سخنرانی که توسط Eugenio Domingo Solans عضو شورای حاکم و هیئت اجرایی سمینار بانک مرکزی اروپا در مورد ساختارهای مالی حمایت شده توسط Caixa Galicia به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد سانتیاگو د Compostela 13 ژوئن 2003 ارائه شود.
معرفی
خانم ها و آقایان،
امروز به من بسیار خوشحال می شود که به شما خطاب کنم و دوست دارم با تبریک Caixa Galicia در 25 سالگی خود شروع کنم. باب امید ، کمدین مشهور آمریکایی ، یک بار یک بانک را به عنوان "مکانی که به شما وام می دهد اگر می توانید ثابت کنید که به آن احتیاج ندارید" مشخص کرد. همانطور که همه ما می دانیم ، این توضیحات به نقش بسیار مهمی که بانک ها - از جمله ، البته پس انداز بانک ها - در یک اقتصاد مدرن تحقق می یابند ، اعتبار نمی دهد. امروزه ، زندگی اقتصادی بدون طیف گسترده ای از خدمات و محصولاتی که بانک ها به بخش های مختلف جامعه ارائه می دهند ، به سادگی امکان پذیر نخواهد بود.
مطمئناً این مورد برای منطقه یورو نیز وجود دارد ، جایی که بانک ها به طور سنتی نقش مهمی در انتقال وجوه از پس انداز به وام گیرندگان داشته اند. در واقع ، وام های بانکی مهمترین منبع مالی برای شرکت ها و خانوارهای منطقه یورو بوده است - و هنوز هم است. با این حال ، منابع مالی دیگر ، مانند سهام و اوراق بهادار بدهی نیز به نقش های قابل توجهی رسیده اند. از زمان معرفی یورو و شروع سیاست های پولی در ژانویه 1999 ، ادغام بازارهای مالی در منطقه یورو به طرز چشمگیری پیشرفت کرده است و در نتیجه بازارهای عمیق تر و گسترده تری برای خدمات مالی ایجاد می شود. برجسته ترین نمونه ها ادغام بازار پول ، رشد انفجاری بازار بدهی شرکت های یورو و موجی از ادغام در میان واسطه های مالی و بورس اوراق بهادار است. این تغییرات بسیار اساسی است که از نظر من ، بدون شک نیروهای رقابتی بیشتری را ترویج می کند و کارآیی بازارهای مالی در اروپا را تقویت می کند.
همه این تحولات پیامدهای قابل توجهی برای ساختار مالی منطقه یورو دارند که می تواند به عنوان کل چارچوب بازارهای مالی ، ابزارهای مالی و موسسات مالی در یک مکان معین در یک مقطع مشخص تعریف شود. امروز ، من بررسی می کنم که چرا ساختار سیستم مالی اهمیت دارد. من اولا بحث خواهم کرد که ادبیات موجود در این باره به ما چه می گوید ، و چگونه تئوری های مالی و پولی به ما بینشی در مورد نقش و کارکردهای خاص ساختار مالی برای یک سیستم اقتصادی و توسعه اقتصادی داده اند. سپس ، من بیشتر به پیامدهای سیاست تحولات در ساختار مالی ، به ویژه با توجه به سیاست های پولی و نگرانی های ثبات مالی خواهم پرداخت. سرانجام ، من با ارائه برخی درس برای آینده نتیجه می گیرم.
امور مالی ، ساختار مالی و سیستم مالی
نایب رئیس سابق هیئت مدیره فدرال رزرو و استاد فعلی اقتصاد آلن بلندر یک بار اظهار داشت که "اکنون با نگاهی به سیاست های پولی از هر دو طرف ، می توانم شهادت دهم که بانکداری مرکزی در عمل به همان اندازه هنر است. با این وجود ، ضمن تمرین این تاریکیهنر ، من همیشه علم را کاملاً مفید دانسته ام. "
به دنبال این نظریه ، اکنون در مورد برخی از تحولات در علم اقتصاد ، به ویژه نظریه های مربوط به امور مالی شرکت ، که برای درک ساختار مالی نیز مرتبط هستند ، بحث خواهم کرد.
برای بانک مرکزی اروپا (ECB) ، نظریه های مربوط به امور مالی شرکت ها به دلایل مختلف مهم است. اول ، بینش در مورد تعیین کننده های تصمیمات مالی شرکت ها می تواند برای توسعه بیشتر دانش ما در مورد رابطه بین امور مالی شرکت ها و تحولات مالی و اقتصادی در منطقه یورو استفاده شود. دوم ، تحقیقات در مورد پیوند بین امور مالی شرکت و واسطه گری مالی در نظریه مالی مدرن ممکن است منجر به درک بهتر روند انتقال پولی در این زمینه شود. سوم ، تجزیه و تحلیل عوامل تعیین کننده ساختار مالی یک اقتصاد ، سهم آن در توسعه اقتصادی و مزایای مقایسه ای و مضرات ساختارهای مختلف مالی می تواند در بحث شدید در مورد جنبه های مثبت و منفی مقایسه سازه های مالی در منطقه یورو نقش داشته باشد.، ایالات متحده و ژاپن. سرانجام ، این تجزیه و تحلیل می تواند به موقعیت ECB در بحث در مورد لزوم اصلاحات ساختاری در منطقه یورو کمک کند ، که بدون هیچ مشکلی یکی از مهمترین چالش های این منطقه است که در حال حاضر با آن روبرو است.
نظریه های مربوط به امور مالی شرکت ، که می تواند به عنوان مطالعه نحوه تأمین اعتبار بنگاه ها تعریف شود ، تصمیمات تأمین مالی شرکتهای غیر مالی را بررسی کرده و به دنبال طراحی یک ساختار سرمایه بهینه بهینه است ، که به طور کلی شامل ترکیبی خاص از بدهی استو عدالت[1] پایه و اساس تئوری مدرن امور مالی شرکت ها توسط مودگلیانی و میلر تأسیس شد که آنها فرضیه به اصطلاح "بی ربطی" خود را در مورد تأمین اعتبار شرکت در سال 1958 معرفی کردند. [2] طبق این قضیه ، ارزش بازار ارزش بازاریک شرکت و هزینه سرمایه آن مستقل از ساختار سرمایه خود است ، با فرض اینکه اطلاعات کافی و بدون هزینه معاملات یا مالیات وجود ندارد.
با این حال ، در موعد مقرر ، نظریه های مربوط به امور مالی شرکتها بر اساس مستثنی کردن فرضیات قضیه Modigliani-Miller یک به یک تدوین شده است. اول ، با اجازه وجود مالیات و هزینه های ورشکستگی و انحلال ، بررسی شده است که آیا شرکت ها سعی در دستیابی به نسبت های خاص بدهی هدف دارند.[3] دوم ، قضیه Modigliani-Miller از این دیدگاه اصلاح شده است که بازارهای مالی و تصمیمات تأمین مالی شرکت ها با هزینه های آژانس و حضور اطلاعات نامتقارن مشخص می شوند.[4] سوم ، مفاهیم ادبیات مربوط به کنترل شرکت ها و مدیریت شرکت ها در تئوری مالی شرکت ها نیز معرفی شده اند.[5]
طی دو دهه گذشته ، عناصر نظریه مالی شرکت ها در نظریه های مربوط به واسطه گری مالی و ساختار مالی ادغام شده اند. نتیجه این پیشرفت این بوده است که جدایی سنتی بین تئوری مالی از یک سو و نظریه پولی از سوی دیگر به طور فزاینده ای تار شده است. یکی از پیشرفت ها معرفی مدل های واسطه گری مالی است که شامل اثرات تخصیص عدم تقارن اطلاعات در بازارهای مالی و در نظر گرفتن تصمیمات تأمین مالی شرکت ها است.[6] این مدل ها ادعا می کنند که مشکلات اطلاعاتی می تواند منجر به ناکارآمدی در بازارهای مالی شود که ممکن است تأثیرات واقعی بر اقتصاد و پیامدهای انتخاب منابع مالی شرکت ها داشته باشد.[7] بنابراین ، آنها گزاره اصلی قضیه میلر-مودیگلیانی را رد می کنند که ساختار مالی هیچ تاثیری در فرآیندهای اقتصادی ندارد. علاوه بر این ، برخی از این مدل ها استدلال می کنند که وجود عدم تقارن اطلاعات و نظارت بر هزینه ها در بازارهای مالی ممکن است منجر به موقعیت های جیره بندی اعتبار شود.[8] به عبارت دیگر ، وجود عدم تقارن اطلاعاتی ماکروفینسی منجر به تعدیل تصمیمات تأمین مالی میکروسکورات می شود. به این معنا ، بین ساختار ماکروفیسی یک اقتصاد و ساختارهای ریزگردها شرکتهای غیر مالی فردی که ستون فقرات این اقتصاد را تشکیل می دهند ، رابطه ای به هم پیوسته وجود دارد.
اکنون به رابطه بین امور مالی شرکت و ساختار مالی رسیده ام. ساختارهای مالی به طور کلی از نظر اهمیت غیرمستقیم در مقابل مالی مستقیم طبقه بندی می شوند. در ساختارهای مالی که با امور مالی غیرمستقیم یا مبتنی بر بانک مشخص می شوند ، صندوق های مازاد پس انداز به نهادهای کم وجوه (به عنوان مثال خانوارها ، شرکت ها و دولت ها) از طریق واسطه های مالی که بیشتر موسسات مالی پولی مانند بانک ها هستند ، هدایت می شوند. در مقابل ، در امور مالی مستقیم یا مبتنی بر بازار ، وام گیرندگان با صدور اوراق بهادار یا ابزارهای مالی در بازارهای مالی ، مستقیماً از وام دهندگان وجوه می گیرند. در عمل ، هر دو امور مالی غیرمستقیم و مستقیم در ساختارهای مالی وجود دارند ، اگرچه اهمیت آنها از اقتصاد تا اقتصاد متفاوت است.
به دلیل مشکلات انتخاب نامطلوب ، سرمایه گذاران قادر به تفکیک به وضوح بین بنگاه های خوب و بدی که اوراق بهادار را صادر می کنند ، تمایز قائل نیستند و بنابراین فقط به طور کلی مایل به سرمایه گذاری پس انداز خود در اوراق بهادار شرکتهای بسیار مشهور خواهند بود. بنابراین ، مشکلات انتخاب نامطلوب مانع توسعه امور مالی مستقیم می شود و به این معنی است که امور مالی غیرمستقیم هنوز منبع اصلی تأمین اعتبار شرکت ها در اکثر کشورها است. علاوه بر این ، مشکلات خطر اخلاقی مربوط به قراردادهای بدهی و عدالت تا حدودی مسئول غلبه امور مالی غیرمستقیم است. واسطه های مالی مانند بانک ها و شرکت های سرمایه گذاری به عنوان مانیتورهایی عمل می کنند که اطلاعاتی را جمع می کنند که هزینه های احتمالی ناشی از رفتار خطر اخلاقی را از طرف وام گیرندگان و همچنین مشکلات انتخاب نامطلوب امکان پذیر می کند. بنابراین ، تأمین مالی از طریق واسطه های مالی یک راه حل مؤثر برای کاهش انتخاب نامطلوب و مشکلات خطر اخلاقی است که در معاملات بین وام دهندگان و وام گیرندگان بوجود می آید.
بانک های مرکزی و ساختار مالی
بگذارید اکنون به پیامدهای سیاست مربوط به تحولات ساختار مالی ، هم برای سیاست پولی و هم برای ثبات مالی بپردازم. جالب اینجاست که بسیاری از بانکهای مرکزی توسط دولتهایی که می خواستند از مزایای مالی که احساس می کردند از چنین بانکهایی بدست آورند ، تأسیس شده اند.[9] بنابراین ، وظایف آنها به دور از آنچه امروزه بانکهای مرکزی مدرن تصور می شوند ، دور نبودند. بعداً ، نقش اصلی این بانکها و "قدرت سیاسی" آنها به عنوان بانک دولت ها ، کنترل ذخایر سکه ها و همچنین توانایی آنها در تهیه صورتحساب های تجاری اضافی نقدی ، آنها را به بانک بانکداران تبدیل کرد. علاوه بر این ، وضعیت حقوقی ممتاز آنها به طور طبیعی منجر به درجه ای از تمرکز ذخایر بانکی در بانک مرکزی شد. تقریباً به ناچار ، مسئولیت این وضعیت باعث شد بانکهای مرکزی نقش خود را در رابطه با مدیریت پولی و پشتیبانی و مسئولیت سلامت سیستم بانکی به طور کلی توسعه دهند.
اکنون در مورد رابطه بین سیاست پولی و ساختار مالی بحث خواهم کرد. همانطور که همه ما می دانیم ، رفتار سیاست پولی از طریق سیستم بانکی و بازارهای مالی صورت می گیرد. بنابراین ، همانطور که قبلاً استدلال کردم ، بانک های مرکزی علاقه مند به دانستن ساختارهای مالی هستند زیرا آنها نقش مهمی در شکل گیری انتقال سیاست های پولی ایفا می کنند.
کانال هایی که از طریق آن تغییر نرخ بهره توسط بانک مرکزی بر اقتصاد تأثیر می گذارد ، مکانیسم انتقال سیاست پولی را تشکیل می دهد.[10] هرگونه تغییر در نرخ بهره کنترل شده توسط سیاست ، بر نرخ بهره بازار و قیمت دارایی های مالی تأثیر می گذارد. این نرخ بهره و تغییرات قیمت دارایی سپس به بقیه اقتصاد منتقل می شود و بر تصمیمات هزینه و در نهایت نرخ تورم تأثیر می گذارد. در محیطی از بازارهای مالی به خوبی توسعه یافته و کارآمد ، سیاست های پولی معمولاً از طریق تأثیر آن بر نرخ بهره و قیمت ها ، هزینه های خانوار را تحت تأثیر قرار می دهد. از یک طرف ، تغییر در نرخ بهره ممکن است باعث شود خانواده ها تصمیمات خود را در رابطه با مصرف کالاها و خدمات و سرمایه گذاری های مسکونی تغییر دهند. از طرف دیگر ، تغییر در قیمت دارایی ممکن است به طور مستقیم بر ثروت خانوارها تأثیر بگذارد و در نتیجه مصرف آنها باشد. هزینه شرکت ها در سرمایه گذاری ثابت و موجودی بستگی به هزینه سرمایه ای که با آنها روبرو هستند و رابطه بین ارزش بازار سرمایه و هزینه جایگزینی آن بستگی دارد. این ارزش ها به نرخ بهره و قیمت ها نیز مربوط می شود. نرخ ارز و کانال های انتظار انتقال سیاست پولی نیز در این شبکه پیچیده از تعامل اقتصادی نقش دارند.
بزرگی و سرعت عبور از انگیزه های پولی به ویژگی های مختلف سیستم مالی ، مانند اهمیت و نقش بانکها و بازارهای سرمایه ، به ترتیب ، ساختار بلوغ تأمین مالی بخش غیر مالی و شیوع متغیر و متغیر و متغیر بستگی دارد. قراردادهای نرخ بهره ثابت. سایر خصوصیات نهادی مانند سیستم مالیاتی ، حاکمیت شرکت ها ، روابط بانکی و رقابت در بخش بانکی نیز ممکن است پیامدهایی برای سیاست های پولی داشته باشد.
با هدف اجرای بهترین سیاست پولی ممکن برای منطقه یورو به طور کلی ، یوروسیستم مجبور شده است تا برای درک تحولات اقتصادی و مالی تلاش های زیادی را برای توسعه یک رویکرد در سطح منطقه یورو انجام دهد. علاوه بر این ، در بسیاری از جنبه های اقتصاد ، از جمله ساختارهای مالی ، درک ساختارهای ملی برای درک همان ساختارها در سطح منطقه یورو ضروری است.
منطقه یورو با حضور گسترده ای از شرکت های به اصطلاح کوچک و متوسط ، که حدود 60 ٪ از اشتغال بخش خصوصی را تشکیل می دهد ، مشخص می شود. تا حدودی مربوط به آن ، پیوندها بین بنگاهها و بانکها با وام روابط مشخص شده است ، جایی که بانک ها و مشتریان با توجه به اعتبار ، توافق نامه هایی را ایجاد می کنند ، به عنوان مثال دسترسی به خطوط اعتباری با قیمت های از پیش تعیین شده است. بنابراین کاهش در دسترس بودن وام روابط می تواند در اقتصاد منطقه یورو و عملکرد سیاست های پولی تأثیر بگذارد. به نظر می رسد تحولات اخیر در ساختار و رقابت بانکها و رقابت بانکی به کاهش شرایط نسبی مقیاس فعالیتهای وام دهی روابط اشاره دارد. به نوبه خود ، این می تواند بر چرخه تجارت منطقه یورو و انتقال سیاست های پولی تأثیر بگذارد زیرا بیمه نقدینگی ارائه شده توسط بانک ها به شرکتهای کوچک و متوسط کاهش می یابد.
دانش کامل در مورد ساختارهای مالی نیز به دلیل نگرانی های ثبات مالی برای بانکداران مرکزی مهم است. بانکهای مرکزی در رابطه با نقش خود به عنوان بانک بانکداران درگیر ثبات مالی بودند. آنها به بانکهای تجاری وام داده و ذخایر نقدینگی خود را به شکل سپرده نگه داشتند. به عنوان یک موضوع مدیریت محتاطانه فعالیت های آنها ، بانک های مرکزی برای ارزیابی صدای مالی بانکهای تجاری نیاز داشتند. بنابراین ، از بانکهای مرکزی صرف نظر از انتساب وظایف نظارت رسمی ، به طور طبیعی از نگرانی های ثبات مالی خواسته شد. امروز ، فعالیت بانک مرکزی در این زمینه بر روی به اصطلاح ثبات سیستمیک و هم ثبات موسسات انفرادی متمرکز شده است.
تمرکز سنتی تجزیه و تحلیل ثبات مالی ارزیابی ریسک های اعتباری مربوط به چرخه های مالی بوده است. با وجود این خطرات ، تغییرات اخیر در سیستم مالی نگرانی های دیگری را به همراه داشته است. سیستم های مالی سنتی تر با جدایی واضح بین موسسات و بازارها مشخص می شود.[11]بنابراین ، قرار گرفتن در معرض بانک ها در برابر نوسانات بازار محدود بود ، زیرا آنها تا حد زیادی بر تبدیل سپرده ها به وام های غیرقانونی متمرکز بودند. علاوه بر این ، جدایی روشنی بین بانکها ، شرکتهای بیمه و شرکتهای کارگزاری و همچنین بین محصولاتی که آنها مدیریت کرده اند وجود دارد. از همه مهمتر ، سیستم های مالی داخلی تمایل به عایق بندی از یکدیگر دارند. بحران های مالی که در این سیستم های مالی اتفاق می افتد ، الگوهای کاملاً مشابهی را دنبال می کند. رونق وام و در نتیجه افزایش قابل توجهی در قیمت دارایی ، به طور معمول ، در نوبت چرخه تجارت ، با شکست برخی از بانک ها دنبال می شد.
تحولات اخیر در ساختار مالی منجر به تجزیه این جدایی ها شده است. بازارها و بانکها و نقش آنها در زمینه تأمین اعتبار بنگاهها یکپارچه شده اند و بانک ها و سایر موسسات مالی به طور فزاینده ای ادغام شده اند. بانک ها همچنین به طور معمول بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری را اداره می کنند ، بخشی از شرکت های نگهدارنده به همراه گروه های بیمه هستند و شرکت کنندگان اصلی در بازارهای اوراق بهادار هستند. سایر تحولات قابل توجه افزایش اوراق بهادار ترازنامه بانکها و استفاده از ابزارهای انتقال ریسک اعتباری است. علاوه بر این ، بازارهای ملی دیگر نهادهای منزوی نیستند ، بلکه در یک سیستم پیچیده از اتصالات مالی تعبیه شده اند ، که خواستار همکاری نزدیک بین المللی است. بی ثباتی مالی دیگر فقط به صداقت سیستم بانکی بستگی ندارد بلکه ممکن است از سایر موسسات مالی نیز سرچشمه بگیرد. افزایش سریع فعالیت های مربوط به بازار مالی بانک ها باعث افزایش قرار گرفتن در معرض نوسانات قیمت در بازارهای مالی شده است ، این بدان معنی است که ممکن است ثبات بانک ها به طور فزاینده ای در برابر بی ثباتی بازار آسیب پذیر باشد. از طرف دیگر ، ادغام مالی امکانات پیشرفته ای را برای مدیریت ریسک فراهم می کند.
نتایجی که اظهار شده
اکنون می خواهم نتیجه بگیرم. ساختارهای مالی برای تخصیص منابع در یک اقتصاد مدرن بسیار مهم هستند. آنها را می توان با سیستم گردش خون شریانی در بدن مقایسه کرد ، که اقتصاد به طور کلی است. برای عملکرد بدن ، خون باید گردش کند. اگر خون متوقف شود ، بدن می میرد. به همین ترتیب ، اگر پول متوقف شود ، اقتصاد می میرد. امیدوارم ، ما ، به عنوان بانکداران مرکزی ، به گونه ای تلاش می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که فشار خون خیلی کم یا خیلی زیاد است. این کار نیاز به دانش کاملی در مورد چگونگی کار جریان پول دارد. بیشتر افراد تمایل دارند که درک خوبی از سیستم مالی که با آنها بیشتر آشنا هستند ، داشته باشند ، به عنوان مثال موردی که با آنها بزرگ شده اند. آنها همچنین تمایل دارند ویژگی های این سیستم را به سیستم های مالی در سایر کشورها گسترش دهند. بدیهی است که این یک رویکرد رضایت بخش برای مؤسسه ای مانند بانک مرکزی اروپا نیست که هر روز با واقعیت یک سیستم متنوع منطقه یورو روبرو می شود. شرایط مرجع هرگونه تجزیه و تحلیل در ساختارهای مالی از یک داخلی به یک دیدگاه متعالی تغییر یافته است. این یک چالش قابل توجه برای بانک مرکزی اروپا و به طور کلی یوروسی سیستم است. به همین دلیل است که ابتکاراتی مانند این سمینار و انتشارات با هدف افزایش درک سیستم مالی منطقه یورو از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.
[1] L. Zingales ، "در جستجوی بنیادهای جدید" ، مجله مالی ، 2000 ، جلد. LV ، No. 4 ، p. 1623-1653 ؛ج. آلن ، "تغییر ماهیت بدهی و عدالت: چشم انداز مالی" ، مجموعه مقالات "آیا تمایز بین بدهی و حقوق صاحبان سهام است؟" ، کنفرانس سازماندهی شده توسط بانک مرکزی فدرال رزرو بوستون ، اکتبر 1989 ، ص . 12-38 ؛J. Corbett ، "ساختار مالی و مدیریت شرکت ها: ژاپن در چشم انداز بین المللی" ، در "بازارهای مالی در جهان در حال تغییر" ، دانشگاه هیتوتوباشی ، 1993 ، ص. 172-209.
[2] F. Modigliani و M. H. میلر (1958) ، "هزینه سرمایه ، امور مالی شرکت و تئوری سرمایه گذاری" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 48 ، ص . 261-297.
[3] J. R. Graham and C. R. Harvey (1999) ، "تئوری و عمل مالی شرکت ها: شواهدی از این زمینه" ، Mimeograph.
[4] M. C. جنسن و دبلیو. مکلینگ ، "تئوری بنگاه: رفتار مدیریتی ، هزینه های آژانس و ساختار مالکیت" ، مجله اقتصاد مالی ، 1976 ، 3 ، ص 305-360 ؛M. Harris and A. Raviv ، "تئوری ساختار سرمایه" ، مجله مالی ، 1991 ، 46 ، ص . 297-355.
[5] O. E. ویلیامسون ، "امور مالی شرکت و مدیریت شرکت" ، مجله مالی ، XLIII ، 1988 ، 3 ، ص . 567-591 ؛A. Shleifer و R. W. Vishny ، "نظرسنجی از مدیریت شرکت" ، مجله دارایی ، 1997 ، LII ، 2 ، ص . 737-783.
[6] B. S. برنانک و م. گرتلر ، "هزینه های آژانس ، نوسانات ارزش خالص و تجارت" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 1989 ، 79 ، شماره 1 ، مارس ، ص . 14-31 ؛C. E. والش ، نظریه و سیاست پولی ، 1998 ، MIT Press.
[7] B. Greenwald ، J. E. Stiglitz and A. Weiss ، "نواقص اطلاعاتی در بازار سرمایه و نوسانات کلان اقتصادی" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 1984 ، 74 ، مه ، ص . 194-200.
[8] J. E. Stiglitz و A. Weiss ، "جیره بندی اعتبار در بازارها با اطلاعات ناقص" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 1981 ، 71 ، شماره 3 (ژوئن) ، ص 393-410 ؛SD. ویلیامسون ، "نظارت گران قیمت ، قراردادهای وام و جیره بندی اعتباری تعادل" ، مجله فصلنامه اقتصاد ، 1987 ، 102 ، شماره 1 ، فوریه ، ص . 135-145.
[9] C. Goodhart ، "بانکداری مرکزی" در فرهنگ لغت Palgraves.
[10] ECB ، گزارش ساختارهای مالی ، 2002.
[11] T. Padoa Schioppa ، بانک های مرکزی و ثبات مالی: کاوش در یک زمین بین ، 2003.
آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
18 اسفند
1401 ساعت: 19:31