخواهند بود ، به خصوص که ده نفر از 27 کشور عضو اتحادیه اروپا از یورو استفاده نمی کنند و وضعیت یونان به وضوح ناامیدتر از ایتالیا یا اسپانیا است.
مشکل اصلی عملی با ترک یورو این است که برخی از مشاغل یونانی و افراد در یورو از بانک های خارج از یونان وام گرفته اند. از آنجا که این وام ها تحت پوشش قانون یونان قرار نمی گیرند ، دولت یونان نمی تواند این تعهدات بدهی را از یورو به درهای جدید تغییر دهد. کاهش درچما جدید نسبت به یورو باعث می شود بازپرداخت این وام ها برای بدهکاران یونان بسیار گرانتر شود. ورشکستگی های گسترده افراد و مشاغل یونانی می تواند منجر به تأثیرات ثانویه بر بانکهای یونان شود که این افراد و مشاغل از آن وام گرفته اند. اما همانطور که تجربه آرژانتین پس از پایان یافتن پیوند خود به دلار در سال 2002 نشان داد ، بدهکاران یونان داخلی ممکن است تنها بخشی از آن بدهی های یورو را بپردازند. برای یونان ، گزینه ترک اتحادیه پولی ممکن است بسیار وسوسه انگیز باشد.
عزیمت یونان نیازی به وسوسه ایتالیا ، اسپانیا یا دیگران برای ترک ندارد. برای آنها ، هزینه ترک می تواند بیش از حد تنظیم اقتصاد آنها در حالی که در داخل منطقه یورو باقی مانده است ، فراتر رود. بر خلاف یونان ، آنها می توانند با تنظیم بودجه و کسری تجارت خود بدون تغییر اساسی در سیاست ، از ورشکستگی خودداری کنند.
با نگاهی به آینده ، یورو احتمالاً تقریباً با تمام اعضای فعلی خود ادامه خواهد داد. اکنون چالش تغییر رفتار اقتصادی آن کشورها خواهد بود. قوانین رسمی با بودجه متعادل قانون اساسی که اخیراً توسط آلمان ، ایتالیا و اسپانیا تصویب شده است ، اگر در واقع اجرا شود ، بدهی ملی هر کشور را در مسیری به سطح پایدار می گذارد. سیاست های جدید باید با محدود کردن حجم واردات ملی به مبالغی که می توان با درآمد صادراتی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی تأمین کرد ، از کسری حساب جاری در آینده جلوگیری کند. چنین اقداماتی باید باعث شود یورو بدون بحران های آینده و بدون انتقال مالی که اکنون ایجاد تنش در اروپا ایجاد می کند ، حفظ شود.
شما در حال خواندن مقاله رایگان هستید.
برای دسترسی نامحدود در امور خارجه مشترک شوید.
- خواندن بدون پرداخت مقالات جدید و یک قرن بایگانی
- باز کردن دسترسی به برنامه های iOS/Android برای ذخیره نسخه ها برای خواندن آفلاین
- شش شماره در سال در نسخه های چاپی ، آنلاین و صوتی
مارتین فلدشتاین جورج اف. بیکر استاد اقتصاد در دانشگاه هاروارد و رئیس جمهور برجسته دفتر ملی تحقیقات اقتصادی است. وی از سال 1982 تا 1984 رئیس شورای مشاوران اقتصادی بود. این مقاله از مقاله کاری NBER ، "عملکرد اقتصادی یورو و اروپا" اقتباس شده است.
آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
17 اسفند
1401 ساعت: 20:05