طرح توسعه به اصطلاح زبان نوشتن در اوایل دهه 1970.
یک طرح کوچک در مورد نوشتن زبان از دهه 1970 به بعد. چگونه آن را قاب کنیم؟چگونه آن را تشخیص دهیم؟
تمایز مهم: یک نوشتار کاملاً مبتنی بر خواننده-که ادعاهای مربوط به تجربه خواننده را کسب می کند-"در حال حرکت" و برای تغییر شکل خود باز است. و این کار را با به دست آوردن موقعیت متمایز برای تجربه خواننده انجام می دهد - از پیش تعیین شده ، از برنامه نویسی ، از استاز. زبان در مرکز محیط ، با تجربه خواننده در مرکز انگیزه. با استفاده از روشهای شدید "مناسب" ، نقد بازتابی ، نقد بازتابی ، نقد بازتابی ، نقد بازتابی ، نقد بازتابی ، جابجایی.
(نوشتن) روش و (خواندن) انگیزه در هم تنیده است: روش انگیزه پایدار ؛روش پیش بینی انگیزه. بنابراین ، روش ایجاد این نوع باز خواندن و "در حال حرکت" چیست؟و با آن درخواست می شود؟
در اینجا ، "روش" ویژگی هایی را که معمولاً ذکر می شود وقتی افراد به اصطلاح نوشتن زبان را توصیف می کنند ، نقشه می کند:
اول: در محور افقی خود برای ایجاد معنی - به شکل زمان. با نتایج به طرز چشمگیری: ناسازگاری یک روایت خطی ، و همچنین سخت گیری های منظم مترونوم یا نفس یا دستور زبان هنجاری.
منطق از هم جدا شد ، چسب نحو حل شده یا جمع شدن ، زمان Askew یا Moebius مانند ، کلمات Ricocheting مسیر پی در پی را از بین بردند یا به همزمان با هم جمع شدند.
و دوم: محور عمودی آن برای ایجاد معنا - گرفتن فضای (مرجع یا بیانگر). با نتایج مشخص کننده ای که به طور مشخص (سوراخ کردن سطح) نشان دهنده ای است: به جای اینکه زبان به اندازه کافی شفاف باشد تا بتواند متن را به عنوان یک توهم کامل سرویس ، یا اعماق ساختگی پنهان ، یا توصیف ، یا حکایات یا خود بیان نویسنده بگذارد.
متون کمتر تابع (به صورت افقی) به یک خط قبلی یا برنامه نویسی زمان. کمتر تابع (به صورت عمودی) نسبت به وظایف بازنمایی یا امضای بیانگر. و با انگیزه بیش از "خوانندگان نزدیک" که در معرض تعطیل شدن پیشگیری از مزاحمت قرار دارند.
برای بازی متمایز در سه جبهه مختلف یا محور. برای متن - "به خودی خود" - تجسم یک "سیاست" یا استراتژی ، روشی که انگیزه جدیدی را حفظ می کند - ایجاد معنا در زمان (قابل خواندن) به مرحله اجرا می رسد (به صورت افقی).& (به صورت عمودی) در (نشانگر) فضای.
این انگیزه یک جبهه سوم و متنی را تشکیل می دهد: تجربه ای که برای خواننده خواسته شده است - در محوری که به طور متمرکز از زمان و فاصله معنا گسترش یافته است. روش به ایجاد یک محیط امنیتی کمک می کند ، و انواع خاصی از تجربه را ارزش می کند و نه دیگران.
و این یک طیف را تشکیل می دهد: از یک محیط امنیتی خاص (یا "مازاد") برای خواننده-گرفته تا محروم ترین زمینه یا عمومی ، و تمام راه را تا درجه صفر طی کنید (شاید مرگ ضرب المثل "خواننده'؟). این همان چیزی است که تعهد به روش متمایز را ایجاد می کند.
محدود کردن روش / محدود کردن انگیزه
برخی از روش های ایجاد معنا با زمان - "ایجاد زمان" - ساختار در درجه بالایی از بسته شدن. نظم روایت و دکوراسیون گرامری ، "پیشگویی" زمان زبان را خاموش کرد.
و همین کار با روش های ایجاد معنی از نظر مکانی. درجه های بالای بسته شدن و از پیش تعیین شده مشکل است. استراتژی های نمایندگی یا بیان شخصی مقصر است. یک برنامه از پیش تنظیم شده (عمودی) "یک نویسنده بیانگر یا دنیای قابل توصیف (از پیش تنظیم شده ، اما فقط انتظار برای قرار دادن" واقع بینانه "یا" اصیل "به کلمات) پتانسیل فعال" قانون اساسی "را از بین می برد.
زبانی که از این طریق کار می کند - برای تشکیل محیطی که با چنین تعطیلی معنا ساخته شده است - به عنوان طبیعی ، بی تحرک ، سنگین است.
و انتخابی هنگام سرویس دهی به "انگیزه". این تنها "امنیت" را برای یک روش خاص از پیش برنامه ریزی شده از خوانندگان با مسئولیت محدود خواننده ارائه می دهد. به جای خواستار رژیم متفاوت: از خوانندگان "محدوده آزاد"-در حال حرکت ، مسئولیت پذیری ، خود بازتاب و خارج از شبکه ، یک وضع موجود تجربی را تأیید می کند.
سؤال برای روش شناسی: نوشتن برای فرار یا از بین بردن سیستم پشتیبانی برای این تعطیل کردن معنای بالقوه تا چه حد نیاز دارد؟
چه مقدار از روش شاعرانه تثبیت و خفه کننده است؟چقدر یک محیط امنیتی بی نیاز (یا مازاد) (یا ژانر) بسته شدن را تحمل می کند (که به نوبه خود ، هرگونه تحول مثبت را برای خواننده که می توانیم به آن امیدوار باشیم محدود می کند.
برای نشان دادن وابستگی متون خود با ساختارهای غیر متعارف که باعث می شود شکوفه ای از یک انگیزه متفاوت ، یک تجربه خواننده بازتر ، نزدیک به برخی از مست های سلب شده ، عمومی [یا decretionalized] نزدیک به معنای بالقوه ما باید بدست آوریم؟
برای رقصیدن یک جایگزین ، ما باید آنچه را که در راه است حساب کنیم. اگر امید این است که بسته شدن معنا را از هم جدا کنیم ، نسخه ما باید متناسب باشد ، یا از نظر منطقی از آنچه نیروهای توضیحی در معرض خطر هستند ، دنبال کنید. این امر وجود دارد-یا در تجزیه و تحلیل امپریالیسم و چه در ترسیم شاعران آوانگارد.
و این دو می توانند به هم وصل شوند. یا من ادعا می کنمشما می توانید اندازه و مقابله با تعطیل شدن از بالقوه به معنای روشی که با یک سیاست خارجی تهاجمی روبرو می شوید ، اندازه و مقابله کنید.
توضیح امپریالیسم ، تجویز تفاوت.
اگر می خواهید یک سیاست خارجی را به طرز چشمگیری تغییر دهید-برای متوقف کردن راه های خوشحال کننده یک ملت ، اعتیاد آن به کاهش شانس خودمختاری دیگران: چه چیزی را باید فراهم کند؟
اول ، شما با این اقدامات گیج کننده و نگران کننده به عنوان گزینه های عمدی رفتار می کنید ، به وسیله ای که به اهداف آنها می خواهد.
جنگ ویتنام را بگیرید. اقدامات تهاجمی ایالات متحده ، مانند تشدید خشونت آمیز اواسط دهه 1960 ، به عنوان وسیله ای (منطقی) برای پایان یک استراتژی خاص ایالات متحده (برای صرفه جویی در یک ویتنام ضد کمونیستی طرفدار آمریکایی). اما این هدف خود توضیحی نیست."در معرض خطر" چیست (یا: اگر آنها شکست بخورند؟) یا با عصبانیت: چرا زحمت می کشید؟چه پایان یا تعهد عمیق تر می تواند استراتژی را به عنوان "مناسب" (یا منطقی) به حساب آورد؟
این پاسخ به مجموعه ای از اهداف اساسی ، به محیط خارجی واشنگتن می خواهد محافظت کند.
در گزارش رسمی جنگ ، تأمین یک ویتنام جنوبی ضد کمونیست (استراتژی که "هیچ جایگزینی" علاوه بر تشدید خشونت آمیز می تواند تضمین کند) چیزی بود که به اهداف واشنگتن نیاز داشت-برای دفاع از دنیای آزاد ، برای جلوگیری از شکست جنگ سرد. این قرار است محیط امنیتی "در معرض خطر" را در استراتژی (و "در معرض خطر" در صورت عدم موفقیت) توصیف کند.
یک حساب تجدید نظر یا رادیکال متفاوت به نظر می رسد. در اینجا ، برنامه محیط زیست (که به نوبه خود به استراتژی بلندپروازانه نیاز دارد) محافظت از امپراتوری آمریکا و برتری بیش از حد قدرت آن است. در اینجا بلوک های بلندپروازانه یک محیط مساعد آورده شده است.
خوب.- اما یک توضیح و یک نسخه به هم گره خورده است. می توانید یکی را از دیگری اذیت کنید. اگر هدف - تأمین یک نوع خاص از محیط - در حال هدایت استراتژی (متنفر) است ، باید آن هدف را فدا کنید و اجازه دهید شرایط آن را مجبور به تغییر کند.
چقدر ممکن است؟بپرسید: این "محیط مساعد" به چه صورت است؟چرا اینقدر اهمیت دارد؟یا ، دوباره ، بی رحمانه: چرا زحمت می کشید؟بپرسید: به نظر می رسد چه نوع جامعه ای (یا پارادایم رسمی وضع موجود در خانه) به آن نیاز دارد؟انگیزه به یک روش "مناسب" نیاز دارد.
در توضیح خط مشی ، شما یک عمل (یا یک دستگاه) را به استراتژی اساسی که از آن پشتیبانی می کند ، ردیابی می کنید. سپس این روش را به نوع محیطی که خواستار آن است ، ردیابی کنید و سپس این را به انگیزه ای که برای امنیت آن نیاز دارد ردیابی کنید. واشنگتن این تعهد را به خود محافظت می کند که توسط هر کشور حاکمیتی قابل تصور (یک پروژه عمومی) به اشتراک گذاشته شده است. منتقدین آن را تعهد برای تولید مثل یک نظم اجتماعی متمایز و مسیر (یک پروژه غیر ژنرال یا خاص-و بنابراین بالقوه بحث برانگیز) می نامند.
از نظر سیاسی ، وظیفه تغییر سیاست است - آن را غیر ضروری می کند. برای این کار ، شما باید مایل باشید برخی از ویژگی های این محیط "امنیتی" را رها کنید. اما چقدر فاصله دارید؟هر جامعه ای به یک نوع امنیت اساسی یا عمومی نیاز دارد. یا آیا شما فقط با روش های تضمین یک محیط امنیتی مازاد در بستر هستید-با روشهایی که فقط در صورتی بیش از حد به نظر می رسد که نقطه مرجع یک الگوی سلب شده از "منافع ملی" باشد ، اما برای کمک به تولید مثل یک پارادایم بسیار خاص متناسب است. برای جامعه؟
(در اینجا ، توجه کنید که چگونه احساسات و تجزیه و تحلیل ضد جنگ رادیکال می تواند باشد-از طریق این سطوح دلالت برای به چالش کشیدن نارضایتی ما در مورد طراحی "وطن" که قرار است از واشنگتن محافظت کند ، به چالش بکشد.)
انتخاب یا ضرورت؟
با این تجزیه و تحلیل ، شما دنباله انتخاب رسمی را معکوس می کنید.
سیاست گذاری خارجی با یک الگوی (صریح یا ضمنی) جامعه داخلی که رهبران می خواهند آن را تأمین کنند ، آغاز می شود. سپس آنها می دانند که الگوهای خارجی چه کاری انجام می دهند یا محیطی مساعد را برای این نظم اجتماعی ارائه نمی دهند. سپس آنها می دانند که چه استراتژی خاصی می تواند از این الگوی محافظت کند (یا ، آن را به اطراف می چرخاند ، چه سیاستی را نمی توان شکست داد). و سرانجام ، آنها جزئیات (یا دستگاه های مورد نیاز برای تضمین موفقیت استراتژی را می دانند
اگر روش "محکم" با انگیزه باشد ، این هر دو روش را کاهش می دهد. در صورت عدم موفقیت این سیاست ، انگیزه نمی تواند پایدار باشد. اما اگر این انگیزه به چالش کشیده شود یا مجدداً مورد بررسی قرار گیرد ، ممکن است این روش باد از بادبان خود خارج شود.
آنچه در تأمین یک محیط مناسب (یا نظم جهانی) در معرض خطر است: اگر یک زمینه عمومی داخلی یا پارادایم به آن بستگی دارد ، پس نمی توانید از پس آن برآیید. ضرورتانتخاب نیستزیرا ، زودتر از دیرتر ، شما با یک تهدید مرگ روبرو خواهید شد. شکست به عنوان "تسلیم" و به عنوان افراط گرایی خودکشی.
اما در دوران ویتنام ، بسیاری از مبارزان رادیکال شده بودند که دیدند که سیاست جنگ عمومی نیست. ادعاهای توجیهی از "دفاع ملی" عمومی ادامه نداد. درعوض ، به نظر می رسید که فقط یک انگیزه بسیار متمایز سرمایه داری در معرض خطر است. فقط یک پیکربندی خاص (از الگوی اقتصادی ، سیاسی و ایدئولوژیک یا فرهنگی در خانه) لازم است - نمی تواند بدون آن زندگی کند - آن "امنیت".
اگر محیط سیاست را ضمانت کند ، پس مایل به پذیرش یک محیط به طرز چشمگیری متفاوت ، کلید اصلی برای انصراف (یا تفسیر) روش است. اما فاجعه چیست؟برای رد برخی از ویژگی های آن-مواردی که از انگیزه یا الگوی متمایز محافظت می کنند-شما آن الگوی (و گزینه های مازاد ، غیر ژنتیکی) را در معرض شرایطی قرار می دهید که می تواند آن را مجبور به تغییر کند. این همان چیزی است که در معرض خطر است.
برای خواستار یک روش متفاوت ، شما می گویید (به طور ضمنی): هر آنچه از این سیاست محافظت می کند نیز باید تغییر کند - نه فقط محیط خارج بلکه خود انگیزه.
با ویتنام ، الگوی رسمی خاص انگیزه است. نسخه خاصی از زندگی سرمایه داری از این محیط تغذیه می کند. بنابراین معقول است که مقصر آن سیستم باشد. شما باید برای ایجاد یک انگیزه متفاوت - و یک سیستم متفاوت - تلاش کنید ، به عنوان یک امنیت امنیتی آن ، یک چک خالی برای جنگ مزمن نیست.
برای بسیاری از ضد جنگجویان ، این امر آنها را به صورت منطقی به سمت چپ کشاند: نه به "ضد آمریکایی" یا هرگونه تمایل به آسیب رساندن به ملت اصلی یا "اساسی" ، بلکه به یک انتقاد اساسی از وضعیت Qo که ویژگی های آن در واقع "در معرض خطر بود'.
این همان روشی است که من در مورد شاعران صحبت می کنم
به عنوان یک نسخه ، ما می توانیم بیشتر آنچه را که برای کنوانسیون به روش شاعرانه می گذرد ، جت کنید. اما اگر ما به پیامدهای مثبت برای خواندن توجه کنیم - و بپرسیم که چقدر باید در از بین بردن ساختار پشتیبانی برای پیشبرد این روشها پیش برویم؟
چشم انداز شعر مطمئناً با اعمال یا دستگاه های محدود کننده و محدود کننده ای روبرو است: زبان شفاف ، تداوم شخصیت ، مرکز ، لاولر ، داستان های داستان پردازی و غیره. تعطیلی رقص معنا در زمان و مکان. به نوبه خود ، ما می توانیم "این" سیاست "را به عنوان ابزاری برای پایان عمیق تر توضیح دهیم: تضمین نوع خاصی از محیط امنیتی برای زبان - این همان چیزی است که در آن استراتژی های متعارف" در معرض خطر "یا" در معرض خطر "استایجاد (و بسته شدن) معنی.
باز هم ، ما می توانیم "محیط های امنیتی" متفاوت زبان را بر روی یک طیف ترسیم کنیم: با یک درجه عمومی یا اساسی بسته شدن در وسط ، که در یک انتها توسط افراط و تفریط مازاد (یا خاص) بسته شده است ، و کاملاً بدون ساختار یا تغییر شکل یا نامشخص در نامشخصدیگری.
همچنین ، محیط های زبانی به صورت انتخابی مساعد هستند. آنها از موقعیت خاصی برای خواندن در یک محور متنی اطراف پشتیبانی می کنند: معادل یک الگوی انگیزشی. بپرسید: در درجه بسته شدن چه شیوه خواندن "در معرض خطر" است.
محیط های زبانی حداقل یک درجه عمومی از بسته شدن (و از پیش تعیین شده) امکان کشف حداقل پویایی موقعیت خواندن را فراهم می کند. یک مبنای عمومی از خوانایی (و خواننده "حاکمیت") در امنیت آنها "در معرض خطر" است.
اگر تمام اشکال و ساختارهای بسته شدن زبان را فرو می ریزید ، چشم انداز هر نوع موقعیت قابل تصور از خواننده را نشان می دهید. خواندن خود "در معرض خطر" است و در برابر حملات افراطی به عملیات اساسی زبان آسیب پذیر است.(یا به هرگونه بی تفاوتی کامل به زبان به عنوان یک رسانه.)
یک محیط زبانی با برخی از تعطیلی (مازاد) از انواع متنوع خاص برای خواننده پشتیبانی می کند - برخی از همدست ها ، ثابت ها و بین المللی. برخی مقاوم ، خود بازتابنده و در حال حرکت. یعنی: ویژگی های متمایز موقعیت و تجربیات خواننده "در معرض خطر" هستند که در چه میزان (و در چه نوع) از یک محیط مازاد استراتژی های نوشتن ما به شکل گیری کمک می کنند. و این ویژگی ها را می توان کاوش ، ناپایدار و از راه دور کرد.
قبل از تاریخ متفاوت
اگر به جو دهه 1960 و 1970 فکر کنیم ، با آیه سازگار و خوشمزه سازنده وضع موجود در حالی که واشنگتن ملت را به جنگ تبدیل کرد.
یک سؤال تاریخی با این سوال موازی است: ادبیات آوانگارد تا چه حد نیاز به پیش می برد؟- در آن زمان یا فراتر از آن ، برای فرار از دام بسته از پیش تعیین شده (از معنی و خواندن).
یک نقشه مرسوم از نسب از نوشتن به اصطلاح زبان ، شعر جدید آمریکایی دهه 50 و 60 را برجسته می کند [که خود از میراث پوند/ویلیامز مدرنیسم آمریکایی گسترش یافته است (و آن را با برخی از صداهای قبل از جنگ بازیابی شده)]. این معمولاً نوشتن زبان را در همان خطوط قرار می دهد ، اما کمی بازتر و شدیدتر: ادامه دادن به پیش بینی های عمودی (صدا و تصویر) و تقابل "برنامه ریزی" افقی (از نحو و داستان) حتی بیشتر.
اما آن نقشه خیلی محدود است. چیز دیگری همچنین برای شاعران پرماجرا که در دهه 1970 به سن و سال می رسند ، وارد منظره یاب می شود: سبک های حتی شدیدتر مقاومت در برابر بسته شدن در اواخر دهه 50 و 60 ، خارج از شعر جدید آمریکایی.(نمونه های الهام بخش از Fluxus ، از Poetry Concrete & Sound ، از تئاتر رقص جودسون ، از مینیمالیسم و پس از مینیمالیسم و هنر مفهومی ، از Cage & Mac Low & Andre & Acconci & Coolidge و دیگران آمده است.)
این به یک "نوشتار افراطی" با میراث جایگزین خاص خود ، از (در میان چیزهای دیگر) با هم جمع شده است: اول ، به هنر و ادبیات تجربی قبل از جنگ (ایالات متحده و اروپایی) پیوست. دوم ، تحریک "خیابان" - شورش سیاسی و اجتماعی در برابر وحشت سیاست های دولت و تبلیغات. و سوم ، آغوش روشهای هنر رشته ای رادیکال دوران-که از مسیرهای آوانگارد سایر رسانه ها در زمین های ادبی کمتر آشنا استفاده می کند ، با نتایج قابل توجه در ایجاد سازمان ملل متحد هر دو مبتنی بر زمان یا مبتنی بر فاصلهمعنی
برخی از این "افراط گرایی" دهه 60-مانند پسر عموی خود در دنیای موسیقی ، هنر تجسمی و عملکرد آوانگارد همسایه-یا محور عمودی و افقی معنا را به یک نقطه ناپدید می کند (یا هر دو). گویی فقط یک حمله کامل به معنی کافی خواهد بود. و با انجام این کار ، همان کاهش یا تخریب را بر روی هر محیط زبانی که منجر به انگیزه یا الگوی اساسی - خواندن شود ، کار می کند.
برای یک ماجراجویی مانند به اصطلاح نوشتن زبان ، که در دهه 1970 ظاهر می شود ، بی قرار با محدودیت های شعر جدید آمریکایی ، این یک اصل و نسب بسیار مهم برای مذاکره است. نه به عنوان یک تحریک برای فراتر رفتن ، فراتر از معنی ، فراتر از زبان قابل خواندن - از آنجا که "درجه صفر" قبلاً مورد بررسی قرار گرفته بود. اما برای الهام بخشیدن از این رادیکالیسم های افراطی (حتی ناامید) و هنوز به قلب زبان ، با شیوه های متلاطم و نشانگر و حس کردن ، به سمت قلب زبان پیش نمی رود.
برای کشف - و برای عجیب و غریب - ظرفیت های (اساسی یا عمومی) یک محیط زبان: این همان چیزی است که در روش های شکل گیری آشکارتر به معنای آزادتر (اما با این وجود) از زمان و خارج از فضا - در معرض خطر است. از توالی قابل خواندن ، خارج از خوانایی ، خارج از معناشناسی ، خارج از مرجع. به عبارت دیگر به زبان محور بودن. و ، در زمان فوریت اجتماعی ، با برخی از شانس ها برای گرفتن اهرم (در سطح انگیزه خواندن) بر قدرت گفتمان ، بلاغت ، ایدئولوژی ، اسطوره.
و با انجام این کار ، برای بازگشت به جدول (خواندن) ، نتیجه کمتری را در محور افقی و عمودی خاموش می کند: کمتر از نظر معنایی مات یا خالی ، کمتر استاتیک ، ترسو.
نه به دلیل رستگاری آن ، بلکه حداقل بازیابی امکانات گسترده زبان برای خواننده است.
هنگامی که ما فراتر از یک حمله کامل به اصول زیست محیطی زبان هستیم ، می توانیم روش هایی را برای بازسازی آن محیط برای پشتیبانی از یک زمینه متفاوت ، یک انگیزه اساسی متفاوت انجام دهیم: یک آغوش بسیار سخاوتمندانه و باز از خواننده "در حال حرکت" - شارژ شدهبالا و آماده برای رفتن. si se puede.
آموزش کار در فارکس...
ما را در سایت آموزش کار در فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
23 اسفند
1401 ساعت: 15:32