اصول اول برای تجارت اعمال می شود

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

برای بسیاری از معامله گران ، دستیابی به موفقیت در تجارت آسان نیست. اما اگر می دانید راه صحیح برای نزدیک شدن به آن ، لازم نیست خیلی سخت باشد. یک سوال خوب که می توانید از خود بپرسید این است که آیا شما بهترین مسیر ممکن را طی می کنید. از بررسی سفر تجاری خود تاکنون نترسید. همه ما مجبور شدیم این کار را در یک مقطع انجام دهیم. آنچه فهمیدیم این بود که تجارت با رویکرد اصلی اول بسیار خوب کار می کند. اما این تعجب آور نیست ، زیرا اولین رویکرد اصلی برای حل مشکلات تقریباً در همه چیز در زندگی کار می کند.

به عنوان مثال ، اگر روش تفکر الون مسک را مطالعه می کنید ، متوجه خواهید شد که او اولین اصل را در یافتن راه حل برای مشکلات فنی خود اعمال می کند. او حتی خودش می گوید که رویکرد وی برای حل مشکلات استفاده از اصل اول است. اگرچه به راحتی می توان فهمید که این روش تفکر چقدر منطقی است - در واقع ، این فقط عقل سلیم است - فقط تعداد بسیار کمی از افراد آن را در حل مشکلات اعمال می کنند.

هنگامی که صحبت از تجارت می شود ، می توانید از اولین رویکرد اصلی برای تبدیل سفر به تجارت خود استفاده کنید - از این که چگونه بازار تا ایجاد یک برنامه تجاری کارآمد کار می کند. بنابراین ، اگر در بازارها پول خود را از دست می دهید یا در پایتخت یک سرمایه گذاری بزرگ دارید ، می تواند ایده خوبی برای بازگشت و نزدیک شدن به امور از اصول اول باشد.

اصل اول چیست؟

اصل اول مفهوم یا فرضیه اساسی است که یک تئوری ، سیستم یا روش بر اساس آن بنا شده است. این گزاره یا فرضیه بنیادی است که نمی تواند به هیچ فرض دیگری تقسیم شود. به عبارت دیگر ، ما نمی توانیم اصول اول را از هر گزاره یا فرض دیگری استنباط کنیم.

با استفاده از رویکرد اصلی اول ، شما مجبور می شوید همه چیز را به کوچکترین قطعات آنها تقسیم کنید و به هر مؤلفه به عنوان قسمت متحرک شخصی خود نگاه کنید. با شکستن موارد به گونه ای ، می توانید با دیدگاه دیگری به آنها نگاه کنید تا بتوانید ایده های تازه ای در مورد چگونگی مقابله با مشکل مورد نظر ایجاد کنید.

این در مورد حل مشکلات با استفاده از مؤثرترین اما لزوما سریعترین راه است. شما با ایجاد حقیقت اساسی در مورد مسئله یا مؤلفه های مسئله شروع می کنید. سپس دلیل آنها را تعیین می کنید و به دنبال بهترین راه حل های موجود هستید.

همانطور که مشاهده می کنید ، استفاده از اولین روش اصلی تفکر یکی از مؤثرترین راه های حل مشکلات است زیرا شما را مجبور می کند تا موضوعات پیچیده را در مراحل کوچک اندازه نیش تجزیه کنید. و انجام این کار ممکن است به شما کمک کند سریعترین مسیر راه حل را پیدا کنید زیرا این امر به دنبال پایه و اساس مشکل است. بر خلاف مدل سازی ، که ممکن است یک رفع سریع به نظر برسد اما ممکن است مشکل را به طور کامل حل نکند ، زیرا اشتباهات نمونه اولیه را که مدل سازی می شود ، کپی می کند ، اولین روش اصلی.

در طول تاریخ ، بسیاری از متفکران برجسته از روش اول اصول برای ایجاد راه حل برای مشکلات جهان استفاده کرده اند. یک نمونه بارز الون مسک (ما قبلاً به او اشاره کردیم) که از این رویکرد برای ایجاد باتری های ارزان تر برای وسایل نقلیه برقی و نیازهای خانه استفاده می کرد. مثال دیگر یوهانس گوتنبرگ است که چاپخانه را اختراع کرده است. هر دو مرد از تفکر مبادله اول استفاده کردند.

می بینید ، این رویکرد جوشاندن چیزها به سطح باینری تأثیر فوق العاده ای بر توانایی افراد در تصمیم گیری و ایجاد تغییر ایجاد کرده است. چرا شکستن ایده ها چنین ایده انقلابی است به این دلیل است که مردم بیشتر وقت خود را صرف جستجوی سطح می کنند بدون اینکه به منبع مشکل برسند تا به دنبال ایده هایی باشند که می تواند آنها را حل کند. از آنجا که ایده ها روی سطح جایی که همه افراد به دنبال آن هستند نشسته اند ، اکثر مردم هرگز به نظر نمی رسند که ایده ها هستند. کسی که مصمم است راه حل های ماندگار را برای شکستن چیزها و شروع از پایه پیدا کند ، طول می کشد.

استفاده از اصول اول در تجارت به شما کمک می کند تا درک کنید که بازار چگونه کار می کند و چرا معامله گران در نحوه انجام آنها واکنش نشان می دهند. این امر به این دلیل است که شما می توانید بازار را به دلایل اساسی که معامله گران تصمیم به تجارت در هنگام انجام و نحوه رسیدن به آن تصمیم می گیرند ، خراب کنید. برای سودآوری در تجارت ، باید در مدتی اصول و استراتژی های مناسب را اعمال کنید. تجارت صحیح در مورد نظرات ، پیش بینی ها و فقط خوب بودن در آن نیست.

معامله گران بسیار کمی از این رویکرد استفاده می کنند. بسیاری فقط می خواهند آنچه را که دیگران انجام می دهند ، که در اینترنت پیدا می کنند یا در کتاب های تجاری می خوانند ، الگوبرداری کنند. در حالی که ممکن است منطق برای الگوبرداری از رویکردهای افراد دیگر وجود داشته باشد - مطمئناً آسانتر و سریعتر است - همچنین برخی از معایب دارد زیرا شما همچنین اشتباهات و نواقص آنها را کپی می کنید.

آیا در بازارها پول خود را از دست می دهید یا در پایتخت زیاد است؟این می تواند ایده خوبی برای بازگشت و بازگشت به اصول اول باشد. اما اول ، بیایید درک کنیم که چگونه اصول اول در تجارت کار می کنند.

درک اولین رویکرد اصلی به تجارت

در دنیای مدرن امروز ، بسیاری از مردم نمی خواهند از موقعیتی به چیزی شروع کنند. برای اکثر مردم ، این در مورد الگوبرداری از آنچه دیگران انجام داده اند و احتمالاً آن را تغییر می دهند. البته ، منطقی برای الگوبرداری از موفقیت دیگران وجود دارد ، اما مشکل کپی کردن نواقص در مدل نیز وجود دارد.

با این حال ، با فکر کردن به اصول اول ، شما مشکل را جدا می کنید تا به هر مؤلفه اصلی نگاه کنید و چه چیزی می تواند کار کند و چه چیزی نمی تواند. به این ترتیب ، با نگاهی به اساسی ترین اصول منجر به موفقیت یا عدم موفقیت ، خطایی را به عنوان مکان هایی برای پیشرفت پیدا می کنید. برای استفاده از اصل اول ، شما باید تمام تعصبات شخصی ، عقاید ، اعتقادات ، فرضیات ، سنت ها و پیش بینی ها را حذف کنید تا به ریشه موضوع برسید. یعنی شما به فیلتر تجربه شده تجربه می کنید و سعی می کنید محرک های واقعی موفقیت را در آنچه با آن سر و کار دارید پیدا کنید. در مورد ما ، این تجارت در بازارهای مالی است.

استفاده از رویکرد اصلی در تجارت به معنای تلاش برای درک آنچه در مبادلات بازارهایی که قصد تجارت دارید اتفاق می افتد - مبادلات سهام ، تبادل معاملات آتی و غیره. شرایط مختلف بازار و آنچه منجر به آنها می شود ، و همچنین به توانایی خود در خرید و فروش موقعیت در شرایط مختلف بازار دسترسی پیدا می کنید.

همچنین می توانید برای به دست آوردن اولین اصل حرکات قیمت ، بیشتر پیش بروید ، یعنی این که قیمت می تواند در یک روند باشد یا به پهلو حرکت کند و می تواند نوسانات بالا یا کم داشته باشد. یک روند می تواند یک صعود یا روند نزولی باشد ، و در جایی که یک روند متوقف می شود ، دیگری شروع می شود - روند بازار در نهایت از بین می رود یا قیمت پایین را پیدا می کند. همچنین ، بازار می تواند با گسترش پیشنهادات/درخواست های محکم یا با گسترش پیشنهادات گسترده/سؤال ، مایع باشد ، در حالی که حجم معاملات می تواند افزایش و کاهش یابد.

با توجه به همه اینها ، یک معامله گر اول فکر می کند که چگونه می تواند ریاضی را برای ایجاد یک استراتژی معاملاتی سودآور که در جنبش قیمت تاریخی قرار دارد ، متصل و ترکیب کند. این استراتژی می تواند سیستماتیک یا اختیاری باشد یا حتی مخلوطی از این دو. برای اینکه یک سیستم معاملاتی سودآور باشد ، باید برنده های بزرگی و ضرر و زیان ناچیز داشته باشد و یا با ضرر و زیان برابر یا کوچکتر از برد ، نرخ پیروزی بالایی داشته باشد.

با استفاده از تفکر اصل اول ، یک معامله گر می تواند در خارج از جعبه فکر کند و سیستم های جدیدی را ایجاد کند یا در سیستم های موجود بهبود یابد - زیرا داده ها و نتایج جدید در دسترس قرار می گیرند ، در تفکر سیستماتیک برای تنظیم و بهبود نتایج بالقوه ادغام می شود. این معامله گر همچنین می تواند متغیرهای آماری را برای توسعه یک سیستم معاملاتی کمی که دارای حاشیه ای در بازار است ، استفاده کند. در حالی که بسیاری از معامله گران سعی می کنند کاری را انجام دهند که هر شخص دیگری انجام می دهد - تجارت بر اساس پیش بینی ها ، عقاید ، احساسات و نفس - کسی که از اصول اول استفاده می کند ، سعی دارد چیزی را پیدا کند که کار کند و چرا کار می کند. البته ، هر چیزی که واقعیت ، علم یا ریاضی نباشد ، یک نظر است.

سؤالاتی وجود دارد که می توانید از خود بپرسید وقتی می خواهید اولین اصول موفقیت تجارت را پیدا کنید. اینها بخشی از آنها هستند:

  • چگونه معامله گران موفق به موفقیت دست یافتند. آنها چه کاری متفاوت انجام دادند؟
  • چه چیزی واقعاً معامله گران موفق سودآور می شود - حاشیه ، سیستم ، مدیریت ریسک و روانشناسی تجارت آنها چیست؟
  • اساس حرکت قیمت تاریخی چیست و چگونه می توانید بر اساس آن یک سیستم سودآور ایجاد کنید؟
  • بهترین روش برای تجارت شما بر اساس تحمل ریسک خود ، اهداف بازگشت ، سیستم اعتقادی و زمان صفحه نمایش در دسترس چیست؟
  • چگونه هر تجارت در سیستم معاملاتی شما جای می گیرد و چگونه می توانید معاملات خود را برای ایجاد نسبت ریسک/پاداش خوب در هر تجارت مدیریت کنید؟
  • چه چیزی پشتوانه سیستم تجاری شما نشان می دهد - آیا سیستم می تواند سودآور باشد و در چه شرایطی به بهترین وجه کار می کند؟
  • قرار گرفتن در معرض خطر کلی و اندازه موقعیت شما چیست و آیا این سیستم تجارت شما را در معرض داشتن یک کاهش بزرگ یا حتی منفجر کردن قرار می دهد؟
  • استرس روی معامله گران چه تأثیری دارد و چگونه می توانید آن را مدیریت کنید؟
  • آیا تمام اعتقادات شما در مورد تجارت و بازارها بر اساس واقعیت صحیح است؟
  • برای کسب اطلاعات بیشتر در تجارت چه چیزهای دیگری نیاز دارید؟
  • آیا پیامدهای مالیاتی از سبک تجارت خود را در نظر می گیرید؟

با پایان یافتن پاسخ به همه این سؤالات ، می توانستید یک سیستم تجاری ایجاد کنید که مبتنی بر حقایق باشد و نه نظرات یا پیش فرض ها.

مراحل دنبال کردن هنگام استفاده از اولین رویکرد اصلی در تجارت شما

اگر می خواهید یک معامله گر سودآور شوید ، باید روی اصول اول تمرکز کنید تا بتوانید تمام قطعات را با هم برطرف کرده و مسیر خود را برای سودآوری گام به گام بسازید. قبل از اینکه در مورد مراحل صحبت کنیم ، اجازه دهید مؤلفه های یک سیستم معاملاتی سودآور را در نظر بگیریم. اینها بخشی از آنها هستند:

  • لیستی از بازارهای تجارت: این شامل بازارهایی است که شما قصد تجارت دارید ، که می تواند بازار سهام ، بازار آتی و غیره باشد.
  • یک لیست ساعت از ابزارهای تجارت: این لیستی از سهام ، ETF ها ، کالاها و سایر ابزارهایی است که شما متوجه فرصت های تجارت در حال ظهور شده اید. خوب است که یک لیست ساعت داشته باشید که در نمودارها ، بخش ها و بازارهای مختلف متنوع باشد.
  • سیگنال معاملاتی: باید انواع مختلفی از سیگنال های معاملاتی از جمله مواردی برای خرید DIP و حرکت تجاری و همچنین استراتژی های تجارت نوسان و روند پیروی وجود داشته باشد.
  • نقطه ورود: این مشخص می کند که چه زمانی وارد تجارت می شود - می تواند در بازار بسته یا باز یا سطح خاصی باشد.
  • از دست دادن توقف: در صورت عدم کار تجارت ، از این استفاده می شود تا ضرر و زیان را کوچک نگه دارد.
  • هدف سود: این سطح در بازار است که می خواهید تجارت با سود بسته شود. در صورت حرکت قیمت همانطور که انتظار می رود ، به حداکثر رساندن سود حاصل از تجارت برنده کمک می کند.
  • Trailing Stop: اگر قیمت معکوس شود ، از این برای قفل کردن در یک برنده استفاده می کنید.
  • اندازه موقعیت: این مقدار ابزاری است که در هر تجارت خریداری یا می فروشید.
  • حداکثر ریسک: این محدودیتی است که شما برای قرار گرفتن در معرض حداکثر ریسک در موقعیت های مختلف تعیین کرده اید.

برای دنبال کردن یک سیستم تجاری و اجرای همه این مؤلفه ها با پشتکار ، به نظم و انضباط زیادی نیاز دارید. با رویکرد اصلی اول ، شما به هسته اصلی آنچه باعث می شود یک سیستم کار کند علاقه مند هستید و از سر و صدایی که مهم نیست جلوگیری می کند. بنابراین ، شما باید به طور مرتب تحقیق و بررسی تجارت خود را برای بهبود و تنظیم سیستم خود بر اساس داده های جدید انجام دهید.

حال ، بیایید به مراحلی که باید در هنگام تلاش برای استفاده از اولین رویکرد اصلی برای تجارت خود بپردازید ، نگاهی بیندازیم:

  1. بیاموزید که چگونه بازار کار می کند: اولین قدم یادگیری اصول حرکات قیمت - نحوه حرکت قیمت و هنگام حرکت است - بنابراین می توانید راهی برای بهره برداری از حرکات قیمت پیدا کنید.
  2. تحقیقات خود را انجام دهید: پس از درک نحوه عملکرد بازار ، نکته بعدی یافتن حاشیه ای در بازار است. لبه یک ناهنجاری مداوم در بازار است که می توان از آن بهره برداری کرد. می توانید با مطالعه بازارهای بهره یا بررسی مجلات دانشگاهی تجارت مالی که دانشمندان ناهنجاری های آنها را در بازارهای مالی مطالعه می کنند ، پیدا کنید.
  3. ایجاد یک استراتژی معاملاتی: با پیدا کردن یک تجارت ، وقت آن است که از آن برای ایجاد یک استراتژی معاملاتی استفاده کنید. استراتژی شما باید معیارهای ورود و خروج تجارت و همچنین پارامترهای دیگر را داشته باشد. استراتژی شما باید نسبت به پاداش/ریسک خوب حداکثر 2-3 داشته باشد.
  4. نحوه مدیریت سرمایه حساب خود را مشخص کنید: در اینجا ، درصد سرمایه تجاری خود را که در هر تجارت ریسک می کنید ، بیان می کنید. سپس از آن برای محاسبه اندازه موقعیت خود برای هر تجارت استفاده می کنید. تجارت در اندازه مناسب برای سرمایه حساب شما برای جلوگیری از دمیدن حساب خود در صورت داشتن خط ضرر ضروری است.
  5. پارامترهای مدیریت ریسک خود را بیان کنید: باید اندازه معمول سفارش از دست دادن توقف خود را بدانید و آن را یادداشت کنید. برای جلوگیری از ضرر فاجعه بار در صورت حرکت بازار علیه شما ، استفاده از ضررهای متوقف شده در هر تجارت لازم است. استراتژی شما: با توجه به پارامترهای اصلی سیستم معاملاتی خود ، اکنون می توانید این استراتژی را پشت سر بگذارید. شما می توانید این کار را به صورت دستی انجام دهید ، اما بهتر است اگر بتوانید استراتژی را در یک الگوریتم معاملاتی کدگذاری کرده و سپس تجارت را پشت سر بگذارید. Backtesting شما را قادر می سازد تا استراتژی خود را در اقدام قیمت تاریخی اعمال کنید تا بدانید که آیا می تواند درآمد کسب کند. با این حال ، استراتژی که در عملکرد قیمت تاریخی عملکرد خوبی داشته باشد ممکن است لزوماً در بازار واقعی عملکرد خوبی نداشته باشد زیرا شرایط بازار تغییر می کند.
  6. در صورت لزوم نتایج پس زمینه خود را مرور کرده و پارامترهای استراتژی خود را بهینه کنید: وقتی پشتی خود را تمام می کنید ، نتایج را مرور می کنید. به موارد زیر توجه کنید
  • درصد برنده: این درصد کل معاملات برنده را نشان می دهد. این ایده از سودآوری استراتژی به شما می دهد.
  • میانگین پیروزی/میانگین ضرر: این ایده ای از نسبت پاداش/ریسک استراتژی به شما می دهد. معامله گران همچنین از آن برای تخمین فاکتور سود استفاده می کنند ، که این یک اندازه گیری سودآوری استراتژی است.
  • بازده سرمایه: بررسی کنید که استراتژی در طی یک دوره معین چقدر پول ساخته شده است. هدف شما برای بازده به شما کمک می کند تا پارامترهای معاملاتی خود را تنظیم کنید. اما فقط با هزینه پیش بینی روی این موضوع تمرکز نکنید.
  • حداکثر پیش بینی: جدا از عوامل سودآوری ، باید پیش بینی را بررسی کنید. این روند غالباً تابعی از اندازه موقعیت است و رگه های از دست دادن استراتژی می تواند داشته باشد. دانستن کاهش احتمالی از اوج سهام شما برای تعیین اینکه آیا از سیستم در تجارت واقعی استفاده می کنید ، ضروری است. شما باید بتوانید حداکثر کاهش ذهنی و عاطفی خود را کنترل کنید.

اگر نتایج به اندازه کافی خوب نباشند ، ممکن است پارامترهای استراتژی را کمی (بهینه سازی) تغییر دهید و دوباره آن را دوباره امتحان کنید. برای جلوگیری از اتصالات منحنی ، شما استراتژی را پس از بهینه سازی پارامترها در مجموعه ای متفاوت از داده های تاریخی که برای پشتی اولیه استفاده نشده است ، دوباره انجام می دهید-این به عنوان بهینه سازی پیاده روی شناخته می شود.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 18 اسفند 1401 ساعت: 14:51