علل افسردگی بزرگ

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

Groups of depositors in front of the closed American Union Bank, New York City. April 26, 1932. Great Depression run on bank crowd

رکود بزرگ اواخر دهه 1920 و 30s طولانی ترین و شدیدترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن است. تقریباً 10 سال به طول انجامید (از اواخر سال 1929 تا حدود سال 1939) و تقریباً در هر کشوری در جهان تأثیر می گذارد ، با کاهش شیب دار در تولید صنعتی و قیمت ها (تورم) ، بیکاری گسترده ، وحشت بانکی و افزایش شدید نرخ فقر مشخص شد. و بی خانماندر ایالات متحده ، جایی که اثرات افسردگی به طور کلی بدترین بود ، بین سالهای 1929 و 1933 تولید صنعتی نزدیک به 47 درصد کاهش یافت ، تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) 30 درصد کاهش یافت و بیکاری به بیش از 20 درصد رسید. در مقایسه ، در طول رکود بزرگ 2007-09 ، دومین رکود اقتصادی بزرگ در تاریخ ایالات متحده ، تولید ناخالص داخلی 4. 3 درصد کاهش یافت و بیکاری کمی کمتر از 10 درصد به دست آمد.

در مورد دلایل دقیق افسردگی بزرگ ، هیچ اجماعی در بین اقتصاددانان و مورخان وجود ندارد. با این حال ، بسیاری از محققان موافق هستند که حداقل چهار عامل زیر نقش داشته اند.

سقوط بازار سهام در سال 1929. در دهه 1920 ، بازار سهام ایالات متحده تحت گسترش تاریخی قرار گرفت. با افزایش قیمت سهام به سطح بی سابقه ای ، سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار به عنوان راهی آسان برای درآمدزایی دیده می شود ، و حتی افراد معمولی به معنای استفاده از درآمد یکبار مصرف خود یا حتی خانه های خود برای خرید سهام بودند. در پایان دهه صدها میلیون سهم در حاشیه حمل می شد ، به این معنی که قیمت خرید آنها با وام های بازپرداخت با سود حاصل از قیمت های در حال افزایش سهام تأمین می شد. هنگامی که قیمت ها در اکتبر سال 1929 کاهش اجتناب ناپذیر خود را آغاز کرد ، میلیون ها سهامدار بیش از حد به وحشت افتادند و با عجله به انحلال منابع خود رفتند و باعث افزایش این نزول و ایجاد وحشت بیشتر شدند. بین سپتامبر و نوامبر ، قیمت سهام 33 درصد کاهش یافت. نتیجه یک شوک روانی عمیق و از دست دادن اعتماد به نفس در اقتصاد در بین مصرف کنندگان و مشاغل بود. بر این اساس ، هزینه های مصرف کننده ، به ویژه در مورد کالاهای بادوام و سرمایه گذاری در تجارت به طرز چشمگیری محدود شده و منجر به کاهش تولید صنعتی و تلفات شغلی می شود و این باعث کاهش بیشتر هزینه ها و سرمایه گذاری ها می شود.

وحشت بانکی و انقباض پولی. بین سالهای 1930 و 1932 ایالات متحده چهار وحشت بانکی گسترده را تجربه کرد که در طی آن تعداد زیادی از مشتریان بانکی ، با ترس از پرداخت بدهی بانک خود ، همزمان تلاش کردند تا سپرده های خود را به صورت نقدی برداشت کنند. از قضا ، تأثیر مکرر یک وحشت بانکی ، ایجاد بحرانی است که مشتریان وحشت زده می کنند تا از خود محافظت کنند: حتی بانک های سالم از نظر مالی نیز می توانند با یک وحشت بزرگ خراب شوند. تا سال 1933 یک پنجم از بانک های موجود در سال 1930 شکست خوردند و دولت جدید فرانکلین دی روزولت را به اعلام "تعطیلات بانکی" چهار روزه (بعداً سه روز تمدید کرد) ، که در طی آن همه بانک های کشور بسته بودند ، اعلام کرد. تا زمانی که آنها نتوانند بدهی خود را به بازرسان دولت ثابت کنند. نتیجه طبیعی خرابی گسترده بانکی کاهش هزینه های مصرف کننده و سرمایه گذاری در تجارت بود ، زیرا کمتر بانک ها برای وام دادن وجود داشتند. همچنین پول کمتری برای وام دادن وجود داشت ، تا حدودی به این دلیل که مردم آن را به صورت پول نقد جمع می کردند. به گفته برخی از محققان ، این مشکل توسط فدرال رزرو تشدید شده است ، که نرخ بهره را افزایش داده است (وام بیشتر افسرده کننده) و عمداً عرضه پول را در این عقیده کاهش می دهد که انجام این کار برای حفظ استاندارد طلا ضروری است (به تصویر زیر مراجعه کنید) ، که توسط آنایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر ارزش ارزهای خود را به مقدار مشخصی از طلا گره زده بودند. کاهش عرضه پول به نوبه خود باعث کاهش قیمت ها می شود ، که بیشتر وام و سرمایه گذاری را دلسرد می کند (زیرا مردم می ترسیدند که دستمزدها و سودهای آینده برای تأمین پرداخت وام کافی نباشد).

استاندارد طلاتأثیر آن بر عرضه پول در ایالات متحده ، استاندارد طلا بدون شک در گسترش افسردگی بزرگ از ایالات متحده به کشورهای دیگر نقش داشته است. از آنجا که ایالات متحده در حال کاهش بازده و کاهش قیمت ، تمایل به اجرای مازاد تجارت با سایر کشورها داشت زیرا آمریکایی ها کالاهای وارداتی کمتری را خریداری می کردند ، در حالی که صادرات آمریکا نسبتاً ارزان بود. چنین عدم تعادل باعث افزایش چشمگیر طلای خارجی به ایالات متحده شد ، که به نوبه خود تهدید به کاهش ارزهای کشورهایی که ذخایر طلای آنها تخلیه شده است ، کاهش می یابد. بر این اساس ، بانکهای مرکزی خارجی با افزایش نرخ بهره خود ، که این امر باعث کاهش تولید و قیمت و افزایش بیکاری در کشورهای خود می شد ، سعی در عدم تعادل تجارت داشتند. کاهش اقتصادی بین المللی ، به ویژه در اروپا ، تقریباً به اندازه ایالات متحده بد بود.

وام و تعرفه های بین المللی را کاهش داد. در اواخر دهه 1920 ، در حالی که اقتصاد ایالات متحده هنوز در حال گسترش بود ، وام توسط بانک های ایالات متحده به کشورهای خارجی سقوط کرد ، بخشی از آن به دلیل نرخ بهره نسبتاً بالا ایالات متحده. این ترک تحصیل به اثرات انقباضی در برخی از کشورهای وام گیرنده ، به ویژه آلمان ، آرژانتین و برزیل کمک کرد که اقتصاد آنها حتی قبل از آغاز رکود بزرگ در ایالات متحده وارد رکود شد. در همین حال ، منافع کشاورزی آمریکا ، که به دلیل تولید بیش از حد و افزایش رقابت از تولید کنندگان اروپایی و سایر کشاورزی ، رنج می برد ، به دلیل تصویب تعرفه های جدید در واردات کشاورزی ، کنگره را لابی کرد. کنگره سرانجام قانون گسترده ای ، قانون تعرفه Smoot-Hawley (1930) را تصویب کرد ، که تعرفه های شیب دار (میانگین 20 درصد) را به طیف گسترده ای از محصولات کشاورزی و صنعتی تحمیل کرد. این قانون به طور طبیعی اقدامات تلافی جویانه توسط چندین کشور دیگر را برانگیخت ، که تأثیر تجمعی آن در حال کاهش تولید در چندین کشور و کاهش تجارت جهانی بود.

درست همانطور که هیچ توافق کلی در مورد دلایل افسردگی بزرگ وجود ندارد ، هیچ اجماعی در مورد منابع بهبودی وجود ندارد ، اما ، دوباره ، چند عامل نقش آشکار دارند. به طور کلی ، کشورهایی که استاندارد طلا را رها کرده اند یا ارزهای خود را کاهش می دهند یا در غیر این صورت عرضه پول خود را افزایش می دهند (ابتدا انگلیس استاندارد طلا را در سال 1931 رها کرد و ایالات متحده به طور مؤثر ارز خود را در سال 1933 کاهش داد). گسترش مالی ، در قالب مشاغل جدید معاملات و برنامه های رفاه اجتماعی و افزایش هزینه های دفاعی در شروع جنگ جهانی دوم ، احتمالاً با افزایش درآمد مصرف کنندگان و تقاضای کل نیز نقش ایفا کرده است ، اما اهمیت این عامل یک موضوع استبحث در بین دانشمندان.

آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 0:48