رئیس جمهور جدید ایران

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

چگونه می توانیم با تهدید هسته ای ایران مقابله کنیم؟با تشویق دموکراسی در ایران. نوشته عباس میلانی

یکشنبه 30 اکتبر 2005 8 دقیقه خوانده شده توسط:

this is an image

رئیس جمهور جدید ایران

استاد قدیمی==

this is an image

انتخابات ریاست جمهوری ایران در ژوئن 2005 جهان را بهت زده کرد. در دور اول انتخابات، محمود احمدی نژاد، ناشناخته مجازی، با کسب رای کافی توانست به دور دوم راه یابد. رقیب او در دور دوم انتخابات، اکبر رفسنجانی بود که یکی از ارکان قدرت رژیم از بدو پیدایش بود. احمدی نژاد برخلاف همه پیش بینی ها و بر خلاف بسیاری از نظرسنجی ها و پیش بینی ها، در دور دوم انتخابات پیروز شد و بدین ترتیب مرحله جدیدی از جمهوری اسلامی آغاز شد.

ریاست جمهوری احمدی نژاد نه تنها برای جنبش دموکراتیک در ایران بلکه برای آینده سیاست ایالات متحده در آن کشور و خاورمیانه بزرگ نشان دهنده زمان خطر و نوید است.

یک ائتلاف برنده

پیروزی احمدی نژاد در انتخابات آخرین مرحله از تصاحب قدرت کامل توسط آیت الله علی خامنه ای و گروهی ناسازگار از متحدان است. این همچنین یک درس استادانه در مورد چگونگی تقلب «دموکراتیک» در انتخابات بود. با وجود اینکه فهرست نامزدهای ریاست جمهوری توسط کالس بررسی شده بود و از هر فردی که نامطلوب تلقی می شد پاک شده بود، با این وجود اعضای کابینه احساس می کردند که باید آشکارا در انتخابات، به ویژه در دور اول، دخالت کنند. تنها از این طریق می توانست پیروزی احمدی نژاد - کاندیدای پنهانی اش - را تضمین کند که علیرغم اینکه شهردار تهران بود، تا حد زیادی توسط توده ها ناشناخته بود.

در کنار خامنه ای، «رهبر معنوی» ایران، اعضای اصلی کابینه شامل چند روحانی محافظه کار، چند فرمانده سپاه پاسداران و تعداد انگشت شماری از شخصیت های سیاسی مانند حداد عادل، رئیس کنونی مجلس، و پسر خامنه ای، مجتبی، می شوند.

ماهیچه مالی - جدای از ده ها میلیون دلار بودجه دولتی که به طور غیرقانونی به نفع احمدی نژاد استفاده می شود - توسط بخش هایی از بازار (مرکز بازرگانی و مالی در ایران برای قرن ها) مرتبط با گروه جناح راست موسوم به آن تأمین می شد. حجتیه که در زمان شاه ظهور کرد و از سیاست دوری کرد و در عوض بر مبارزه با رشد مذهب بهایی تمرکز کرد.(آیین بهایی برخاسته از تعالیم محمد علی باب بود که ادعای نبوت خود را در اواسط قرن نوزدهم در ایران مطرح کرد. از همان لحظه پیدایش، رشد این آیین با مخالفت شدید روحانیون شیعه مواجه شد که آنها را تحقیر کردند. ایمان نه تنها به عنوان بدعت بلکه به عنوان یک معجون استعماری خارجیگروه ها در ایرانرهبری آن را آیت الله مصباح، یک بنیادگرای تندرو، اداره می کند که مدرسه حقانی را اداره می کند، جایی که سرسخت ترین نسخه تشیع، که به شدت ضد دمکراتیک و ضدغربی، در دو دهه گذشته تدریس شده است. گفته می شود بسیاری از اعضای حلقه نزدیک احمدی نژاد فارغ التحصیل حقانی هستند.

یکی دیگر از متحدان این گروه، گروهی به نام موتلفه است که ریشه در یک سازمان تروریستی اسلامی قدیمی دارد و در سال های اخیر به بازار نیز متصل شده است. اعضای این گروه در دو دهه اخیر با تسلط بر شبکه های خرده فروشی و توزیع در ایران و با دریافت مجوزهای «ویژه» سودآور و مجوزهای وارداتی که به عنوان حمایت دولت به آنها داده می شود، خود را غنی تر کرده اند.

در تعداد زیادی، مهمترین بخش ائتلاف را میلیون ها جوان شبه نظامی معروف به بسیجی تشکیل می دادند. در مورفولوژی و روش های سیاسی، آن ها تلاقی میان مجموعه ای از باندهای همسایگی و شبکه گسترده ای از گروه های شبه نظامی الهام گرفته از ایدئولوژی هستند. در یک دهه گذشته، آنها قدرت لازم را برای سرکوب مخالفان و مهار هرگونه تظاهرات خیابانی به آیت الله خامنه ای داده اند. همراه با سپاه پاسداران، به بسیجیان دستور داده شد تا پای صندوق های رای بروند و به احمدی نژاد رای دهند و هر کدام 10 نفر از اعضای خانواده را همراه خود ببرند! هزاران نفر از آنها نیز ماه ها قبل از انتخابات به عنوان "ناظر نظرسنجی" استخدام شده و "آموزش داده شده بودند". به آنها قول داده شده بود که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، یک وزارتخانه بسیجی وجود خواهد داشت و همه اعضای آن کارمند دولت خواهند شد.(از اوایل دسامبر، چهار ماه پس از دولت، هیچ یک از این وعده ها محقق نشده است.)

کار متمرکز همه این گروه ها در دور اول انتخابات تضمین می کرد که احمدی نژاد یکی از دو کاندیدای راه یافته به دور دوم (دوران دوم) باشد.

در دور دوم انتخابات، این ائتلاف ناسازگار با پیامی پوپولیستی که نوید پایان دادن به سرمایه داری دوستانه و کاهش شکاف بین فقیر و غنی را می داد، موفق شد بخش قابل توجهی از فقرا را جذب کند. در واقع، موضوعات اقتصادی - از بیکاری گرفته تا نابرابری تا فساد - موضوعات غالب انتخابات بودند. ناکامی رئیس جمهور مستعفی خاتمی و جنبش اصلاحی او در تحقق وعده های سیاسی خود و بهبود اقتصاد وخیم ایران به این گروه کمک کرد. این شکست ها با ناتوانی اصلاح طلبان در توافق بر سر یک نامزد واحد یا تشکیل یک سازمان سیاسی فشرده، پاسخگو و چابک تشدید شد. در دور دوم، جنبش اصلاحات مجبور به حمایت از رفسنجانی شد شخصیتی که در ایران به دلیل فساد مالی ادعایی و گستاخی سیاسی او بسیار مورد تحقیر قرار گرفته است. نامزدی رفسنجانی شکست دیگری را برای نیروهای حامی اصلاحات و دموکراسی تضمین کرد.

بی نظمی در تهران

دولت احمدی نژاد در حال حاضر - حتی در چشم برخی از حامیان سرسخت رژیم اسلامی - به دلیل متوسط بودن و تسلط آن توسط نیروهای نظامی و اطلاعاتی ایران بدنام است.

انتخابات ریاست جمهوری و دستیابی به قدرت کامل توسط آیت الله خامنه ای، شکاف فزاینده ای را در صفوف سلسله مراتب روحانی که تاکنون یکپارچه بوده است، بر جای گذاشته است. با گذشت بیش از چهار ماه از انتخابات، فراکسیون های مختلف هنوز بر سر انتصاب ها برای سرپرستی چهار وزارتخانه مهم نفت، آموزش و پرورش، رفاه اجتماعی و تعاون به توافق نرسیده بودند. سرانجام در اواخر آبان ماه، احمدی نژاد چهار نام جدید را به عنوان نامزد این وزارتخانه ها معرفی کرد. سه نفر از نامزدهای او به سختی رای کافی برای تایید کسب کردند. اما تلاش او برای پرکردن وزارت نفت بار دیگر با شکست مواجه شد. وزیر پیشنهادی زمانی که نمایندگان مجلس تهدید کردند که میلیون ها دلار به ظاهر به طور غیرقانونی به دست آورده است، نام خود را از بررسی خارج کرد. نامزد سومی هم معرفی شد، اما او نیز نتوانست از مجلس رای اعتماد لازم را دریافت کند. از اوایل دسامبر، وزارت نفت مهم خالی است.

علیرغم درآمدهای بی سابقه نفت ایران ، اقتصاد ایران دچار مشکل است. میلیون ها نفر در فقر زندگی می کنند و میلیون ها نفر دیگر (به ویژه جوانان) از نظر مزمن بیکار هستند. اظهارات پوپولیستی و صعودی رئیس جمهور جدید در مورد اقتصاد منجر به کاهش اقتصادی غافلگیرکننده شده است. دولت در حال حاضر حدود 80 درصد از Econ omy ایران را تشکیل می دهد ، اما احمدی نژاد قول داده است که بخش دولتی را بیشتر تقویت کند. سرمایه گذاری های بخش خصوصی کاملاً متوقف شده است. بانکداری خصوصی در یک بحران شدید قرار دارد: رئیس جمهور اعلام کرده است که بانک ها باید انحصار دولت باشند و بنابراین دولت در حال کاهش نرخ بهره است. در حقیقت ، شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه دولت قصد دارد به طور کلی منافع قانون را از بین ببرد (زیرا اسلام ربا می کند) ، و بسیاری از مدیران بانک ها مهلت قانونی را در مورد همه وام ها اعلام کرده اند. هنگامی که این کلمه اعلام کرد که رئیس جمهور منتخب اظهار داشت که بازار سهام نوعی قمار و در نتیجه "غیر اسلامی" است ، بورس سهام فروپاشید. از اوایل اکتبر 2005 ، تخمین ها این است که بورس سهام از زمان انتخابات یک سوم ارزش کل خود را از دست داده است. برای بازگرداندن برخی از امنیت به بازارهای بد متزلزل ، رژیم در هفته های اخیر به ملاها و مادراس آنها فشار آورد تا سهام را به صورت عمومی خریداری کند. اما این تلاش ها تاکنون به هیچ وجه انجام نشده است. به گفته منابع دولتی ، از زمان انتخابات ، پرواز گسترده ای از سرمایه مالی از ایران صورت گرفته است و هزاران شرکت متعلق به ایرانیان در دبی و جاهای دیگر خارج از ایران فعالیت می کنند. حتی بازار املاک و مستغلات معمولاً در تهران بسیار غیرفعال است. تخمین زده می شود که بیش از 200 میلیارد دلار در حال حاضر ایران را ترک کرده است.

علاوه بر این ، بسیاری از بهترین و درخشان ترین ایران کشور را ترک کرده اند و براساس بررسی اخیر صندوق بین المللی پول ، ایران را از نظر تخلیه مغز شماره یک در جهان قرار داده است.

در صحنه بین المللی ، بسیاری از رژیم ها اکنون احساس می کنند که ایران به طرز خطرناکی منزوی و آسیب پذیر می شود. در سالهای اخیر ، این رژیم غالباً به درستی خود را به خاطر توانایی خود برای گودبرداری اتحادیه اروپا علیه ایالات متحده ، روسیه علیه غرب ، و چین و هند - که در کنار هم توافق هایی برای خرید نفت ایران به مبلغ 150 میلیارد دلار امضا کرده اند ، تبریک می گوید. باقی افراد. اما به نظر می رسد اتحادیه اروپا دیگر مایل نیست به عنوان فویل علیه ایالات متحده مورد استفاده قرار گیرد. هند تمایل کمی برای به خطر انداختن روابط خود با اروپا و ایالات متحده نسبت به ایران نشان داده است. و بنابراین رژیم اسلامی اکنون در توانایی خود در بازی کردن کشورها در برابر یکدیگر به طور جدی تحت تأثیر قرار گرفته است. ماجراجویانه رژیم یا متحدین آن در جنوب عراق ، و شواهد فزاینده ای مبنی بر اینکه این بمب های پیچیده و زره پوش را به تروریست های سنی ارائه داده است ، ایران را در یک دوره برخورد با انگلیس قرار داده است. ایران آشکارا انگلیس را به همدستی در بمب گذاری های اخیر در استان های غنی از نفت ایران متهم کرده است.

بازی با Nukes: یک بازی خطرناک

این ترکیب از آشفتگی داخلی و خارجی منجر به گروهی از صداها ، از جمله ستون های رژیم مانند رافسانجانی شده است که مشکلات این کشور را بر بی تجربگی و رادیکالیسم دولت جدید سرزنش می کنند. برخی از این صداها ، مانند سازمان های انقلابی اسلامی و برخی از اعضای پارلمان ، بر حق ایران اصرار داشته اند که یک برنامه هسته ای مسالمت آمیز باشد ، اما حتی آنها اکنون خرد پیگیری آن را با هزینه تبدیل شدن به یک پاریا زیر سوال می برند. ملت. این واقعیت که این صداها با وجود ماهیت پنهانی راهروهای داخلی قدرت در ایران پدید آمده است و با وجود افزایش سانسور در رسانه ها ، نشان می دهد که مخالفت بیشتر با سیاست های جاری ممکن است در پشت درهای بسته وجود داشته باشد. در گذشته ، این رژیم با گفتن مردم ایران - و کسانی که در جهان سوم که در این بحث سهم داشتند - حمایت از سیاست خود را حمایت می کرد - که جمهوری اسلامی برای حق ایران برای داشتن یک برنامه هسته ای ایستاده بود. این با موفقیت شعله های ناسیونالیسم و غرور آسیب دیده را به وجود آورد. هرچه بیشتر آشکار می شود که پیگیری رژیم از بمب فقط به عنوان هدف خود از خود حفظ سیاسی برخوردار است ، حمایت مردمی از این سیاست نیز از بین می رود.

کابین روحانی که در انتخابات پیروز شد ، مردم اسیر ایران را تا هر زمان به یک رسوب نزدیک می کند ، که در آن کشور به تنهایی ایستاده و با خشم جامعه جهانی روبرو خواهد شد. در اوایل ماه اکتبر ، در تلاش برای آرام کردن بازارهای لرزان در خانه و پایتخت های اضطراب آور در سراسر جهان ، جمهوری اسلامی اعلام کرد که از این پس سیاست های استراتژیک در دست "شورای مصلحت" خواهد بود - به عبارت دیگر نه به وضوح ناتواندست احمدی نژاد. اما این کار برای بهبود اوضاع کار کمی انجام داده است. تنها امید رژیم این است که اشتهای سیری ناپذیر چین برای انرژی آن را متقاعد کند که از قدرت حق وتو خود برای خنثی کردن تحریم های احتمالی ایالات متحده استفاده کند.

رژیم و عذرخواهی کنندگان آن ، و همچنین برخی از ناظران مستقل ، ادعا کرده اند که در ایران اجماع وجود دارد ، در واقع چیزی از یک ناسیونالیستی ناسیونالیستی ، به نفع یک برنامه هسته ای نیست. به گفته آنها ، هرگونه فشار بر رژیم ، موقعیت خود را در میان جمعیت غیرقانونی و ناراضی تقویت می کند."معامله بزرگ" با آخوندها ، به آنها اطمینان امنیتی ایالات متحده را در ازای قول ایران مبنی بر تسلیم جاه طلبی های هسته ای خود می دهد ، به گفته این بازرگانان سازش ، تنها گزینه ای برای ایالات متحده است.

اردوگاه دیگری به نتیجه ای کاملاً متفاوت رسیده است. به گفته آنها ، فقط حملات جراحی به تأسیسات هسته ای رژیم می تواند مسئله جاه طلبی های هسته ای جمهوری اسلامی را حل کند. این گروه از این واقعیت غافل می شود که هرگونه حمله به ایران دارای بنیادهای حقوقی مشکوک است و مطمئناً صدها ایرانی بی گناه را می کشد. علاوه بر این ، یک حمله به احتمال زیاد هیچ گونه خسارتی به مراکز هسته ای عمیقاً مستحکم وارد نخواهد کرد و مطمئناً قدرت خطرناک ترین عناصر رژیم را تحکیم می کند.

در حقیقت ، تنها پاسخ به مشکل هسته ای ایران دموکراسی است. در این محل اتصال خاص ، راه حل (شاید به طور معقول) نه جنگ و نه با رژیم ، بلکه در عوض اتحاد بزرگ با مردم عمدتاً طرفدار آمریکایی است. وقایع در چند ماه گذشته نشان داده است که حمایت مردمی از برنامه هسته ای به طرز شگفت آور و بی پروا و مشروط است و بحران رهبری در ایران عمیق تر می شود.

غرب ، به ویژه ایالات متحده ، سهواً به روحانیون در تلاش خود برای استتار قصد واقعی برنامه هسته ای با عدم مشارکت با مردم ایران در مورد مسائل واقعی اساسی در این مشکل کمک کرد. سؤالاتی در مورد هزینه های اقتصادی واقعی و زنده ماندن یک برنامه هسته ای ، بحث در مورد ارزش استراتژیک واقعی و هزینه یک بمب هسته ای برای ایران ، و بحث در مورد مسئله فوری ایمنی هسته ای هرگز بخشی از یک ایالات متحده معتبر یا E. U نبود. تلاش برای درگیر کردن مردم ایران. اما تحولات اخیر در ایران چشم انداز جدیدی را ایجاد کرده است و فرصت های جدیدی را برای ایالات متحده به طور فعال برای شرکت در این بحث ایجاد کرده است.

ایالات متحده به جای اینکه صابر را لرزاند ، باید بحث های آشکار در ایران را تشویق کند. این باید به مردم ایران اطمینان دهد که به حق آنها برای تهیه یک برنامه هسته ای احترام می گذارد و مشکل برای مردم نیست ، بلکه با کسانی که به طور اجباری حق صحبت کردن برای آنها را دارند. هر عنصر این معامله بزرگ جدید - به عنوان مثال ، پایان دادن به تحریم و جایگزین کردن آن با تحریم های هوشمند ، بلافاصله ممنوعیت قطعات یدکی هواپیما را برداشته و سیستم های هشدار زلزله را به شهرهای پرجمعیتی که در خطوط خطای خطرناک نشسته اند ، ارائه می دهد و شروع به گفتگوهای مستقیم و باز با آن می کندرژیم-باید به وضوح بخشی از یک استراتژی بزرگ برای کمک به مردم ایران باشد که به رویای صد ساله خود در مورد دموکراسی دست یابند.

محرک های فزاینده ای که به طور فزاینده ای آشکار احمدی نژاد احتمالاً در اواخر رژیم بیشتر است و ممکن است به هموار کردن راه دموکراسی کمک کند. سخنرانی وی با سازمان ملل در ماه سپتامبر یادآوری آشکار از بی کفایتی وی-و شکاف حیرت انگیز بین واقعیت و درک او بود. این سخنرانی ، که در آن او به غرب ، به ویژه ایالات متحده و اسرائیل حمله کرد ، همه به عنوان یک مجموعه خالی از شعارهای خطرناک به طور جهانی رد شد.(چند هفته بعد وقتی که خواستار نابودی ایالت اسرائیل شد ، سخنان وی کمتر محکوم شد.) اما در ذهن احمدی نژاد ، سخنرانی ایالات متحده آمریکا چیزی کوتاه از مداخله الهی نبود. در ویدئویی که اخیراً منتشر شده از یک تماس مودبانه به یکی از رهبران مذهبی ایران - آیت الله آمولی - احمدی نژاد ادعا می کند که وقتی او در سازمان ملل صحبت می کرد ، ناگهان یک هاله در اطراف سر او ظاهر شد. وی در ادامه ادعا می کند که یک پیله محافظ او را محاصره کرده است و مخاطبانش آنقدر از دیدن هاله خود مبهوت شده اند که یک مژه واحد حرکت نمی کند. البته ، هیچ کس هاله ای ندید و اگر آنها مسحور شوند ، این امر به دلیل ماهیت شدید ادعاهای او بود.

بی کفایتی تکان دهنده رژیم جدید ممکن است به اندازه کافی شکاف در ساختار قدرت شبه توتاری ایران باز شود تا نیروهای بومی دموکراسی بتوانند دوباره شکوفا شوند. سیاست عاقلانه و قاطع ایالات متحده می تواند به گسترش این شکاف کمک کند و جنبش خفته برای دموکراسی در ایران را دوباره زنده کند.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 اسفند 1401 ساعت: 11:46