اقتصاددانان برای اندازه گیری نابرابری درآمدی از معیارهای مختلفی استفاده می کنند. در اینجا ، متداول ترین اقدامات - منحنی لورنز ، ضریب جینی ، نسبت Decile ، نسبت پالما و شاخص Theil - در رابطه با مزایا و محدودیت های آنها مورد بحث قرار می گیرد. به همان اندازه مهم است که انتخاب برای اندازه گیری: درآمد قبل از مالیات و پس از مالیات ، مصرف و ثروت شاخص های مفیدی هستند. و منابع مختلف درآمد مانند دستمزدها ، سود سرمایه ، مالیات و مزایا را می توان بررسی کرد. درک ابعاد نابرابری اقتصادی اولین گام اصلی در انتخاب سیاست های مناسب برای پرداختن به آن است.

یافته های کلیدی
منحنی لورنز یک متریک متداول است که امکان مقایسه سریع و بصری نابرابری در کشورها را فراهم می کند.
ضریب جینی از اطلاعات کل توزیع درآمد استفاده می کند و مستقل از اندازه اقتصاد و جمعیت یک کشور است.
نسبت صدک به راحتی محاسبه و تمرکز بر یک منطقه خاص از توزیع است.
شاخص Theil می تواند نابرابری را به نابرابری درون و بین گروه تجزیه کند.
این اقدامات متداول معمولاً هنگام مقایسه نابرابری در کشورها به طور کلی توافق می شود.
اگر از منحنی های لورنز عبور کند ، آنها نمی توانند رتبه بندی قطعی بین توزیع ها را ارائه دهند.
مقادیر ضریب جینی بسته به آنچه اندازه گیری می شود تغییر می کند-WAGES ، درآمد قبل از مالیات ، ثروت یا مصرف.
نسبت صدک از همه اطلاعات استفاده نمی کند زیرا درآمد بین صدک ها را نادیده می گیرند.
شاخص Theil کمتر بصری است و به طور مستقیم در بین جمعیت ها با اندازه های مختلف یا ساختارهای گروهی قابل مقایسه نیست.
تکامل نابرابری در یک کشور بسته به متریک مورد استفاده می تواند متفاوت به نظر برسد.
پیام اصلی نویسنده
علیرغم نقاط قوت و ضعف نسبی اقدامات موجود ، مطالعات تجربی نشان می دهد که آنها در مقایسه با اختلافات نابرابری در کشورها عمدتاً در توافق هستند. با این حال ، تکامل نابرابری در یک کشور یا اثربخشی یک سیاست خاص می تواند بسته به متریک خاص مورد نظر ، و همچنین آنچه متغیر اندازه گیری می شود ، متفاوت درک شود. به عنوان مثال ، اگر سیاستگذاران بیشتر به آنچه برای فقیر می افتد اهمیت می دهند ، باید به جای ضریب جینی به عنوان اندازه نابرابری خود از نسبت پالما استفاده کنند و به جای داده های درآمد بر مصرف تمرکز کنند.
انگیزه
دلایل زیادی وجود دارد که چرا سیاستگذاران و محققان به طور یکسان نگران درجه نابرابری اقتصادی یک کشور هستند. مطالعات اخیر نشان می دهد که نابرابری های مداوم درآمد در بین افراد با فقر و محرومیت ، بیماری روانی ، ناآرامی های اجتماعی و جرم و همچنین سطح پایین تر آموزش ، اشتغال و امید به زندگی همراه است [1]. بسیاری از سیاست های عمومی مانند مالیات ، مزایای رفاه ، ارائه خدمات آموزش و بهداشت ، قیمت و مقررات رقابت ، پیامدهای توزیع برای درآمد دارند.
درآمد در کشورهایی که مؤسسات مختلف اجتماعی ، سیستم های آموزشی ، سرمایه و بازارهای کار دارند ، به همان اندازه به همان اندازه توزیع می شود؟چگونه نابرابری با گذشت زمان تکامل یافته است؟چگونه توزیع درآمد پس از اصلاحات مالیاتی یا بحران های مالی تغییر کرده است؟برای اینکه بتوانیم به این سؤالات مهم پاسخ دهیم ، یک اندازه گیری مداوم از نابرابری لازم است.
بحث در مورد جوانب مثبت و منفی
ابعاد نابرابری اقتصادی
قبل از انتخاب یک معیار خاص ، باید در مورد بعد نابرابری اقتصادی تصمیمی اتخاذ شود. این انتخاب نه تنها از نظر مفهومی مهم است ، بلکه به این دلیل است که تعیین می کند چه ابزاری برای سیاست گذاران در تلاش برای اصلاح یک توزیع معین در دسترس است. بحث در این مقاله به نابرابری در نتایج می پردازد ، بر خلاف نابرابری فرصت ها (مانند دسترسی به آموزش ، مهارت ها و سایر محدودیت های تحمیل شده توسط شرایط والدین یا متعلق به یک طبقه پایین اقتصادی و اجتماعی). در حالی که دومی بدون شک برای درک عوامل نابرابری اقتصادی ، به ویژه در زمینه تحرک اجتماعی مهم است ، این مقاله به شاخص های قابل مشاهده تر از استانداردهای زندگی ، مانند درآمد و ثروت متکی است. با این حال ، بسیاری از تکنیک های اندازه گیری که در زیر شرح داده شده است ، می تواند برای نابرابری در آموزش ، سلامت ، خوشبختی و رضایت از زندگی به طور کلی استفاده شود.
هنگام نگاه به نابرابری در درآمد در بین افراد ، لازم است بین درآمد ، ثروت و پرداخت نابرابری تمایز قائل شود."پرداخت نابرابری" به تفاوت در دستمزدهای پرداخت شده به افراد مختلف اشاره دارد. این نابرابری می تواند نشان دهنده تفاوت در بهره وری کارگران (به عنوان مثال بین کارگران کم کار یا بالا) ، تبعیض بازار کار بین گروه ها یا تفاوت در ماهیت شغل (به عنوان مثال کارگران معدن و دستیاران فروش) باشد.
"نابرابری درآمدی" میزان توزیع درآمد به طور ناموزون در افراد یا در سراسر خانواده ها است. درآمد شامل درآمد نیروی کار (مانند دستمزد ، حقوق و پاداش) ، درآمد سرمایه حاصل از سود سهام ، بهره به حساب پس انداز ، اجاره از املاک و مستغلات و همچنین مزایای رفاه ، حقوق بازنشستگی دولتی و سایر نقل و انتقالات دولت است. علاوه بر این ، می توان بین درآمد فرد در مقابل خانواده ، پیش از مالیات در مقابل مالیات پس از مالیات (یکبار مصرف) و درآمد کار در مقابل درآمد سرمایه ، تمایز قائل شد.
بعد سوم نابرابری اقتصادی تفاوت در توزیع "ثروت" است. در حالی که درآمد به جریان پول در طی یک دوره معین (مثلاً یک سال یا یک ماه) اشاره دارد ، ثروت یک فرد نمایانگر سهام کلیه دارایی هایی است که یک شخص در اختیار دارد. این موارد شامل دارایی های مالی ، مانند اوراق قرضه و سهام ، دارایی و پس انداز است. درآمد و ثروت کاملاً همبسته نیست. به عنوان مثال ، یک گوشی بالا ممکن است در انتهای توزیع درآمد در حالی که از نظر دارایی نسبتاً ضعیف است باشد. به همین ترتیب ، یک کارگر مسن ممکن است ثروت قابل توجهی را جمع کرده باشد (به عنوان مثال داشتن یک خانه) اما درآمد کم کار دارد. سیاست های مختلف اعم از مالیات بر درآمد و وراثت گرفته تا طرح های دولتی برای خریداران خانه برای اولین بار بر گروه های مختلف افراد تأثیر می گذارد و ممکن است تأثیرات متضادی بر ثروت و توزیع درآمد داشته باشد.
مصرف در مقابل نابرابری درآمد
برخی از اقتصاددانان استدلال می کنند که "مصرف" شاخص مناسب تر از نابرابری مداوم است زیرا از نزدیک با درآمد دائمی ارتباط دارد [2]. نابرابری مصرف به طور معمول پایین تر از نابرابری درآمدی است زیرا افراد می توانند شوک های موقتی را به درآمد (مانند اخراج موقت یا پایان کار فصلی) از طریق پس انداز و وام گرفتن صاف کنند. اختلافات در مصرف بهتر نشان دهنده تفاوت در افراد در جمع آوری دارایی ها ، دسترسی به اعتبار یا شبکه تأمین اجتماعی است. مطالعات اخیر از پیوند بین درآمد و تنوع مصرف برای کمیت نقش دارایی ها ، مالیات ها ، نقل و انتقالات و تأمین نیروی کار خانواده در بیمه در برابر شوک های درآمدی دائمی استفاده می کند [3] ، [4].
در عمل ، انتخاب بین اقدامات درآمد یا مصرف اغلب با در دسترس بودن داده ها تعیین می شود. اقتصادهای پیشرفته تمایل به جمع آوری داده های درآمد با کیفیت بالا ، به ویژه مواردی که از سوابق مالیاتی اداری گرفته شده است. داده های مصرف به ویژه برای کشورهای در حال توسعه بسیار مهم است ، جایی که به دست آوردن تخمین های قابل اعتماد از درآمد دشوار است زیرا بخش بزرگی از جمعیت خود اشتغالی هستند ، برای مصرف خودشان (به ویژه در کشاورزی) تولید می شوند یا در نوع خود پرداخت می شوند. به همین دلیل ، شاخص های توسعه بانک جهانی در مورد نابرابری برای کشورهای کم توسعه یافته به طور معمول بر هزینه های مصرف خانوار تخمین زده می شود.
مطالعاتی که به تجزیه و تحلیل مشترک مصرف و داده های درآمد می پردازند ، نشان می دهد که ، در حالی که سطح نابرابری در مصرف معمولاً پایین تر از درآمد یکبار مصرف است ، رتبه کلی کشورها تحت هر دو اقدام مشابه است [5]. در عین حال ، این سؤال که آیا نابرابری مصرف نابرابری درآمدی را در طول زمان ردیابی می کند ، موضوع بحث و گفتگو بوده است ، با نتایج تجربی مختلط که بسته به منابع داده و روش استفاده شده متفاوت است (برای بررسی ادبیات بر اساس داده های ایالات متحده ، به [2] مراجعه کنید).
واحد اندازه گیری
مسئله مهم دیگر برای آمار نابرابری واحد اندازه گیری است-خواه یک فرد ، یک واحد پرداخت مالیات ، یک خانواده یا یک خانواده باشد. با توجه به اینکه درآمد اغلب در یک خانواده یا یک خانواده مشترک است ، ممکن است مناسب تر باشد که بر خلاف درآمد فردی به نابرابری در درآمد خانوار بپردازیم. به طور معمول ، پراکندگی درآمدها در بین خانوارها به دلیل جمع آوری درآمد در داخل خانواده پایین تر از افراد است ، و همچنین این واقعیت که خانواده ها می توانند بیمه ای را در برابر خطرات فردی ارائه دهند (به عنوان مثال یک کارگر در پاسخ به از دست دادن شغل شریک زندگی خود ، عرضه نیروی کار خود را افزایش می دهد)بشرنقش این مکانیسم بیمه خانواده به دلیل افزایش مشارکت نیروی کار زن با گذشت زمان افزایش یافته است [3] ، [6].
هنگام اندازه گیری نابرابری خانگی ، این واقعیت که خانوارهای بزرگتر با هزینه های بیشتری روبرو هستند ، در حالی که در عین حال باید از اقتصاد مقیاس در مصرف بهره مند شود. یعنی یک زن و شوهر که در کنار هم زندگی می کنند بیشتر از یک فرد مجرد برای مسکن ، آب و برق ، پوشاک ، غذا و حمل و نقل صرف می کنند ، اما لزوماً دو برابر آن نیستند. از این رو ، برای به حساب آوردن تفاوت در اندازه و ترکیب خانوارها در سراسر کشورها و با گذشت زمان ، آمار رسمی نابرابری غالباً مبتنی بر درآمد یا مصرف یکبار مصرف یکبار مصرف است. یعنی کل درآمد یا مصرف خانوار با استفاده از مقیاس هم ارزی با تعداد "بزرگسالان معادل" تقسیم می شود. متداول ترین مقیاس ریشه مربع اندازه خانوار است که دلالت بر افزایش هزینه ها با اندازه با سرعت کمتری دارد. مقیاس جایگزین استفاده شده توسط دفتر آماری اتحادیه اروپا (EUROSTAT) ، مقیاس هم ارزی اصلاح شده OECD است که با اختصاص وزن 1 به سرپرست خانگی ، 0. 5 تا دوم و هر بزرگسال متعاقب آن ، بین بزرگسالان و کودکان متمایز می شود و به هر کودک 0. 3بشر
در حالی که استفاده از مقیاس های هم ارزی ، تفاوت در اندازه خانوار در سراسر کشورها را نشان می دهد ، این تغییرات در جمعیت شناسی خانواده را نادیده می گیرد. یک واقعیت خوب در ادبیات الگوهای مرتب سازی مثبت در ازدواج ها است (به عنوان مثال مردان بسیار تحصیل کرده احتمالاً با زنان بسیار تحصیل کرده ازدواج می کنند) [7]. افزایش درجه این جفت گیری متغیرها باعث تشدید نابرابری درآمدی بین خانوارها می شود ، حتی اگر اختلافات در افراد یکسان باشد. به طور کلی ، اختلافات در کشورها در اندازه و ساختار خانوار و همچنین انتخاب مقیاس هم ارزی ، بر مقایسه بین المللی نابرابری خانوار تأثیر می گذارد.
رابطه بین نابرابری دستمزد و نابرابری در درآمد یکبار مصرف یا مصرف خانگی در کشورها به دلیل تفاوت در ساختار خانواده ، مشارکت نیروی کار و نحوه عملکرد دولت متفاوت است. به عنوان مثال ، می توان نابرابری درآمد قبل از مالیات و پس از مالیات را برای ارزیابی اثربخشی مالیات و نقل و انتقالات یک کشور در فشرده سازی تغییر درآمد بین مردم مقایسه کرد. انتخاب یک اندازه گیری خاص از نابرابری به این ترتیب به هدف تمرین بستگی دارد.
نابرابری اقتصادی چگونه اندازه گیری می شود؟
در اصل ، اندازه گیری نابرابری شامل مقایسه درآمد یا توزیع ثروت در سراسر کشورها یا با گذشت زمان است. شکل 1 توزیع درآمد خانواده به ازای هر شخص در خانواده های ایالات متحده را نشان می دهد. شکل کمرنگ با دم راست راست برای توزیع درآمد معمولی است. یعنی بیشتر خانوارها با چند خانوار درآمد بسیار بالایی کسب می کنند. اقدامات نابرابری برای گرفتن پراکندگی یا گسترش این توزیع تلاش می کند.

برای اینکه بتوانیم توزیع درآمد را در سراسر کشورها مقایسه کنیم و با گذشت زمان ، اقدامات نابرابری باید چهار معیار زیر را برآورده کند [8]:
اصل ناشناس بودن: کلیه مجوزهای برچسب های شخصی در یک توزیع معین (یعنی چه کسی چه چیزی کسب می کند) ، نباید بر نابرابری کلی تأثیر بگذارد.
اصل جمعیت: اقدامات نابرابری باید مستقل از اندازه اقتصاد باشد. یعنی اگر یک اقتصاد کلون شود ، میزان نابرابری در اقتصاد ترکیبی همانند اصلی خواهد ماند. از این طریق ، می توان کشورهای کوچک و بزرگ را بدون توجه به اندازه جمعیت یا درآمد کل آنها مقایسه کرد.
اصل درآمد نسبی: فقط درآمد نسبی باید اهمیت داشته باشد ، نه سطح درآمد. اگر درآمد با نسبت مداوم برای همه افزایش یابد (مثلاً به دلیل رشد اقتصادی) ، نابرابری تا زمانی که جایگاه نسبی افراد در توزیع درآمد یکسان باشد ، بی تأثیر نیست.
اصل انتقال (یا اصل Pigou-Dalton): هنگامی که یک مقدار ثابت از یک فرد ثروتمند به یک فرد فقیرتر منتقل می شود ، نابرابری کاهش می یابد (و گیرنده هنوز هم فقیرتر از اهدا کننده است).
منحنی لورنز و ضریب جینی
"منحنی لورنز" یک روش گرافیکی متداول برای نشان دادن میزان نابرابری درآمد در یک کشور است [9]. این سهم تجمعی درآمد (محور Y) را که فقیرترین x ٪ از جمعیت به دست می آورد ، برای تمام مقادیر ممکن x (به عنوان مثال عملی مراجعه کنید). خط 45 درجه نمایانگر خط برابری است ، هنگامی که درآمد به طور مساوی در بین همه افراد به اشتراک گذاشته می شود. با این حال ، اگر درآمد به طور مساوی مشترک نباشد ، آنگاه x ٪ پایین افراد کمتر از x ٪ از کل درآمد کشور را کسب می کنند ، دلالت بر اینکه منحنی های لورنز به طور معمول زیر خط 45 درجه قرار دارند. علاوه بر این ، هرچه منحنی لورنز دورتر از خط برابری باشد ، توزیع درآمد نابرابر تر خواهد بود.
این تصویر منحنی های لورنز را برای سه کشور نشان می دهد: برزیل ، نروژ و ایالات متحده. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، فقیرترین 10 ٪ از جمعیت حدود 1. 6 ٪ از کل درآمد را دریافت می کنند ، فقیرترین 20 ٪ 5 ٪ و غیره را دریافت می کنند. اگر یک منحنی لورنز در زیر دیگری قرار داشته باشد ، توزیع قبلی نابرابر تر است. در تصویر ، یک سفارش واضح آشکار است ، که نروژ برابر ترین و برزیل نابرابر ترین این سه نفر است. با این حال ، اگر منحنی های لورنز عبور کنند ، آنها نمی توانند رتبه بندی قطعی بین توزیع ها را ارائه دهند. این اتفاق می افتد ، به عنوان مثال ، اگر در یک کشور مردم در قسمت پایین توزیع بسیار ضعیف باشند اما افراد در وسط و قسمت بالا برابر تر هستند (به طوری که بخش پایین منحنی لورنز از برابری دورتر باشدخط) ، در حالی که در کشور دیگری برعکس درست است و نابرابری بیشتری در بالا وجود دارد (به طوری که قسمت بالایی منحنی لورنز از خط برابری دور است). به همین دلیل ، یک اقدام خلاصه لازم است که تمام این اطلاعات را به یک شماره واحد تبدیل می کند تا رتبه کاملی از توزیع ها را ارائه دهد. با این حال ، توجه داشته باشید که شاخص های مختلف نابرابری ممکن است در این رتبه بندی اختلاف نظر داشته باشند.
متداول ترین اندازه گیری خلاصه نابرابری اقتصادی "ضریب جینی" است که به طور مستقیم با منحنی لورنز مرتبط است [9]. ضریب جینی به عنوان مساحت بین منحنی لورنز و خط 45 درجه تعریف شده است ، که توسط مساحت کل در زیر خط 45 درجه تقسیم می شود. این شاخص نابرابری (که در عمل بر اساس یک فرمول محاسبه می شود) مقادیر بین 0 (که به "برابری کامل" اشاره دارد) و حداکثر ارزش 1 (هنگامی که یک شخص تمام درآمد را بدست می آورد) می گیرد. هرچه ارزش جینی پایین تر باشد ، جامعه برابر تر است. به عنوان مثال ، شکل 2 نشان می دهد که ضریب جینی برای درآمد یکبار مصرف خانوار از 0. 27 در بلژیک و نروژ تا 0. 62 در آفریقای جنوبی متغیر است. اقتصاد با مقادیر جینی بالاتر از 0. 5 بسیار نابرابر در نظر گرفته می شود و کشورهایی مانند بوتسوانا ، کلمبیا و زامبیا در این گروه حضور دارند. ضریب جینی زیر 0. 3 کم در نظر گرفته شده و برای کشورهای اسکاندیناوی و همچنین اسلوونی ، جمهوری چک و اسلواکی معمولی است. در بیشتر کشورها ضریب جینی بین 0. 3 تا 0. 5 قرار دارد. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته ، از دهه 1980 افزایش نابرابری درآمدی رخ داده است [10].

ضریب جینی مستقل از اندازه اقتصاد و اندازه جمعیت است. علاوه بر این ، از اصل انتقال پیروی می کند: اگر درآمد (کمتر از نیمی از تفاوت) از یک فرد ثروتمند به یک فرد فقیر منتقل شود ، توزیع حاصل برابر تر است. علاوه بر این ، از اطلاعات کل توزیع درآمد استفاده می کند. این اندازه گیری کامل نیست ، با این حال ، به عنوان اقتصاد با ضرایب مشابه جینی می تواند توزیع درآمد بسیار متفاوتی داشته باشد. به عنوان مثال ، اقتصادی را در نظر بگیرید که در آن نیمی از جمعیت درآمد صفر دریافت می کنند ، در حالی که نیمی از باقی مانده همه درآمد را به طور مساوی دارند. و اقتصاد دیگری که در آن سه چهارم از جمعیت یک چهارم درآمد کل کسب می کنند ، در حالی که یک چهارم باقی مانده از جمعیت سه چهارم از کل درآمد را دریافت می کنند (به طور مساوی در گروه ها تقسیم می شوند). هر دو اقتصاد دارای ارزش جینی 0. 5 هستند. با این حال ، منطقی خواهد بود که کشور سابق را بسیار نابرابر در نظر بگیرد زیرا نیمی از جمعیت آن چیزی نمی شود. توجه داشته باشید که ارزش ضریب جینی بسته به آنچه اندازه گیری می شود تغییر می کند ، به عنوان مثال نابرابری درآمد قبل یا بعد از مالیات ، نابرابری مصرف قبل یا بعد از هزینه های مسکن و غیره.
ضریب تغییر و واریانس درآمد ورود به سیستم
علاوه بر ضریب جینی ، اقدامات نابرابری دیگری نیز وجود دارد که اطلاعات کل توزیع درآمد را خلاصه می کند. به عنوان مثال ، "ضریب تغییر" (CV) و "واریانس لگاریتم طبیعی درآمد" را در نظر بگیرید. CV برابر با نسبت انحراف استاندارد به درآمد متوسط است. از آنجا که این تنوع را نسبت به میانگین اندازه گیری می کند ، مستقل از سطح درآمد است. به همین ترتیب ، واریانس درآمد ورود به سیستم متغیر است. هر دو شاخص در مورد رتبه با ضریب جینی توافق می کنند وقتی منحنی های لورنز عبور نمی کنند اما ممکن است در رتبه بندی آنها متفاوت باشند.
در عمل ، ضریب جینی وزن بالاتری را در وسط توزیع قرار می دهد ، CV به دم راست توزیع (ثروتمند) حساس است ، در حالی که واریانس درآمد ورود به سیستم نسبت به قسمت پایین توزیع حساس تر است (بینوا). این اقدامات ممکن است با گذشت زمان متفاوت تکامل یابد و یک متریک متفاوت بسته به هدف تمرین ترجیح داده می شود. به عنوان مثال ، اگر هدف مطالعه سطح فقر باشد ، ممکن است واریانس درآمد ورود به سیستم برای توصیف افراد کمتر خوب ارجح باشد. در مقابل ، هنگام تلاش برای تجزیه و تحلیل غلظت ثروت در بالای توزیع ، ممکن است استفاده از ضریب تغییر مناسب تر باشد.
شکل 3 تفاوت بین دو اقدام نابرابری - ضریب جینی و واریانس درآمد ورود به سیستم - براساس داده های بررسی خانوار ایالات متحده را نشان می دهد [6]. اول ، توجه کنید که این دو اقدام با گذشت زمان به طور متفاوتی تکامل می یابد: در حالی که ضریب جینی از اواخر دهه 1960 تا آغاز دهه 2000 به طور پیوسته رشد می کند ، واریانس درآمد خانوار ورود به سیستم به اوج خود در حدود سال 1994 می رسد و پس از آن شروع به کاهش می کند. دوم ، میزان نابرابری بسته به آنچه اندازه گیری می شود می تواند متفاوت باشد. حسابداری از مزایای دولت در درآمد خانوار نابرابری را کاهش می دهد و این کاهش در هنگام اندازه گیری نابرابری با واریانس درآمد ورود به سیستم بسیار بزرگتر است (یعنی شکاف بین خطوط). این شگفت آور است ، زیرا نقل و انتقالات عمومی نقش مهمی در فشرده سازی نابرابری در پایین توزیع دارد ، در حالی که تأثیر کمی در بالا دارد.

نسبت صدک و نسبت سهم
هر یک از اقدامات نابرابری که تاکنون در نظر گرفته شده است ، از کل توزیع استفاده می کند. سایر اقدامات متداول نابرابری بر نقاط خاص یا مناطق توزیع ، مانند نسبت صدک و نسبت سهم متمرکز است. جذابیت آنها این است که آنها بسیار بصری و محاسبه آسان هستند.
نسبت صدک متداول ، که همچنین "نسبت بین intercile" نیز نامیده می شود ، نسبت 90-10 است که میزان درآمد افراد در بالای توزیع درآمد (10 ٪ برتر) نسبتاً به سطح درآمد افراد در پایین نشان می دهدتوزیع (10 ٪ پایین). به عنوان مثال ، نسبت 90-10 در ایالات متحده ، که بر اساس درآمد یکبار مصرف خانوار محاسبه می شود ، 6. 3 است (شکل 2). این بدان معنی است که درآمد 10 ٪ برتر خانوارهای ایالات متحده بیش از شش برابر بیشتر از 10 ٪ پایین است. این اندازه گیری را می توان به نسبت 90-50 و 50-10 برای مطالعه اختلاف درآمد به طور جداگانه بین انتهای بالا و وسط و بین وسط و پایین توزیع درآمد تقسیم کرد. به عنوان مثال ، شکل 2 نشان می دهد که نابرابری بیشتری در بین فقرا نسبت به ثروتمندان در ایالات متحده وجود دارد ، در حالی که برعکس در هند و آفریقای جنوبی صادق است. در یک روش مشابه ، نسبت 99-90 (در شکل 2 نشان داده نشده است) می تواند برای مطالعه حق شدید توزیع با نگاه به 1 ٪ برتر از درآمدزرها استفاده شود [11].
با بررسی سهام درآمدی افراد در بخش های مختلف توزیع ، به عنوان مثال ، با تقسیم جمعیت به گروه های پنجم ، می توان یک اندازه مشابه از غلظت درآمد را بدست آورد. شکل 2 همچنین گزارش "نسبت سهم interquintile" ، 80-20 را نشان می دهد ، که سهم کل درآمدی را که توسط quintile بالا (20 ٪ برتر) نسبت به سهم به دست آمده توسط کوینتیل پایین (20 ٪ پایین) نشان می دهد ، نشان می دهد. این سهم با 1 توزیع درآمد کاملاً برابر برابر است. با این حال ، در عمل ، سهم درآمد کوئینتیل چندین برابر از quintile پایین است - که از یک عامل چهار در بلژیک و نروژ برای رسیدن به رقم های دوتایی در برزیل ، هند و آفریقای جنوبی استفاده می شود.
یکی دیگر از نسبت های رایج مورد استفاده 90-40 است که "نسبت پالما" نامیده می شود [12]. این نسبت درآمد 10 درصد ثروتمندترین توزیع را به کسانی که در 40 درصد پایینی قرار دارند نشان می دهد. منطق این معیار مبتنی بر نظم تجربی است که در اغلب کشورها، متوسط بالای توزیع (از دهک چهارم تا نهم) حدود 50 درصد از درآمد ملی را به دست می آورند و این سهم در طول زمان و در بین کشورها ثابت است [12].]؛بنابراین، تغییرات در درآمد یا نابرابری مصرف (تقریباً) منحصراً به دلیل تغییر در سهم 10٪ ثروتمندترین و 40٪ فقیرترین است. معمولاً جوامعی با نسبت پالما 1 یا کمتر از 1 را نسبتاً برابر در نظر می گیرند، به این معنی که 10 درصد برتر سهم بیشتری از درآمد ملی نسبت به 40 درصد پایین دریافت نمی کنند. به عنوان مثال، نسبت پالما در کشورهای بنلوکس و شمال اروپا کمتر از یک است، در حالی که در آفریقای جنوبی به 7 می رسد.
مزایای استفاده از نسبت های درصدی یا سهم این است که آنها در مورد اینکه چه بخشی از توزیع باعث ایجاد تغییرات مشاهده شده در اندازه گیری خلاصه می شود، شفاف هستند، که تعیین دقیق آن هنگام استفاده از ضریب جینی دشوارتر است. نقطه ضعف استفاده از نسبت های بین دهک ها این است که درآمدهای بین صدک ها و همچنین بالاتر از بالاترین و پایین ترین صدک را نادیده می گیرند. علاوه بر این، این نسبت ها اصل انتقال را به طور ضعیفی برآورده می کنند، یعنی زمانی که درآمد از افراد نسبتاً ثروتمند به افراد نسبتاً فقیر منتقل می شود، معیار کلی نابرابری افزایش نمی یابد (مثلاً اگر نقل و انتقالات در صدک های بهره اتفاق بیفتد ممکن است ثابت بماند)..
شاخص تیل
"شاخص Theil" متعلق به خانواده آنتروپی عمومی (GE) است که براساس نسبت درآمد به میانگین است [8]. محبوب ترین شاخص های GE ، شاخص L LEL یا میانگین انحراف ورود به سیستم و شاخص T THIL است که اغلب به عنوان شاخص Theil گفته می شود. هر دو شاخص در صورت برابری کامل برابر با صفر هستند و با افزایش توزیع نابرابر تر می شوند ، اما برخلاف ضریب جینی ، آنها در 1 محاصره نمی شوند. در واقع ، شاخص تیل یک اندازه گیری نسبی از نابرابری نیست و بنابراین مقادیر آنهمیشه در بین جمعیت با اندازه های مختلف یا ساختارهای گروهی قابل مقایسه نیست. یکی دیگر از ویژگی های این دو شاخص این است که Til's L نسبت به تغییرات در پایین توزیع درآمد حساس است ، در حالی که T Thil به تغییرات در بالا حساس است. بنابراین ، مقایسه تکامل این دو اقدام می تواند آموزنده باشد که کدام بخش از توزیع باعث ایجاد تغییرات مشاهده شده در نابرابری می شود.
در حالی که شاخص Theil توضیحی شهودی ندارد ، اما به دلیل تجزیه پذیری ، اغلب در مطالعات تجربی مورد استفاده قرار می گیرد. یعنی اگر جمعیت را می توان به چندین گروه زیر گروه (به عنوان مثال بر اساس سن ، تحصیلات ، مناطق و غیره) تقسیم کرد ، شاخص Theil می تواند میزان نابرابری درآمدی را به دلیل اختلاف در افراد در داخل و بین این گروه ها تعیین کند. این برای سیاست گذاران در تلاش برای شناسایی منابع نابرابری بسیار ارزشمند است. به عنوان مثال ، از شاخص Theil t می توان برای تجزیه نابرابری جهانی به نابرابری بین و بین کشور استفاده کرد و نشان داد که حدود 70 ٪ نابرابری جهانی توسط مؤلفه بین کشور توضیح داده شده است [13].
به طور خلاصه ، رتبه بندی کشور در اقدامات مختلف نابرابری مشابه است [10]. با این حال ، انتخاب یک متریک هنگام تجزیه و تحلیل اثرات سیاستی که ممکن است افراد در بالا و پایین توزیع را به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار دهد ، مهم است. علاوه بر این ، تکامل نابرابری در یک کشور با گذشت زمان ممکن است بسته به اندازه گیری مورد استفاده ، الگوی بسیار متفاوتی را نشان دهد.
محدودیت ها و شکاف ها
برای مقایسه اقدامات نابرابری در سراسر کشورها ، محققان باید به تفاوت های متقابل کشور در منابع و تعاریف داده توجه داشته باشند. داده های مورد استفاده برای اندازه گیری نابرابری اقتصادی به طور معمول از نظرسنجی های خانگی حاصل می شود و به ویژه برای مطالعه نابرابری در انتهای بالای توزیع درآمد ، مناسب نیست. فوق العاده ثروتمند کمتر احتمال دارد به سؤالات مربوط به درآمد و ترکیب آن پاسخ دهد ، و پاسخ های آنها ممکن است برای حفظ ناشناس بودن از کد بالایی برخوردار باشد. در عوض ، ادبیات اخیر از داده های اداری به دست آمده از سوابق مالیاتی استفاده می کند که از بالا سانسور نمی شود [10] ، [13]. علاوه بر این ، منبع درآمد ، به عنوان اقدامات حاصل از فعالیت های خود اشتغالی از کیفیت بسیار بدتری نسبت به دستمزد و حقوق برخوردار است. این امر به ویژه در مورد اقتصادهای در حال توسعه صادق است ، که به جای آن ، استفاده از داده های هزینه مصرف را ضمانت می کند.
یکی دیگر از احتیاط های تحقیقات نابرابری ، بازه زمانی است. بیشتر اقدامات نابرابری از نظر ماهیت استاتیک است و بر درآمد ماهانه یا سالانه متمرکز است. از این طریق ، شوکهای موقتی به درآمد ممکن است منجر به بیش از حد میزان نابرابری در مقایسه با اقدامات افق زمانی طولانی تر شود. به طور مشابه ، برخی از نابرابری های درآمد مقطعی نشان دهنده تفاوت بین افراد به دلیل سن آنها است زیرا این معیارها به طور معمول کارگران جوان بی تجربه را با کارگران در صدر مشاغل خود جمع می کنند. اگر در عوض درآمد زمان زندگی افراد با هم مقایسه شود ، این اختلافات از بین می رود. مسئله یک افق زمانی مربوط به یک سوال بزرگتر از تحرک اجتماعی و نابرابری فرصت به طور کلی است. متولد شدن در یک خانواده کمتر خوب یا بزرگ شدن در یک محله فقیر ، اثرات طولانی مدت بر افراد دارد و ممکن است آنها را در فقر و محرومیت مداوم به دام بیندازد.
خلاصه و مشاوره سیاست
اندازه گیری نابرابری شامل مقایسه توزیع درآمد در سراسر کشورها یا با گذشت زمان است. معیارهای رتبه بندی عمومی که برای توزیع درآمد اعمال می شود ، اغلب منجر به نتیجه گیری غیرقابل انکار می شود. بنابراین ، سیاست گذاران یک شاخص خلاصه نابرابری را ترجیح می دهند که می تواند در یک عدد واحد بیان شود. متداول ترین اقدامات نابرابری ضریب جینی (بر اساس منحنی لورنز) و نسبت صدک یا سهم است. این اقدامات سعی می کند پراکندگی کلی درآمد را به دست آورد. با این حال ، آنها تمایل دارند سطوح مختلف اهمیت را در انتهای پایین ، میانه و بالای توزیع قرار دهند.
هنگام مقایسه بین المللی ، بیشتر اقدامات نابرابری به طور کلی در مورد رتبه بندی کلی در سراسر کشورها موافق است. در این حالت ، لازم است که از سازگاری در تعریف درآمد (چه در خانه و چه فردی ، پیش از مالیات یا پس از مالیات ، درآمد یا هزینه های مصرف) اطمینان حاصل شود. از طرف دیگر ، اگر هدف یک سیاستگذار ارزیابی اثرات یک سیاست خاص یا بررسی تکامل نابرابری در طول زمان باشد ، انتخاب متریک به ماهیت تمرین مورد نظر بستگی دارد. به عنوان مثال ، برای تجزیه و تحلیل اثربخشی سیاست های توزیع مجدد دولت نابرابری در درآمد قبل از مالیات و پس از مالیات باید مقایسه شود. علاوه بر این ، استفاده از نسبت Palma یا نسبت های متقابل به جای ضریب جینی مناسب تر است زیرا این اقدامات نسبت به تغییرات درآمد در قسمت پایین توزیع حساس تر است.
تصدیق
نویسنده از یک داور ناشناس و ویراستاران دنیای ایزا بخاطر بسیاری از پیشنهادات مفید در مورد پیش نویس های قبلی تشکر می کند.
منافع رقابتی
پروژه دنیای کار IZA به کد رفتار IZA متعهد است. نویسنده اعلام می کند که اصول ذکر شده در کد را مشاهده کرده است.
آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
20 اسفند
1401 ساعت: 16:00