بعد از ظهر 23 اکتبر 2006 ، جفری Skyning در یک میز در جلوی یک دادگاه فدرال در هیوستون ، تگزاس نشست. او کت و شلوار آبی و آبی و کراوات پوشیده بود. او پنجاه و دو ساله بود ، اما بزرگتر به نظر می رسید. در اطراف او هشت وکیل از تیم دفاعی وی بودند. در خارج ، کامیون های تلویزیونی-ماهواره ای از بالا و پایین بلوک پارک شده بودند.
قاضی سیمئون دریاچه ، "ما امروز بعد از ظهر اینجا هستیم ،" برای مجازات در ایالات متحده آمریکا در مقابل جفری K. Skilling ، شماره جنایتکار H-04-25. "وی مستقیماً به متهم خطاب کرد: "آقایمهارت ، اکنون ممکن است بیانیه ای بیان کنید و هرگونه اطلاعاتی را برای کاهش ارائه دهید. "
مهارت بالا ایستاد. انرون ، شرکتی که او در یک لویاتان تجارت با انرژی ساخته بود ، تقریباً دقیقاً پنج سال قبل به ورشکستگی فروپاشیده بود. در ماه مه ، وی توسط هیئت منصفه کلاهبرداری محکوم شده بود. براساس توافق نامه تسویه حساب ، تقریباً هر آنچه را که متعلق به وی بود برای جبران سهامداران سابق به یک صندوق واگذار شده است.
او با وقفه صحبت کرد و در اواسط جمله متوقف شد. وی گفت: "از نظر پشیمانی ، افتخار شما ، من نمی توانم پشیمانی بیشتری تصور کنم."او "دوستانی داشت که درگذشتند ، مردان خوبی". او بی گناه بود - "بی گناه از هر یک از این اتهامات."او دو یا سه دقیقه صحبت کرد و نشست.
قاضی لیک از آن بلویو ، که به عنوان دستیار ارشد اداری در بخش مالیات انرون به مدت هجده سال مشغول به کار بود ، خواست. او یکی از نه نفری بود که خواسته بود به جلسه دادرسی محکوم شود.
وی به Skilling گفت: "چگونه می خواهید با شانزده صد دلار در ماه با زندگی روبرو شوید و این همان چیزی است که من با آن روبرو هستم."پس انداز بازنشستگی وی توسط ورشکستگی انرون از بین رفته بود."و آقای Skilling ، این فقط به دلیل حرص و آز است ، چیزی جز حرص و آز نیست. و شما باید از خود شرمنده باشید. "
شاهد بعدی گفت که مهارت یک شرکت خوب را نابود کرده است ، سومین شاهد که انرون به دلیل سوء رفتار مدیریت خود از بین رفته است. دیگری که مستقیماً در مهارت های خود قرار گرفت."آقای. Skilling ثابت کرده است که یک دروغگو ، یک دزد و یک مست است. "زنی به نام Dawn Powers Martin ، یک جانباز بیست و دو ساله انرون ، به دادگاه گفت."آقای. Skilling من و دخترم را از رویاهای بازنشستگی ما تقلب کرده است. اکنون وقت اوست که از آزادی او برای پیاده روی زمین به عنوان یک مرد آزاد سرقت شود. "او به مهارت آموخت و گفت: "در حالی که شما در Chateaubriand و Champagne شام می خورید ، من و دخترم کوپن های مواد غذایی را کلیپ می کنیم و باقیمانده می خوریم."و روی آن رفت.
قاضی از مهارت خواست تا برخیزد.
قاضی گفت: "شواهد نشان می دهد كه متهم بارها و بارها به سرمایه گذاران ، از جمله كارمندان خود انرون ، درباره جنبه های مختلف تجارت انرون دروغ می گوید."او چاره ای جز خشن بودن نداشت: مهارت در خدمت دویست و نود و دو ماه زندان-بیست و چهار سال بود. مردی که سرپرستی یک شرکت را برعهده داشت که Fortune در بین "تحسین برانگیزترین" در جهان قرار داشت ، یکی از سنگین ترین احکام را که تاکنون به یک جنایتکار یقه سفید داده شده است ، دریافت کرده است. اگر اصلاً زندان را ترک کند ، او پیرمرد را ترک می کرد.
دانیل پتروسلی ، وکیل Skilling ، گفت: "من فقط یک درخواست ، افتخار شما دارم."وی گفت: "اگر او ده ماه کمتر دریافت کرد ، که نباید از نظر اهداف محکومیت تفاوت ایجاد کند ، اگر ریاضیات را انجام دهید و پانزده درصد را برای زمان خوب کم کنید ، وی سپس تحت نظارت بر سیاست های اداره زندان ها قرار می گیرد تا قادر باشدوقت خود را در یک مرکز پایین خدمت کنید. فقط یک کاهش ده ماهه در جمله. بشر. "
این یک ادعای برای وفاداری بود. Skilling یک قاتل یا متجاوز نبود. او ستونی از جامعه هیوستون بود و یک تنظیم کوچک در حکم وی ، او را از گذراندن بقیه عمر خود در میان جنایتکاران سختگیر باز می دارد.
قاضی لیک گفت: "نه".
گرگوری تررتون ، متخصص امنیت ملی ، بین معماها و اسرار تمایز قائل شده است. محل زندگی اسامه بن لادن یک معما است. ما نمی توانیم او را پیدا کنیم زیرا اطلاعات کافی نداریم. کلید اصلی این معما از کسی نزدیک به بن لادن خواهد بود و تا زمانی که نتوانیم دریابیم که منبع بن لادن در بزرگ خواهد ماند.
مشکل آنچه در عراق پس از سرنگونی صدام حسین اتفاق می افتد ، در مقابل ، یک راز بود. این سوالی نبود که یک پاسخ ساده و واقعی داشت. رازها به قضاوت و ارزیابی عدم اطمینان نیاز دارند ، و بخش سخت این نیست که ما اطلاعات خیلی کمی داریم بلکه بیش از حد داریم. C. I. A. این موضع را داشت که عراق پس از حمله به نظر می رسد ، و پنتاگون و وزارت امور خارجه و کالین پاول و دیک چنی و هر تعداد از دانشمندان سیاسی و روزنامه نگاران و همکاران اندیشکده نیز همینطور بودند. برای همین موضوع ، هر کابیدور در بغداد نیز چنین شد.
تمایز بی اهمیت نیست. اگر انگیزه و روشهای پشت حملات یازدهم سپتامبر را عمدتاً یک معما در نظر بگیرید ، به عنوان مثال ، پاسخ منطقی افزایش جمع آوری اطلاعات ، جذب جاسوسان بیشتر است ، به حجم اطلاعاتی که درباره القاعده داریم اضافه کنید. اگر یازده سپتامبر را رمز و راز در نظر بگیرید ، باید تعجب کنید که آیا اضافه کردن به حجم اطلاعات فقط باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد. شما می خواهید تجزیه و تحلیل را در جامعه اطلاعاتی بهبود بخشید. شما می خواهید افراد متفکر تر و شکاکتر با مهارت بتوانند با دقت بیشتری به آنچه در مورد القاعده می دانیم نگاه کنند. شما می خواهید تیم ضد تروریسم را از C. I. A. ارسال کنید. در یک سفر گلف دو بار در ماه با تیم های ضد تروریسم از F. B. I. و N. S. A. و وزارت دفاع ، بنابراین آنها می توانند با یکدیگر آشنا شوند و یادداشت ها را مقایسه کنند.
اگر همه چیز با یک معما اشتباه پیش برود ، شناسایی مقصر آسان است: این شخصی است که اطلاعات را از آن خودداری می کند. با این حال ، رازها بسیار مبهم تر هستند: گاهی اوقات اطلاعاتی که به ما داده شده ناکافی است ، و گاهی اوقات ما در مورد درک آنچه به ما داده شده بسیار هوشمند نیستیم ، و گاهی اوقات به خودی این سؤال پاسخ نمی دهیم. معماها به نتیجه گیری رضایت بخش می رسند. اسرار اغلب نیست.[#unhandled_cartoon]
اگر در محاکمه جفری Skilling نشستید ، فکر می کنید که رسوایی انرون یک معما بود. دادستان گفت ، این شرکت معاملات جانبی سایه ای را انجام داده است که هیچ کس کاملاً آن را درک نکرده است. مدیران ارشد اطلاعات مهم را از سرمایه گذاران خودداری کردند. مهارت ، معمار استراتژی شرکت ، دروغگو ، یک دزد و یک مست بود. به اندازه کافی به ما گفته نشده است - فرضیه پازل کلاسیک - فرض اصلی دادستان انرون.
دادستان رهبر وزارت دادگستری در استدلال های پایانی خود به هیئت منصفه گفت: "این یک مورد ساده است ، خانم ها و آقایان"
از آنجا که بسیار ساده است ، من احتمالاً قبل از زمان اختصاص یافته خود به پایان می رسم. این سیاه و سفید استحقیقت و دروغسهامداران ، خانمها و آقایان ،. بشربشرسهمی از سهام را بخرید ، و برای همین حق آنها را ندارند اما حق حقیقت را دارند. آنها حق دارند مأمورین و کارمندان شرکت باشند که منافع خود را از خودشان پیش ببرند. آنها حق دارند به آنها گفته شود که وضعیت مالی شرکت چیست.
آنها حق صداقت ، خانمها و آقایان را دارند.
اما دادستان اشتباه کرد. انرون واقعاً یک معما نبود. این یک راز بود.
در اواخر ژوئیه سال 2000 ، جاناتان ویل ، خبرنگار دفتر دالاس از وال استریت ژورنال ، از شخصی که وی در تجارت مدیریت سرمایه گذاری می شناخت ، تماس گرفت. ویل ستون سهام را به نام "شنیده در تگزاس" برای نسخه منطقه ای مقاله نوشت و او از نزدیک شرکتهای بزرگ انرژی مستقر در هیوستون - دینی ، ال پاسو و انرون را دنبال کرده بود. تماس گیرنده او پیشنهادی داشت. ویل به یاد می آورد: "او گفت ،" شما واقعاً باید Enron و Dynegy را بررسی کنید و ببینید که درآمد آنها از کجا حاصل می شود. ""من هم همین کار را کردم."
ویل علاقه مند به استفاده انرون از آنچه به نام حسابداری مارک به بازار خوانده می شود ، این تکنیکی است که توسط شرکت هایی که درگیر تجارت مالی پیچیده هستند ، استفاده می شود. به عنوان مثال فرض کنید که شما یک شرکت انرژی هستید و با ایالت کالیفرنیا برای تأمین یک میلیارد کیلووات ساعت برق در سال 2016 وارد قرارداد صد میلیون دلاری هستید. این قرارداد چقدر ارزش دارد؟شما نمی خواهید برای ده سال دیگر دستمزد دریافت کنید ، و تا آن زمان نمی خواهید بدانید که آیا سود معامله یا ضرر را نشان خواهید داد. با این وجود ، این قول صد میلیون دلاری به وضوح به خط پایین شما اهمیت دارد. اگر برق طی چند سال آینده به طور پیوسته کاهش یابد ، این قرارداد به یک دارایی بسیار با ارزش تبدیل می شود. اما اگر با نزدیک شدن به سال 2016 ، برق گرانتر شود ، می توانید ده ها میلیون دلار از آن خارج شوید. با توجه به حسابداری مارک به بازار ، تخمین می زنید که این معامله در لحظه امضای قرارداد ، چه مقدار درآمد را وارد می کند و آن شماره را در کتاب های خود قرار می دهد. اگر در پایین خط ، تخمین تغییر کند ، ترازنامه را بر این اساس تنظیم می کنید.
هنگامی که شرکتی که از حسابداری مارک به بازار استفاده می کند می گوید که این سود ده میلیون دلار درآمدهای صد میلیون دلار درآمد داشته است ، بنابراین می تواند به معنای یکی از دو چیز باشد. این شرکت ممکن است در واقع صد میلیون دلار در حساب های بانکی خود داشته باشد که از این پس ده میلیون پس از پرداخت صورتحساب خود باقی خواهد ماند. یا ممکن است حدس بزند که ده میلیون دلار در معامله ای که ممکن است پول در واقع برای سالها تغییر نکند ، خواهد بود. منبع ویل از او خواسته بود كه ببیند چه مقدار از پول انرون گفت كه "واقعی" است.
ویل نسخه هایی از گزارش های سالانه و پرونده های فصلی شرکت را دریافت کرد و شروع به مقایسه صورت های درآمد و صورت های جریان نقدی کرد. ویل گفت: "مدتی طول کشید تا همه چیزهایی را که نیاز داشتم را بفهمم."«احتمالاً یک ماه یا بیشتر طول کشید. سر و صدای زیادی در صورت های مالی وجود داشت، و برای به صفر رساندن این موضوع خاص، باید بسیاری از آن را کاهش می دادید.»ویل با توماس لینزمایر، پروفسور حسابداری در ایالت میشیگان صحبت کرد و آنها در مورد اینکه چگونه برخی از شرکت های مالی در دهه 1990 از حسابداری بازار در وام های پایین تر استفاده می کردند، یعنی وام هایی که با ریسک اعتباری بالاتر داده می شد، صحبت کردند. مصرف کنندگان و زمانی که اقتصاد رو به افول رفت و مصرف کنندگان سریع تر از آنچه انتظار می رفت نکول کردند یا وام هایشان را پرداخت کردند، وام دهندگان ناگهان متوجه شدند که تخمین هایشان از میزان پولی که قرار است به دست بیاورند بسیار سخاوتمندانه است. ویل با فردی در هیئت استانداردهای حسابداری مالی، با یک تحلیلگر در آژانس رتبه بندی سرمایه گذاری مودیز و با ده ها نفر دیگر صحبت کرد. سپس به صورت های مالی انرون بازگشت. نتیجه گیری های او هشیار کننده بود. در سه ماهه دوم سال 2000، 747 میلیون دلار از پولی که انرون گفته بود به دست آورده است، «تحقق نمی یافته» است، یعنی این پولی بود که مدیران فکر می کردند در مقطعی در آینده به دست خواهند آورد. اگر آن پول خیالی را بردارید، انرون در سه ماهه دوم ضرر قابل توجهی نشان داده است. این یکی از تحسین برانگیزترین شرکت ها در ایالات متحده بود، شرکتی که در آن زمان توسط بازار سهام به عنوان هفتمین شرکت بزرگ در کشور ارزیابی می شد و عملاً هیچ پول نقدی به خزانه آن وارد نمی شد.
داستان ویل در تاریخ 20 سپتامبر 2000 در ژورنال اجرا شد. چند روز بعد ، توسط یک سرمایه دار وال استریت به نام جیمز چانوس خوانده شد. Chanos یک فروشنده کوتاه است-یک سرمایه گذار که سعی می کند با شرط بندی که سهام یک شرکت سقوط خواهد کرد ، درآمد کسب کند. چانوس گفت: "این گوش من را لرزاند."وی با اشاره به صورتهای مالی که شرکتهای دولتی ملزم به ارائه پرونده های تنظیم کننده های فدرال هستند ، گفت: "من 10-K و 10-Q را که در آخر هفته اول خوانده ام ، خواندم.""من خیلی سریع از آن عبور کردم. من بلافاصله چیزهایی را که سوال برانگیز بود پرچم گذاری کردم. من آن را چرخانده ام. این اولین بار بود. سپس صفحات را پرچم گذاری کردم و چیزهایی را که نفهمیدم خواندم و دو یا سه بار آن را دوباره خواندم. یادم است که چند ساعت را روی آن گذراندم. "Chanos دید ، حاشیه سود انرون و بازده آن به سهام خود در حال فروپاشی بود. جریان نقدی-خون زندگی هر مشاغل-به یک ترفند کند شد و نرخ بازده شرکت کمتر از هزینه سرمایه آن بود: گویا شما با بهره نه درصد از بانک پول وام گرفته اید و سرمایه گذاری کرده اید و سرمایه گذاری کرده ایداین در وثیقه پس انداز است که به شما هفت درصد سود پرداخت کرده است. Chanos گفت: "آنها اساساً خود را نقدینگی می کردند."[#unhandled_cartoon]
در نوامبر همان سال ، Chanos شروع به کوتاه کردن سهام انرون کرد. طی چند ماه آینده ، او این کلمه را پخش کرد که فکر می کرد این شرکت دچار مشکل شده است. او یک خبرنگار را برای Fortune ، Bethany McLean از بین برد. او همان گزارش هایی را که چانوس و ویل داشتند ، خواند و به همین نتیجه رسید. داستان او ، تحت عنوان "آیا Enron بیش از حد گران است؟، "در مارس 2001 اجرا شد. بیشتر و بیشتر روزنامه نگاران و تحلیلگران شروع به نگاهی دقیق تر به انرون کردند و سهام شروع به سقوط کرد. در ماه آگوست ، Skilling استعفا داد. رتبه اعتباری انرون کاهش یافته است. بانکها تمایلی به وام دادن به انرون به پول مورد نیاز برای انجام معاملات خود نداشتند. تا ماه دسامبر ، این شرکت برای ورشکستگی تشکیل داده بود.
سقوط انرون به حدی ثبت شده است که به راحتی می توان نادیده گرفت که چقدر عجیب و غریب بود. Enron را به عنوان مثال با واترگیت ، رسوایی نمونه اولیه نوزده و هفتمین مقایسه کنید. برای افشای پوشش کاخ سفید ، باب وودوارد و کارل برنشتاین از یک منبع - گلو دیافراگم - که به اسرار زیادی دسترسی داشت ، استفاده کردند و هویت آنها را پنهان می کرد. وی به وودوارد و برنشتاین هشدار داد که تلفن های آنها ممکن است مورد استفاده قرار گیرد. هنگامی که وودوارد می خواست با گلو عمیق ملاقات کند ، یک گلدان گل را با یک پرچم قرمز در آن به پشت بالکن آپارتمان خود منتقل می کرد. در آن شب ، او از پله های پشتی خارج می شد ، چندین تاکسی می گرفت تا مطمئن شود که وی دنبال نمی شود و منبع خود را در یک پارکینگ زیرزمینی ساعت 2 صبح ملاقات می کند. در اینجا ، از "همه مردان رئیس جمهور" ، برخورد اوج وودوارد با گلو عمیق است:
او گفت: "خوب ،""این بسیار جدی است. با اطمینان می توانید بگویید که پنجاه نفر برای کاخ سفید و CRP کار کردند تا بازی کنند و جاسوسی و خرابکاری کنند و اطلاعاتی را جمع کنند. برخی از آن فراتر از اعتقاد است ، و به هر روش قابل تصور به مخالفت لگد می زند. "
گلو عمیق تأیید کرد که وودوارد در لیستی از تاکتیک هایی که او و برنشتاین شنیده بودند ، علیه مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار گرفت: اشکالات ، پیروی از مردم ، نشت مطبوعات دروغین ، نامه های جعلی ، لغو راهپیمایی های مبارزات انتخاباتی ، تحقیق در مورد زندگی خصوصی کارگران کمپین ،کاشت جاسوسان ، سرقت اسناد ، کاشت تحریک کنندگان در تظاهرات سیاسی.
دیپ گلو گفت: "این همه در پرونده ها است.""عدالت و دفتر از آن می دانند ، حتی اگر پیگیری نشده باشد."
وودوارد متحیر شد. پنجاه نفر به کارگردانی کاخ سفید و CRP برای نابودی مخالفان ، هیچ مانع نشده ای؟
گلو عمیق گره زد.
کاخ سفید مایل به بدبختی بود - آیا این کلمه صحیح بود؟ - کل روند انتخابات؟در واقع پیش رفته بود و سعی کرده بود آن را انجام دهد؟
گره دیگرگلو عمیق بی نظیر به نظر می رسید.
و پنجاه نماینده را برای انجام این کار استخدام کرده اید؟
Deep Throat گفت: "شما می توانید با خیال راحت بیش از پنجاه بگویید."سپس برگشت ، از سطح شیب دار و بیرون رفت. تقریباً ساعت 6:00 A. M.
واترگیت یک معمای کلاسیک بود: وودوارد و برنشتاین در جستجوی یک راز دفن شده بودند و گلو عمیق راهنمای آنها بود.
آیا جاناتان ویل گلو عمیق داشت؟نه واقعا. او با برخی از سوء ظن ها در مورد شرکت های تجارت انرژی مانند انرون یک دوست در تجارت مدیریت سرمایه گذاری داشت ، اما این دوست خودی نبود. منبع ویل او را به پرونده های مربوط به فعالیت های مخفی شرکت هدایت نکرد. او فقط به ویل گفت كه مجموعه ای از اسناد عمومی را كه توسط خود انرون تهیه و توزیع شده بود ، بخواند. وودوارد در ساعاتی قبل از طلوع آفتاب با منبع مخفی خود در یک گاراژ پارکینگ زیرزمینی ملاقات کرد. ویل از یک متخصص حسابداری در ایالت میشیگان فراخوانده شد.
هنگامی که ویل گزارش خود را به پایان رسانده بود ، وی برای اظهار نظر از انرون خواست. ویل می گوید: "آنها مدیر حسابداری خود را داشتند و شش یا هفت نفر به سمت دالاس پرواز می کنند."آنها در یک اتاق کنفرانس در دفاتر مجله ملاقات کردند. مقامات انرون اذعان كردند كه پولی كه آنها گفتند كه به دست آورده اند ، تقریباً تمام پولی است كه آنها امیدوار بودند درآمد کسب كنند. سپس مقامات ویل و انرون گفتگوی طولانی در مورد چگونگی برخی انرون درباره تخمین های خود از درآمد آینده داشتند. ویل می گوید: "آنها به من می گفتند افرادی که مدل های ریاضی خود را جمع می کنند چقدر درخشان بودند.""اینها M. I. T. دکتری. من گفتم ، ‘آیا سال گذشته مدلهای ریاضی شما به شما می گفتند که بازارهای برق کالیفرنیا امسال به سر می برند؟نه؟چرا نه؟ "آنها گفتند ،" خوب ، این یکی از آن رویدادهای دیوانه است. "اواخر سپتامبر 2000 بود ، بنابراین من گفتم ،" فکر می کنید چه کسی برنده خواهد شد؟بوش یا گور؟ "آنها گفتند ،" ما نمی دانیم. "این همه بسیار مدنی بود. ویل ادامه داد: "در مورد شماره ها اختلاف نظر وجود نداشت.""فقط تفاوت در نحوه تفسیر آنها وجود داشت."
از بین تمام لحظات موجود در آرونن ، این جلسه مطمئناً عجیب ترین است. دادستان در پرونده انرون به هیئت منصفه گفت كه جفری مهارت را به زندان بفرستد زیرا انرون حقیقت را پنهان كرده است: شما "حق دارید به شما گفته شود كه وضعیت مالی شركت چیست". اما چه حقیقت ایرون در اینجا پنهان شده بود؟هر آنچه که ویل برای نمایشگاه انرون خود آموخت ، از انرون آمده است و وقتی می خواست شماره های خود را تأیید کند ، مدیران شرکت سوار هواپیما شدند و در یک اتاق کنفرانس در دالاس با او نشستند.
نیکسون هرگز به دیدن وودوارد و برنشتاین در واشنگتن پست نرفت. او در کاخ سفید پنهان شد.
مشکل دوم و شاید نتیجه گیری بیشتر با حسابداری انرون ، اعتماد به نفس آن به آنچه که به عنوان اشخاص خاص با هدف خاص یا S. P. E. S گفته می شود ، اعتماد به نفس آن بود.
یک S. P. E. چیزی شبیه به این کار می کند. شرکت شما خوب کار نمی کند. فروش پایین است و شما به شدت بدهی دارید. اگر برای وام گرفتن صد میلیون دلار به یک بانک بروید ، اگر اصلاً موافقت کند که به شما قرض دهد ، احتمالاً نرخ بهره بسیار بالایی را برای شما شارژ می کند. اما شما یک مجموعه اجاره نامه نفتی دارید که طی چهار یا پنج سال آینده تقریباً مسلم است که صد میلیون دلار به همراه داشته باشد. بنابراین شما آنها را به مشارکت - S. P. E. - تحویل می دهید که با برخی از سرمایه گذاران خارجی راه اندازی کرده اید. سپس این بانک صد میلیون دلار به مشارکت وام می دهد و مشارکت پول را به شما می دهد. این کمی از مانور مالی تفاوت بزرگی ایجاد می کند. این نوع معامله (در آن زمان) در ترازنامه شرکت گزارش نشده است. بنابراین یک شرکت می تواند بدون افزایش بدهی خود سرمایه را جمع کند. و از آنجا که بانک تقریباً مطمئن است ، اجاره نامه ها به اندازه کافی برای پرداخت وام تولید می کنند ، مایل است پول خود را با نرخ بهره بسیار پایین تر وام دهد. S. P. E. S در شرکت های آمریکایی رایج شده است.
انرون انواع پیچش ها را به S. P. E معرفی کرد. بازی. این همیشه دارایی های تراشه آبی را در مشارکت ها قرار نمی دهد-مانند اجاره نامه های نفتی که به طور قابل اعتماد درآمد ایجاد می کند. گاهی اوقات کمتر از دارایی های استرلینگ فروخته می شود. و نه همیشه آن دارایی ها را به افراد خارجی می فروخت ، که احتمالاً در مورد ارزش آنچه خریداری می کردند ، سؤالاتی را مطرح می کردند. انرون مدیران خود را مدیریت کرده است که این مشارکت ها را مدیریت می کنند. و این شرکت معاملات را انجام می دهد - یعنی مشارکت ها و بانک ها را برای بازی در کنار هم کسب می کند - با این تضمین می کند که اگر هر کاری را که می خواستند به ارزش خود کاهش یابد ، ارزش خود را با سهام خود ایجاد می کند. به عبارت دیگر ، انرون بخش هایی از خود را به یک نهاد خارجی نمی فروخت. این به طور موثری بخش هایی از خود را به خود فروخت - استراتژی که نه تنها از نظر قانونی مشکوک بلکه فوق العاده خطرناک بود. این تعهدات مالی انرون به S. P. E. S بود که به پایان رسید و باعث فروپاشی شد.
هنگامی که دادستان در پرونده ماهر استدلال کرد که این شرکت سرمایه گذاران خود را گمراه کرده است ، آنها تا حدودی به این S. P. E. S مراجعه می کردند. این استدلال ، مدیریت انرون ، وظیفه داشت تا میزان معیشت مالی خود را در این معاملات جانبی سایه دار نشان دهد. همانطور که کمیته Powers ، یک هیئت متهم به تحقیق در مورد مرگ انرون ، خاطرنشان کرد ، این شرکت "نتوانست به یک هدف اساسی برسد: آنها جوهر معاملات را به روشی به اندازه کافی واضح برقرار نکردند تا خواننده صورتهای مالی [انرون] را فعال کندبفهمید چه خبر است. "به طور خلاصه ، ما به اندازه کافی به ما گفته نشده است.
با این حال ، دوباره در اینجا ، درس های پرونده Enron تقریباً خیلی ساده نیست. از طریق گزارش چندین از همکاران ویل در وال استریت ژورنال - به طور کلی جان امشیلر و ربکا اسمیت - در اواخر تابستان سال 2001 ، از ماهیت این S. P. E. S آگاه شد. به همان روشی که جاناتان ویل و جیم چانوس بودند: او آنچه رارون را در پرونده های عمومی خود گزارش کرده بود ، خواند. در اینجا توضیحات مربوط به حماسه Emshwiller ، همانطور که در "توطئه احمقان" Kurt Eichenwald شرح داده شده است ، تاریخ قطعی از اختلاف Enron است.(توجه داشته باشید که فعل "خرد شده" ، که ایشنوالد برای توصیف چگونگی یافتن Emshwiller اسناد مربوط به انرون را از آن استفاده می کند. منظور او از این طریق "بارگیری" است.)
این بخش هشتم به نام "معاملات طرف مرتبط" بود که آب میوه های جان Emshwiller را به وجود آورد.
بعد از اینکه به دنبال استعفای ماهر ، امشویلر درخواست مصاحبه را ارائه داده بود ، سپس نسخه ای از جدیدترین پرونده SEC Enron را در جستجوی هرگونه ناگت انجام داد.
آنچه پیدا کرد او را مبهوت کرد. کلمات در مورد برخی از مشارکتها که توسط یک "افسر ارشد" ناشناس اداره می شود. شاید چیزهای Arcane ، اما تعداد آنها بسیار زیاد بود. انرون بیش از 240 میلیون دلار درآمد در شش ماه اول سال از معاملات خود با آنها گزارش داد.
S. P. E. s Enron ، به هر اندازه ، شواهدی از بی پروایی فوق العاده و بی کفایتی بود. اما شما نمی توانید انرون را به خاطر پوشش دادن به وجود معاملات جانبی آن مقصر بدانید. اینطور نبود ؛آنها را فاش کرد. استدلال علیه این شرکت ، با دقت بیشتری است که به اندازه کافی به سرمایه گذاران خود در مورد S. P. E. S خود نگفت. اما چه چیزی کافی است؟انرون حدود سه هزار s. p. e. s داشت و کاغذ برای هر یک احتمالاً بیش از هزار صفحه اجرا شده است. اگر انرون هر سه میلیون صفحه را عمومی می کرد ، به سختی به سرمایه گذاران کمک می کرد. در مورد نسخه ویرایش شده هر معامله چطور؟استیون شوارتز ، استاد دانشکده حقوق دوک ، اخیراً نمونه تصادفی بیست S. P. E را بررسی کرده است. اظهارات افشای شرکتهای مختلف-یعنی خلاصه ای از معاملات که برای علاقه مندان جمع شده است-و دریافتند که به طور متوسط آنها به چهل صفحه تک فاصله می روند. بنابراین خلاصه ای از S. P. E. s Enron به صد و بیست هزار صفحه تک فاصله می رسید. در مورد خلاصه ای از همه این خلاصه ها چیست؟این همان چیزی است که کنکور ورشکستگی در پرونده انرون در کنار هم قرار داده است ، و هزار صفحه به دست آورد. خوب ، پس ، خلاصه ای از خلاصه خلاصه ها چیست؟این همان چیزی است که کمیته اختیارات در کنار هم قرار داده است. این کمیته فقط به "ماده مهمترین معاملات" نگاه می کرد ، و حسابداری آن هنوز به دویست صفحات پیچیده و پیچیده رسید و همانطور که شوارتز خاطرنشان می کند ، این "با بهره گیری از عقب و با کمک برخی از بهترین ها بوداستعداد حقوقی در ملت. "
با افزودن هر قطعه جدید از اطلاعات ، یک معما ساده تر می شود: اگر من به شما بگویم که اسامه بن لادن در پیشاور مخفی شده است ، من مشکل پیدا کردن او را به یک ترتیب بزرگتر آسان می کنم ، و اگر اضافه کنم که او در یک محله پنهان شده استدر گوشه شمال غربی شهر ، مشکل هنوز ساده تر می شود. اما در اینجا قوانین متفاوت به نظر می رسد. براساس گزارش POWERS ، بسیاری از اعضای هیئت مدیره انرون نتوانستند "دلیل اقتصادی ، عواقب و خطرات" S. P. E شرکت خود را درک کنند. معاملات - و مدیران در جلساتی نشسته بودند که در آن معاملات به تفصیل مورد بحث قرار گرفت. در "توطئه احمقان" ، ایشنوالد به طرز قانع کننده ای استدلال می کند که اندرو فستو ، مدیر ارشد مالی انرون ، پیامدهای کامل اقتصادی معاملات را درک نکرد ، و او کسی بود که آنها را جمع کرد.
آنتونی کاتاناچ ، که به تدریس حسابداری در دانشکده بازرگانی دانشگاه ویلانووا می پردازد ، می گوید: "اینها معاملات بسیار پیچیده و پیچیده ای بودند."وی با اشاره به شرکت حسابداری انرون ، گفت: "من حتی مطمئن نیستم که هیچ یک از کارمندان میدانی آرتور اندرسن در انرون بتوانند آنها را درک کنند ، حتی اگر همه این موارد در مقابل آنها باشد. این مواردی از نوع مدیریت ارشد است. من دو ماه را صرف دیدن گزارش Powers کردم ، فقط آن را نمودار کردم. این معاملات واقعاً پیچیده بود. "[#unhandled_cartoon]
لازم به ذکر است که Enron's S. P. E. S حتی اگر آنها مسئله استاندارد باشند ، درک این مسئله دشوار بوده است. S. P. E. S طبیعتاً دشوار است. یک شرکت S. P. E. زیرا می خواهد بانکها را در مورد خطرات وام دادن اطمینان دهد. برای تأمین اطمینان خاطر ، این شرکت به وام دهندگان و شرکای خود اطلاعات مفصلی در مورد بخش خاصی از تجارت خود می دهد. و اطمینان بیشتری که یک شرکت برای وام دهنده ایجاد می کند - تضمین ها و محافظت بیشتر و توضیحاتی که در این معامله می نویسد - این معامله کمتر قابل درک است تا افراد خارجی. شواكس می نویسد كه افشای انرون "لزوماً ناقص" بود. شما می توانید با ساده کردن آنها ، معاملات مالی را قابل درک کنید ، در این صورت شما خطر صاف کردن برخی از خطرات احتمالی آنها را انجام می دهید ، یا می توانید سعی کنید هرگونه مشکل احتمالی را فاش کنید ، در این صورت شما افشای اطلاعات را بسیار ناخوشایند می کنیدهیچ کس قادر به درک آن نخواهد بود. از نظر شوارت ، همه انرون ثابت می کند که در عصر افزایش پیچیدگی مالی "الگوی افشای" - این ایده که هرچه یک شرکت در مورد تجارت خود به ما می گوید ، بهتر است - ما به یک آناکرونیسم تبدیل می شویم.
در تابستان سال 1943 ، پخش های تبلیغاتی نازی ها به این نتیجه رسیدند که ارتش آلمان "سلاح فوق العاده" را توسعه داده است. بلافاصله ، خدمات اطلاعاتی متفقین به سر کار رفتند. جاسوسان تأیید کردند که آلمانی ها کارخانه سلاح های مخفی ساخته اند. عکس های هوایی گرفته شده در شمال فرانسه ، نصب بتونی جدید عجیب و غریب را نشان می دهد که در جهت انگلیس قرار دارد. متفقین نگران بودند. مأموریت های بمباران برای تلاش برای ایجاد اختلال در عملیات اسرارآمیز فرستاده شدند و برنامه هایی برای مقابله با چشم انداز حملات ویرانگر جدید در شهرهای انگلیسی تهیه شده است. هیچ کس مطمئن نبود که آیا سلاح واقعی است. به نظر می رسید کارخانه های سلاح در آنجا وجود دارد ، اما مشخص نیست که چه اتفاقی در درون آنها می افتد. و یک پد پرتاب در شمال فرانسه وجود داشت ، اما ممکن است فقط یک طعمه باشد که برای منحرف کردن متفقین از بمباران اهداف واقعی طراحی شده است. سلاح مخفی آلمان یک معما بود و متفقین اطلاعات کافی برای حل آن نداشتند. روش دیگری برای فکر کردن در مورد این مشکل وجود داشت ، که در نهایت به مراتب مفیدتر بود: با سلاح مخفی آلمان به عنوان یک رمز و راز رفتار کنید.
آهنگ های رمز و راز جنگ جهانی دوم گروه های کوچکی از تحلیلگران بودند که وظیفه آنها گوش دادن به پخش های تبلیغاتی خارج از کشور و داخلی ژاپن و آلمان بود. لباس انگلیس از مدت کوتاهی قبل از جنگ جهانی اول بود و توسط بی بی سی اداره می شد. استفان مرکادو می نویسد که این عملیات آمریکایی به عنوان بخش پیچ گوشتی شناخته می شد ، و در اوایل نوزده-صعود در یک ساختمان اداری بدون نسخه در خیابان K ، در واشنگتن قرار گرفته بود. تحلیلگران به همان سخنان گوش می دادند که هرکسی با رادیو موج کوتاه می توانست به آن گوش کند. آنها به سادگی در میزهای خود با هدفون نشسته بودند و ساعت ها و ساعت ها از پخش های نازی ها را پشت سر می گذاشتند. سپس آنها سعی کردند بفهمند که چگونه نازی ها به طور علنی چه گفتند - به عنوان مثال ، احتمال حمله مجدد علیه روسیه - آنچه را که در مورد آنها احساس می کردند ، نشان داد ، مثلاً حمله به روسیه. یکی از روزنامه نگاران در آن زمان ، تحلیلگران تبلیغاتی را "بزرگترین مجموعه فردگرایان ، بین المللی رولنگ و نبوغ کمی بیت که تاکنون در یک سازمان جمع شده بودند" توصیف کرد. و آنها افکار کاملاً مشخصی در مورد سلاح مخفی نازی ها داشتند.
رهبری آلمان ، اول از همه ، در مورد سلاح های مخفی در پخش های داخلی به آن افتخار می کرد. این مهم بودقرار بود تبلیغات روحیه را تقویت کند. اگر رهبری نازی ها چیزهایی را که گمراه کننده بودند ، گفت ، اعتبار آن کاهش می یابد. هنگامی که قایق های U آلمان در بهار سال 1943 به مقاومت متفقین به طور فزاینده ای شروع کردند ، به عنوان مثال ، جوزف گوبلز ، وزیر تبلیغات نازی ، به طور ضمنی خبر بد را تصدیق کرد و تأکید خود را از پیروزی های اخیر برای پیش بینی موفقیت طولانی مدت تغییر داد. و سرزنش آب و هوا برای جلوگیری از عملیات U-Boat. تا آن زمان ، گوبلز هرگز در مورد این نوع اخبار به مردم خود دروغ نگفت. بنابراین اگر او گفت که آلمان سلاح مخفی ویرانگر دارد ، به این معنی که آلمان سلاح مخفی ویرانگر داشت.
تحلیلگران با شروع از این فرضیه ، برای بینش های بیشتر اظهارات عمومی نازی ها را استخراج کردند. آنها به این نتیجه رسیدند ، "فراتر از تردید معقول" بود که از نوامبر سال 1943 ، این سلاح وجود داشت ، که از نوع کاملاً جدیدی برخوردار بود ، که به راحتی نمی توان مقابله کرد ، که نتایج قابل توجهی را ایجاد می کند ، و این امرجمعیت غیرنظامی را که از آن استفاده می شود ، شوکه کنید. علاوه بر این ، "بسیار محتمل" بود که آلمانی ها از ماه مه سال 1943 از مرحله آزمایشی گذشته بودند و اتفاقی در آگوست همان سال رخ داده بود که استقرار قابل توجهی را به تأخیر انداخت. تحلیلگران این استنباط را تا حدودی بر این واقعیت پایه گذاری کردند که در ماه آگوست ، نازی ها به طور ناگهانی از ذکر سلاح مخفی خود به مدت ده روز متوقف شدند و وقتی که دوباره شروع کردند ، تهدیدهای خود لحنی جدید و کمتر مطمئن گرفتند. سرانجام ، می توان به طور آزمایشی تخمین زد که این سلاح بین اواسط ژانویه و اواسط آوریل آماده می شود ، با حاشیه خطای یک ماه از هر طرف. این استنباط ، تا حدودی ، در اواخر سال 1943 از تبلیغات نازی ها ناشی می شد ، که ناگهان با لحن جدی تر و خاص تر شد ، و بعید به نظر می رسد که اگر او نتواند ظرف چند ماه تحویل دهد ، گوبلز امید را به این ترتیب افزایش می دهد. سلاح مخفی موشک V-1 نازی ها بود و تقریباً همه پیش بینی های تحلیلگران تبلیغاتی درست بودند.
آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
21 اسفند
1401 ساعت: 14:49